English Version
This Site Is Available In English

ما در کنگره استاد پرورش می‌دهیم

ما در کنگره استاد پرورش می‌دهیم

جلسه پنجم از دور سوم سری کارگاه‌های آموزشی لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با دستور جلسه " الهام از رمضان " با استادی مسافر وحید و نگهبانی پهلوان مسافر مهدی، دبیری مسافر حمید و خزانه‌داری مسافر راهنما امیر در تاریخ سه شنبه 14 بهمن 1404 رأس ساعت 13:30 آغاز به کارکرد.

از آقا رضای عزیزم تشکر می‌کنم که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم. واقعاً قدردان محبت و اعتماد ایشان هستم، چراکه هنوز به سفر دوم نرسیده بودم اما با تشویق و لطف‌شان این اجازه را به من دادند. من این را یک فرصت آموزشی می‌بینم تا بتوانم بیشتر یاد بگیرم و رشد کنم. مهندس همیشه می‌فرمایند: «ما در کنگره استاد پرورش می‌دهیم؛ فقط اعتیاد را درمان نمی‌کنیم، انسان تربیت می‌کنیم.»
وقتی به بچه‌هایی که در سفر دوم هستند یا به جایگاه راهنمایی رسیده‌اند نگاه می‌کنیم و پای صحبت‌هایشان می‌نشینیم، واقعاً می‌بینیم که به مرحله‌ای از دانایی و آرامش رسیده‌اند که می‌توان آن‌ها را استاد نامید. من می‌گویم حداقل در ابتدا باید استادِ زندگی خودمان باشیم. شاید من هرگز به جایی نرسم که استادِ فرزندم یا دیگران باشم، اما اگر بتوانم زندگی آرام‌تری داشته باشم، خودم را کمتر درگیر حواشی کنم و مسیرم را درست طی کنم، برای من کافی است.

در این مدت که کنگره تعطیل شد و نظم برنامه‌ها به‌هم خورد، برای خودم ثابت شد که کارهایمان باید پیوسته باشد. نمی‌شود یک مقطع انجام دهیم و یک مقطع رها کنیم. اگر می‌خواهیم حالمان خوب باشد و انرژی‌مان بالا بماند، باید آموزش‌ها و اصول کنگره را به‌صورت مداوم اجرا کنیم؛ آموزش‌هایی که واقعاً در جای دیگری پیدا نمی‌شود. وقتی مهندس با بغض می‌گویند: «من هنوز به کنگره بدهکارم»، یعنی کنگره کاری انجام می‌دهد که مشابهش در هیچ جای دنیا نیست.
از لژیون سردار برای خودِ من حرف‌ها و تجربه‌های بی‌پایانی دارم؛ اتفاقاتی که برای انسان رقم می‌زند، چه از نظر مالی و چه از نظر رشد فردی و معنوی. کنگره همیشه انسان را به حیرت وا می‌دارد. گاهی بیرون از کنگره یک جواب می‌گیریم، اما وقتی همان موضوع را در کنگره بررسی می‌کنیم، به جوابی می‌رسیم که عمیق‌تر و شگفت‌انگیزتر است. در بحث گلریزان و پهلوانی هم همین‌طور است؛ ظاهر کار یک چیز است، اما هدف اصلی چیز دیگری است. همان‌طور که گفته‌اند:
«تو نیکی می کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز»
یعنی ما در جای دیگری حساب و کتاب می‌کنیم. من همیشه این مثال را برای بچه‌ها می‌زنم: کسانی که آبیاری کرده‌اند می‌دانند وقتی از یک جا آب نشت می‌کند، شما یک‌جا را می‌بندید و از جای دیگر قطع می‌شود؛ یعنی ظاهرش یک چیز است اما اثرش جای دیگری دیده می‌شود. به نظر من کنگره، مخصوصاً لژیون سردار، همین‌گونه عمل می‌کند. در ظاهر شاید پول می‌دهیم، اما در باطن اتفاقات بزرگ‌تری در حال رخ دادن است. در یکی از سی‌دی‌ها مهندس می‌فرمودند: «ای دوست، شکر خوش است یا آن‌که شکر سازد؟»
یعنی کار و اتفاق شیرین است، اما مهم‌تر از آن، طرفِ معامله ماست. در واقع ما با خودِ خدا طرف هستیم؛ اوست که این بازی را طراحی کرده و اگر بازی این‌قدر شیرین است، خودِ سازنده چقدر شیرین‌تر است. من خودم پر از ایراد هستم، اما افتخار می‌کنم که در کنگره هستم و در این مسیر حرکت می‌کنم. اخیراً مسافری را سوار کردم که رهایی داشت اما سیگار می‌کشید. در صحبت‌هایی که شد، آقا وحید جمله بسیار زیبایی گفتند: «او چند سال رهایی دارد و هنوز سیگار می‌کشد، اما تو امروز اینجا هستی.» این یعنی هیچ‌کدام از ما کامل نیستیم، اما امروز اگر اینجا نشسته‌ام، در درست‌ترین جای ممکن هستم و در مسیر درست حرکت می‌کنم. قرار نیست دو روزه، دو ماهه یا ده ماهه کامل شوم؛ مهم این است که در مسیر باشم. امیدوارم خداوند هم در این مسیر کمکم کند و درِ کنگره همیشه به روی ما باز بماند.
در این مدت تعطیلی، حال خودِ من اصلاً خوب نبود؛ کارهایم به‌هم ریخته بود و حتی خواب هم نداشتم. اما شکر خدا دوباره این در به روی ما باز شد و همین چند ساعت حضور برای من بسیار ارزشمند است. ان‌شاءالله هرچه زودتر به همان روند قبلی برگردیم و از این آموزش‌های بی‌نظیر استفاده کنیم، یاد بگیریم و زندگیِ درستی داشته باشیم.

تهیه و تنظیم: مسافر مصطفی، مسافر پدرام
عکاس: مسافر مهدی
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .