«به نام آنکه هستی نام از او یافت»
۲۹ سال پیش زمانی که ۱۹ سال سن داشتم با هزاران امید و آرزو با همسرم ازدواج کردم. رویاهای زیادی در سرداشتم؛ ولی متاسفانه هنوز چند ماهی از ازدواجمان نگذشته بود که متوجه شدم همسرم مصرف کننده مواد مخدر (معتاد) است. دنیا بر سرم خراب شد. سعی میکردم که پنهانکاری کنم تا خانواده و اطرافیان متوجه شرایط بد زندگی من نشوند. فکر میکردم میتوانم او را ترک بدهم؛ ولی هر بار که اقدام به اين کار میکردم نمیشد! چرا که من ماهیت اعتیاد را نشناخته بودم.
کم کم اخلاق و رفتارهای همسرم باعث شد اطرافیانم متوجه اعتیادش شوند؛ از همه خجالت میکشیدم، سعی میکردم زیاد در جمع خانواده نباشم روز بهروز شرایط زندگیام بدتر میشد و به اين ترتيب ۲۳سال از زندگی من و فرزندانم با اعتیاد گذشت، زندگی پر از درد و رنج و سختی. گاهی اوقات که خسته میشدم، تصمیم میگرفتم که از او جدا شوم؛ ولی بهخاطر فرزندانم که جانم به جان آنها بند بود نتوانستم. با همه شرایط سخت و طاقتفرسا همیشه نور امید در گوشهای از قلبم روشن بود که من را به صبوری دعوت میکرد.
صبوری کردم تا اینکه به صورت اتفاقی سایت کنگره را پیدا کردم و متوجه شدم جایی است که اعتیاد به صورت قطعی درمان میشود. مسافرم را به اجبار راضی کردم تا به کنگره بیائیم. مسافرم سفرش را به لطف خداوند شروع کرد و در ۲۸اسفندماه سال۱۳۹۸ رها شد. هنوز هم باورم نمیشود، آن روزهای تاریک و سیاه به پایان رسیده است.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که با وجود کنگره۶۰ و آقای مهندس و راهنمایان عزیزم که اگر نبودند، نمیدانم الان زندگی من در چه شرایطی بود. به واسطه کنگره و آموزشهایی که از آقای مهندس و راهنمایان عزیزم راهنما همسفر مینا و راهنما همسفر زهرا علوی گرفتم، توانستم آرامش را سهم خانواده ۵نفریمان کنم و الان هم سعی میکنم با کمک خداوند در مسیر راهنمایی کمکی کوچک در کنگره باشم و بتوانم هم زکات رهاییام را پرداخت کنم و هم پروسه درمان را کامل کنم. خداوند را بابت اين نعمت بزرگ قدردان و شکرگزارم.
نویسنده: راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم)
ارسال: راهنما همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
100