راهنمایان چراغهای روشنی هستند که با عشق، صبر و دانایی، مسیر رهایی را برای همسفران هموار میکنند و حضورشان نشانهای از تعهد، مسئولیتپذیری و ایمان به درمان و آموزش صحیح است. آنها با انتقال تجربههای ارزشمند خود، نهتنها راه درست زندگی را آموزش میدهند؛ بلکه امید، آرامش و ایمان را در دلها زنده میکنند. بیشک خدمت بیچشمداشت آنها از ارزشمندترین ارکان کنگره۶۰ است.
راهنما همسفر مهتاج و مسافرشان با آخرین آنتیایکس هروئین و شیشه وارد کنگره شدند. به مدت ۱۳ ماه با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر پژمان و همسفر مرضیه سفر کردند، هماکنون به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس ۱ سال و ۶ ماه است که آزاد و رها هستند؛ ایشان در رشته ورزشی والیبال و بدمینتون و مسافرشان در رشته باستانی فعالیت میکنند. راهنما همسفر مهتاج در جایگاه عضویت لژیون سردار، ورزشبان والیبال، دبیری، عکاس و نگهبان سایت خدمت کردهاند و درحالحاضر در سایت، دبیری لژیون سردار و راهنمای DST در حال خدمت هستند.
اینک در مورد دستور جلسه «هفته راهنما» گفتگویی با ایشان ترتیب دادهایم که توجه شما را به آن جلب میکنم.

برای ما بفرمایید که راهنمایی چه سختیها و شیرینیهایی دارد؟
راهنمایی، تمامش شیرین و مملو از عشق است؛ البته هرجایگاه سختیهای خودش را هم دارد؛ ولی به نظر من سختیهای خدمت، سرانجام شیرینی دارد؛ وقتیکه ثمرهی کارت را میبینی، شیرینیاش خیلی زیاد است، وقتی موفقیت رهجوی را میبینی، وقتی میبینی که رهجوی به تعادل رسیده و حالش خوب است، تمامی این تجربیات خیلی شیرین و باارزش است. همینکه صحبتهای من بتواند در دل رهجویی آرامش ایجاد کند و لبخندی روی لبانش بنشاند، یکی از شیرینترین لحظهها است و خدا را بابتش شکر میکنم.
راهنمای شما چه تأثیری در راهنما شدنتان داشته است؟
همان ابتدا که وارد لژیون شدم و راهنمای با عشق خود را دیدم که چطور با عشق و محبت، عاشقانه و خالصانه آموزشها را انتقال میدهند و اینکه ایشان همیشه میفرمودند: جایگاه راهنمایی پر از آموزشهای ناب است و من همیشه این حجم از عشقومحبت صادقانه را که میدیدم؛ یکی از خواستههای قلبیام این بود که قطرهای کوچک از اقیانوس بیکران ایشان باشم و سعی و تلاش میکردم که هر خدمتی، نیاز است؛ بدون چشمداشت در شعبه انجام دهم و تمام تلاش خود را کردم تا به این عشقی که راهنمایم در دلم کاشتهبود؛ برسم و چنین حال خوبی را تجربه کنم و الآن تمام حسهای قشنگی که در این جایگاه تجربه میکنم، مدیون راهنمای خوبم و آقای مهندس هستم.
بهنظر شما خدمت کردن در این جایگاه چه حس و حالی دارد؟
راهنما با عشق معامله میکند و میداند که در چه مسیر بزرگی حرکت میکند و چه رسالتی بر عهدهاش است. به نظر من خدمت کردن در این جایگاه واقعاً چیزی جز عشق نمیخواهد؛ وقتی عشق باشد خیلی از مسائلی را که آدم فکر میکند که خیلی سخت است حل میشود.

مراحل تبدیل یک رهجو به راهنمای درمان در کنگره۶۰ چیست؟
رهجو با استفاده از آموزشها، علم، دانش و آگاهی که در این مسیر کسب میکند؛ رفتهرفته از ظلمت، تاریکی و جهل خودش، بیرون میآید، بهتدریج بر بال آموزشهای کنگره سوار میشود و به طرف نور و روشنایی حرکت میکند. در اینجا عشقی که در دل او جوانه زده، شروع به رشد کردن؛ میکند و باعث میشود که خواهان یاری رساندن به انسانهایی شود که در سختی و مشقت هستند، این خدمتها رفتهرفته شکل جدیتر را به خودش میگیرد و در این مرحله است که رهجو باید یک آزمونی را از آموختههای خود پشت سر بگذارد تا بتواند به جایگاه راهنمای DST، راهنمای تازهواردین، ویلیام یا جونز دست پیدا کند که افتخار بزرگی است برای هر رهجو که بتواند به این جایگاه دست پیدا کند.
در این هفته با شکوه یک پیام دلی به راهنمای خود بفرمایید و چگونه میتوانیم قدردان زحمات راهنمای خود باشیم؟
راهنمای عزیزم عشق و نوری که از شما آموختم، خاموششدنی نیست؛ در هر قدم، در هر خدمت، در هر لبخند، یاد شما جاریست و تا ابد قدردان شما خواهم بود. یکی از آموزشهای ناب کنگره۶۰ شکرگزاری و قدردانی است؛ شکرگزاری از خداوند و خالق خود و قدردانی از فردی که با دانایی کامل، صبورانه، با عشق و بدون منت با انتقال تجربیات خود در جهت درمان به ما کمک مینماید؛ این قدردانی هم صور ظاهر دارد و هم صور پنهان: صورظاهر که دلنوشته و پاکت من است و صورپنهان، حس اینکه من هرقدر هم در این پاکت پول بگذارم نمیتواند، جوابگوی ذرهای از عشق و ایمان راهنمای من باشد که بدون چشمداشت با عشق و محبت کنار من هستند. راهنمایم همیشه میفرمایند: هیچ چیزی برای من لذتبخشتر از این نیست که ببینم رهجو قدمهای محکم و درستی با عشق در مسیر خدمت و آموزش برمیدارد و این بالاترین و باارزشترین قدردانی است؛ بنابراین باید همیشه قدردان این عشقورزی باشیم.
آیا راهنما بعد از قبولی در آزمون دیگر نیازی به آموزش ندارد و صرفاً برای کمک به دیگران در کنگره میماند؟
به نظر من راهنما شدن ابتدای آموزش گرفتن است؛ زیرا هرچه حسهای من باز میشود، مطالب را بهتر درک میکنم و این آموزشها ادامهدار است؛ هرچه ظرفمان بزرگتر میشود، گنجایش درک مطالب و آموزشهایی که در کنگره دریافت میکنیم هم بیشتر خواهد شد و همچنین راهنمایی موفق خواهد بود که پایبند اصول و قوانین کنگره و همیشه در حال آموزش گرفتن باشد و فکر نکند بهواسطه جایگاه راهنمایی دیگر نیازی به آموزش ندارد؛ اگر اینگونه باشد نقطه سقوط راهنما خواهد شد و هرگز به موفقیت و حال خوش نمیرسد.
در مورد کلمات زیر حس خودتان را در یک جمله کوتاه بیان کنید.
کنگره۶۰: مکان مقدس
هفته راهنما: یادآوری عشق ورزی
عشق در خدمت: بلاعوض
لطفاً کلام آخر خود را بیان کنید.
این هفته هم مانند بقیه آموزشهای کنگره۶۰ با قدردانی خود، درس شکرگزاری و سپاسگزاری را پاس میکنیم. برای رسیدن به این حالخوش و انتقال عشق و محبت الهی، بر خودم واجب میدانم که از استاد عشق، آقای مهندس عزیز که تکتک ما بهنوعی مدیون آموزشهای ایشان هستیم و خواهیم بود و از خانواده محترمشان تشکر میکنم و از راهنمایان عزیزم، همسفر مرضیه و همسفر زهرا در این روز زیبا قدردانی میکنم و در مقابلشان سر تعظیم فرود میآورم.
سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر معصومه
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
609