هفتهی راهنما، فرصتی ارزشمند برای قدردانی از انسانهایی است که با عشق، صبر و آگاهی، دستِ راهیانِ مسیرِ درمان را میگیرند.
راهنما فقط یک آموزشدهنده نیست، بلکه الگویی زنده از رهایی و تغییر است. راهنما کسی است که مسیرِ تاریکی را طی کرده و اکنون با چراغِ تجربه، راه را به دیگران نشان میدهد. راهنما بودن یعنی مسئولیت، یعنی فرصتی بیمنت برای خدمت.
هفتهی راهنما یادآور زحمات شبانهروزیِ راهنمایانی است که با کلام، رفتار و عمل، آموزش میدهند. راهنما با صبرِ خود اعتماد میسازد و با محبت، بذرِ امید میکارد.
راهنما ستون است، تکیهگاه است، و پلی میانِ جهل و دانایی.هفتهی راهنما در کنگرهی ۶۰، فقط هفتهای در تقویم نیست، بلکه فرصتی ارزشمند برای تفکر و قدردانی است؛ قدردانی از انسانهایی که خود در تاریکی بودهاند، اما با آموزش، صبر و ایمان، به نور رسیدهاند و امروز چراغِ راهِ دیگران شدهاند.
راهنما مقام نیست، عنوان نیست؛ بلکه مسئولیتی سنگین و امانتی الهی است. راهنما کسی است که راه را رفته، سقوط را تجربه کرده، رنج را لمس کرده و اکنون با دانایی، مسیرِ درست را نشان میدهد.
راهنما فقط سخن نمیگوید؛ او زندگی میکند، رفتار میکند و با عمل، آموزش میدهد. راهنما آموخته است که تغییرِ واقعی از درونِ انسان آغاز میشود؛ نه با اجبار، نه با شعار، بلکه با آموزشِ صحیح و گذرِ زمان. راهنما نقشِ تشریفاتی ندارد، بلکه یکی از ارکانِ اصلیِ ساختارِ درمانی است. راهنما نتیجهی آموزش است، نه صرفاً انتخاب یا علاقه؛ کسی که در جایگاهِ راهنمایی قرار میگیرد، سالها آموزش دیده، آزمون داده و تغییر را در زندگیِ خود جاری کرده است.
راهنما مسئولِ درمانِ رهجو نیست، بلکه مسئولِ آموزشِ مسیرِ درمان است و این تفاوتی اساسی و بنیادین است. راهنما نمیجنگد، نجات نمیدهد و به جایِ رهجو تصمیم نمیگیرد؛ بلکه راه را نشان میدهد و مسیر را به خودِ رهجو میسپارد.
او میآموزد که درمان، حرکتی پلکانی است؛ با زمان، با نظم، با همبستگی.راهنما مرزها را میشناسد؛ نه احساس را بیحد ابراز میکند، نه وابستگی ایجاد؛ هیچگاه قانون را با سلیقه عوض نمیکند؛ او ساختار است، نه مصلحتجو.
راهنما به رهجو میآموزد که مسئولِ زندگیِ خودش باشد نه طلبکارِ گذشته، نه قربانیِ شرایط؛ راهنما نقشِ آینه را دارد. خطاها را نشان میدهد بیآنکه تحقیر کند؛ حقیقت را میگوید، بیآنکه قضاوت کند.
راهنما آموزش میدهد که رهایی با شعار به دست نمیآید، بلکه با تغییرِ جهانبینی، اصلاحِ رفتار و اجرایِ فرمانها ممکن میشود. در سفرِ اول، راهنما نقشِ نگهدارنده را دارد. نه فشارِ بیش از حد، و نه رهاسازیِ بیقانون.او اجازه نمیدهد رهجو با عجله یا سهلانگاری مسیرِ درمان را تخریب کند.
در سفرِ دوم، راهنما از «قطعِ مصرف» به «درست زندگیکردن» منتقل میشود. در این مرحله، راهنما مراقبِ غرور، خودبزرگبینی و توهّمِ داناییِ رهجو است. حدودِ راهنما مشخص است؛ نه دوستِ صمیمی است، نه مرشدِ احساسی، بلکه تکیهگاهِ عقلانی و دلسوز است.
وظایفِ رهجو در برابرِ راهنما عبارتاند از: گوشدادن، اجراکردن، صبرکردن و مسئولیتپذیری — نه مقایسه، نه قضاوت، نه تفسیرِ شخصی از قانون؛ هفتهی راهنما فرصتی است برای فهمیدن، نه فقط گفتن.سپاس از راهنمایانی که بدون چشمداشت، زمان، انرژی و دلِ خود را وقفِ رشدِ انسانها میکنند.
باشد که قدردانِ این نعمتِ بزرگ باشیم و با درست زیستن، بهترین هدیه را به راهنمایانِ خود تقدیم کنیم.
هفتهی راهنما بر همهی راهنمایانِ کنگرهی ۶۰ مبارک باد. 🌿
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
61