نهمین جلسه از دور بیست و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی، ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ شعبه تخت جمشید شیراز با استادی مسافر محمد جواد ، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه ( وادی سیزدهم و تاثیر آن بر روی من ) پنج شنبه ۹ بهمن ماه۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان محمد جواد هستم یک مسافر:
تشکر میکنم از راهنمای لژیون چهاردهم که استادی و اداره جلسه را به من واگذار نمودند و همچنین از گروه مرزبانی و ایجنت محترم.
خوب پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است
من جواد با ورود به کنگره به عنوان یک تازه وارد آمدم سفری را آغاز کردم و روز اول یک کور نوری سوسو میزد دیدم و خیلی از سفر دومیها و آنهایی که به حال خوب رسیده بودند را الگو کردم و همینطور به سمت نور حرکت کردم یک گردش ۱۸۰ درجهای که حقیقت را ببینم و همینطور آمدم در طول مسیر فرمانبردار راهنما بودم آمدم خدمت کردم و همینطور این مسیر را به خوبی طی کردم تمامی جلسات بودم و از یک نقطهای که اعتیاد بود شروع کردم و به پایان سفر رسیدم
چه سفری بود پرفراز و نشیب در طول سفر سختی های خودش را داشت .
من در اول سفر آمدم درمان شدم، آمدم بالا با همسفرم و گفتم از همه تشکر میکنم که من را به حال خوش رساندند ولی واقعا هدف همین بود ؟ حال خوش همین بود که من بیام این بالا اعلام کنم و از این در که رفتم بیرون بروم ؟
خوب چه کسانی اینجا زحمت کشیده بودند خدمت کرده بودند صادقانه و عاشقانه که این بنا بماند که چراغ این سقف روشن باشد.
کسی که سیستم خمرش کار کند خندان هست شاداب هست کسی نمیتواند بگوید چرا فلانی میخندد شاید خیلیها برای اینکه من اینجا میآیم میخندم نشانه دیگری بدانند ولی نه اینهایی که این حس و حال را تجربه کردهاند میفهمند کسی که سیستم خمرش کار کند عقل عشق و ایمانش هم کار میکند و گوش به فرمان و عاشق همه هستی میشود عاشق همه موجودات میشود عاشق آن سفر اولی میشود که با حال خراب میآید ، خودش را بالا نمیبیند، خودش را پایین میبیند و سعی میکند به هر نحوی که شده است خدمتی را انجام بدهد تا اینجا در کنگره انسانهای دردمند به درمان برسند.
تایپ:مسافر وحید
تنظیم و ارسال:مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
128