سلام دوستان، احمد هستم؛ یک مسافر.
پیش از هر چیز، خداوند بزرگ را شکر میکنم که اذن ورودم به کنگره ۶۰ را صادر کرد و دری را به رویم گشود که سالها در تاریکیِ اعتیاد از یافتنش ناامید شده بودم. سپس از آقای مهندس، این انسان بزرگ و اندیشمند، که با عشق، دانش و دوراندیشی خود چنین بستری را برای رهایی انسانها فراهم کردهاند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین قدردان زحمات راهنمای عزیزم هستم؛ کسی که با صبر، محبت و دانایی، چراغ راه سفرم شد.
من سالها در جهان اعتیاد، در تاریکیها، ترسها و بنبستها گرفتار بودم. هر روز بیشتر فرو میرفتم و هر لحظه امیدم کمرنگتر میشد. اما روزی رسید که جرقهای در دل خاموشم روشن شد. با اتکا به آموزشهای ناب کنگره ۶۰ و همراهی دلسوزانهٔ راهنمایم، سفرم را آغاز کردم؛ سفری که نه فقط برای درمان اعتیاد، بلکه برای بازسازی جسم، روان و جهانبینیام بود.
اکنون که در ماههای پایانی سفر هستم، رهایی، پاکی، آزادی و سلامتی را نه در دوردستها، بلکه درست کنار خودم احساس میکنم؛ انگار هر روز یک قدم دیگر از تاریکی فاصله میگیرم و به روشنایی نزدیکتر میشوم.
اما داستان من فقط به اعتیاد ختم نمیشود. من سالها با بیماری اماس نیز دستوپنجه نرم میکردم؛ بیماریای که بسیاری آن را پایان امید میدانند. اما در کنگره ۶۰، به لطف تلاشهای علمی و ارزشمند جناب مهندس ـ که مقالات ایشان دربارهٔ اماس در کشورهای مختلف مورد تأیید و تحسین جامعهٔ علمی قرار گرفته ـ دری تازه به رویم گشوده شد. این تحقیقات، تئوری درمان اماس را در سطح جهانی مطرح کرده و من، در حین سفر D.S.T با داروی O.T، نمونهٔ زنده و قابل لمس این حقیقت هستم.
به لطف این روش، بیماریام بهبود نسبی پیدا کرده و توانستهام داروهای اماس را کنار بگذارم. امروز با امیدی عمیقتر از همیشه، در مسیر بهبودی کامل قدم برمیدارم و هر روز نشانههای تازهای از بازگشت سلامتی را در خود میبینم.
جا دارد بار دیگر از جناب مهندس و مجموعهٔ کنگره ۶۰ بابت این دستاورد بزرگ و ارزشمند سپاسگزاری کنم. از خداوند منّان برای این بزرگوار طول عمر، سلامتی و برکت مسئلت دارم.
به امید روزی که گل رهایی را از دستان پرمهر ایشان دریافت کنم و این مسیر نورانی را با افتخار ادامه دهم.
تهیه و تایپ: مسافر مهدی لژیون هشتم
تنظیم و ارسال: گروه سایت
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
97