اولین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران، با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر مهران و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه" الهام از رمضان" در روز پنج شنبه 16 بهمن ماه 1404 ساعت 15:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه، «الهام از رمضان» است.
همه شما مستحضرید که ماه مبارک رمضان برای ما، اعضای کنگره ۶۰، صرفاً یک ماه عبادی نیست؛ بلکه نقطه آغاز است؛ آغاز یک ساختار، آغاز یک حرکت، آغاز یک تفکر و آغاز مسیری برای نجات انسانها؛ چه انسانهایی که در بند اعتیاد گرفتارند و چه انسانهایی که به ظاهر آزادند، اما چهبسا حالشان از ما نیز بدتر است.
آقای مهندس دژاکام، بهعنوان انسانی کاوشگر، کنشگر، کنجکاو و محقق، همواره در زندگی خود روی مسائل مختلف تحقیق میکردند. از آنجا که همه شما مستحضرید، میدانید که ایشان در زمانی که مصرفکننده بودند، تصمیم گرفتند روزه بگیرند؛ یعنی هم مصرف داشتند و هم روزه میگرفتند. در آن مقطع، در وعدههای سحر و افطار غذا میخوردند و در طول روز مصرف داشتند، اما غذا نمیخوردند. پس از مدتی متوجه شدند حالشان با دو وعده مصرف بهتر از زمانی است که وعدههای بیشتری دارند. همین موضوع باعث شد به این نتیجه برسند که نظم، همراه با ایمان، میتواند انسان را از تاریکی نجات دهد.
بر همین اساس، روی این موضوع کار کردند، تحقیق نمودند، نتایج را مکتوب کردند و مقاله نوشتند. با استفاده از تجارب اساتید خود و الهامات و ادراکاتی که برایشان حاصل شد، توانستند این متد را کشف و ثبت کنند. ثبت این موضوع نیز کار بسیار دشواری بود، اما در نهایت موفق شدند و در سال ۱۳۷۸ نخستین مقاله درمان اعتیاد خود را در استان سیستان و بلوچستان به چاپ برسانند.
نکته مهم اینجاست که افراد زیادی هستند که در ماه رمضان همین الگو را اجرا میکنند؛ یعنی شبها مصرف دارند و گاهی حتی در طول روز نیز مصرف میکنند. بسیاری فقط در سحر و افطار مصرف میکنند و تا افطار بعدی ادامه میدهند. اما سؤال اینجاست که چرا برای آنها الهامی رخ نمیدهد؟ چرا این الهام برای مهندس دژاکام اتفاق افتاد؟
اینجاست که باید وجه تمایز تفکر بنیان کنگره ۶۰ را درک کنیم. تفکر کنگره ۶۰ بر پایه مطالعه عمیق منابع مختلف شکل گرفت؛ از کتب دینی گرفته تا آثار بزرگان. با این حال، افراد زیادی هستند که مطالعه میکنند، همه اعمال را انجام میدهند، اما همچنان به نتیجه نمیرسند.
در کتاب «حال خوش»، مهندس توضیح میدهند که هر انسان از خود سؤالاتی اساسی دارد: تو که هستی؟ از کجا آمدهای؟ چه میخواهی؟ و خود ایشان از خود میپرسند: «سلام، حالت چطور است؟»
ما روزه میگیریم، نماز میخوانیم، قرآن تلاوت میکنیم، مسجد میرویم، خانه و ماشین میخریم و تفریح میرویم؛ همه برای اینکه حالمان خوب شود. اما چرا حالمان خوب نمیشود؟ چرا با وجود پول و امکانات، باز هم رضایت نداریم؟ چون یک گمشده داریم؛ و آن گمشده را جناب مهندس دژاکام کشف کرد.
وجه تمایز مهندس دژاکام با دیگران این بود که ایشان خودشان را شناختند؛ و «خود» یعنی نفس.
در جزوه، برای نفس دو تعریف وجود دارد: یکی آن چیزی که در ظاهر و باطن تعیین موجودیت می کند و دارای خواسته است. دیگری اینکه نفس به سان شهری است که در آن افراد منفی مانند دزد، طماع، حسود و اسراف کار وجود دارد و هم انسان های مثبت مانند مهربان، دانا و فرزانه. یعنی هر انسان دارای دو حالت است؛ حالت مثبت و منفی یا حالت خوب و بد.
این دو حالت از طریق سه مؤلفه از جهان پیرامون انرژی دریافت میکنند: حس، صوت و نور. در اینجا تمرکز ما بر «حس» است؛ چرا که نقش کلیدی دارد. جناب مهندس میفرمایند: حس مانند فضاپیمایی است که انسان آن را به فضا میفرستد، اطلاعات جمعآوری میکند و بازمیگرداند.
حس مانند یک ماهواره است که در مداری قرار میگیرد و هر سمتی که تنظیم شود، همان را دریافت میکند. اگر روی ضد ارزشها تنظیم شود، همان را میگیرد و اگر روی ارزشها تنظیم شود، ارزشها را دریافت میکند.
ما همین حالا، در همین لحظه، در حال ارسال و دریافت انرژی هستیم. برخی افراد از نظر ذهنی اصلاً در جلسه حضور ندارند؛ نه دریافت دارند و نه برداشت. برخی در حال قضاوتاند و برخی در حال آموزش گرفتن. این تفاوتها نشاندهنده نوع انرژی ماست.
انرژیای که ما ساطع میکنیم، چند برابر به خودمان بازمیگردد. اگر حس ما در مرحله نفس امّاره باشد، انرژی منفی بازمیگردد؛ اما اگر حس ما مثبت باشد، انرژی مثبت دریافت میکنیم. مثال سادهِ آن تشویق است؛ وقتی کسی را تشویق میکنید، خودتان نیز چندین برابر انرژی مثبت دریافت میکنید.
برای رسیدن به آگاهی نفس، باید از مراحلی عبور کنیم و این عبور فقط از مسیر آموزش ممکن است. صرف نوشتن سیدیها کافی نیست؛ اگر حس ما درست نباشد، حال ما خوب نخواهد شد. این همان «معادله عملکرد» است؛ یعنی کاری که انجام میدهیم، همراه با حسی که داریم، نتیجه را میسازد.
اگر خدمت میکنیم، مینویسیم و تلاش میکنیم اما حالمان خوب نیست، یعنی حس ما درست نیست. بنابراین باید به حس خود پایبند باشیم، چون لحظهبهلحظه در حال انتخاب هستیم.
اگر حس ما پالایش شده باشد، برای دریافت الهام نیازی به سواد ظاهری نیست. پیامبر اکرم (ص) مکتب نرفتند، اما به جایگاهی رسیدند که عقلشان به مرتبهای رسید که حتی مَلَک توان رسیدن به آن را نداشت. اگر دریافت کنندهِ حس ما روی خوبیها، مهربانی، عطوفت، کمک به دیگران، احترام به طبیعت، خانواده و جامعه تنظیم شود، ادراک ما بهطور طبیعی بر اساس ارزشها شکل میگیرد؛ اما اگر روی ضد ارزشها تنظیم شود، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود.
ماه رمضان در پیش است. برخی کارها باید از اکنون انجام شود؛ علاج واقعه قبل از وقوع. حمایت از سبد رمضان زمانی ارزشمند است که با حس درست انجام شود؛ نه برای دیده شدن و نه برای تعریف دیگران. باید از دل باشد، مانند کشاورزی که بذر میکارد.
در مورد سفر اولی ها نیز نکتهای عرض میکنم: آن ماشینی که در کتاب 60 درجه مثال زده میشود، هم شربت تریاک دارد و هم بخاری، اما مسافر باز هم باید کاپشن بپوشد. یعنی اگر راهنما برنامهای میدهد، باید کمی تحمل و رعایت وجود داشته باشد. افکار، احساسات و اندیشه ما باید مثبت باشد؛ در غیر این صورت، حال خوش نصیب ما نخواهد شد.
از توجه و همراهی شما بسیار ممنونم.
مرزبان کشیک: مسافر مجتبی
مرزبان خبری: مسافر جلیل
تایپ: مسافر محمد لژیون چهارم
عکاس: مسافر علیرضا لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
154