راهنمای مهربان و صبورم، همسفر زینت هفتهی راهنما بهانهای شد تا از ته دل بگویم که چقدر حضورتان در زندگی ام برکت است. شاید واژهها نتوانند عمق احساسم را آن گونه که شایسته است بیان کنند؛ اما میخواهم بدانید آرامشی که امروز در وجودم جریان دارد، بخش بزرگی از آن را مدیون راهنماییهای آگاهانه، نگاه نافذ و قلب بزرگ شما هستم. شما فقط راهنمای سفرم در کنگره ي ۶۰ نبودید، شما نوری بودید در روزهایی که ذهنم تاریک و آشفته بود. در روزهایی که گاهی خسته از خودم و از مسیر، به نقطهی تردید میرسیدم، حضورتان مثل چراغی روشن مقابلم قرار می گرفت و دوباره یادم میآورد، چرا این راه را انتخاب کردهام. شما امیدی شديد، آن وقت كه ناامیدی آرامآرام میخواست در دلم خانه کند و صدایی محکم و مطمئن که یادم داد، میشود متفاوت فکر کرد، متفاوت دید، متفاوت زندگی کرد و اگر لازم شد، شجاعانه از نو ساخت. از شما یاد گرفتم که هیچ تغییری اتفاقی نیست و هر رشدی بهایی دارد. بهایی از جنس صبوری، آموزش دیدن و عمل کردن. یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را بپذیرم و به جای سرزنش دیگران، خودم را ببینم.
شما به من آموختید که آرامش، نتیجهی دانایی و عمل سالم است، نه یک اتفاق گذرا. هر جملهتان و هر تذکرتان، درسی پنهان بود که امروز میفهمم، چقدر به آن نیاز داشته ام. مهربانی شما فقط در کلام نبود، در نگاهتان، صبوریتان، در وقتی که بیدریغ میگذاشتید و در اعتمادی که به من میبخشیدید، جاری بود. شما باورم کردید؛ حتی زمانی که خودم هنوز به تواناییهایم ایمان نداشتم. همین باور، بزرگترین هدیهای بود که میتوانستم دریافت کنم. در کنار شما یاد گرفتم که آموزشها را جدی بگیرم، به نظم احترام بگذارم، به قوانین متعهد باشم و مهمتر از همه، به مسیر اعتماد کنم. فهمیدم كه اگر قدمها کوچک، اما پیوسته باشد، قطعاً نتیجه خواهد داد. امروز اگر قلبم آرامتر میتپد، اگر نگاهم به زندگی روشنتر و امیدوارانهتر شده است، اگر در سختیها کمتر میلرزم و زودتر به تعادل برمیگردم، سهم بزرگی از آن متعلق به شماست.
شما به من یاد دادید که همسفر بودن فقط یک عنوان نیست، یک مسئولیت است، یک جایگاه مقدس برای رشد کردن و رشد دادن مي باشد. به من آموختید که میتوان در عین محبت ورزيدن، قاطع بود، در عین دلسوزی، قانونمند ماند و در عین حركت در مسیر سخت، لبخند را فراموش نکرد. امروز با تمام وجود قدردان صبوریها، سختگیریها، تشویقها و تذکرهای بهموقعتان هستم. هر کدام از آنها پلهای شد، برای بالا آمدن من از تاریکیها به سمت روشنایی ها. از صمیم قلب برایتان سلامتی، آرامش عمیق، دلِ شاد و توفیق روزافزون آرزو میکنم. امیدوارم خداوند مهربان چندین برابر عشقی که بیدریغ نثار ما میکنید، به زندگیتان بازگرداند و همیشه در پناه لطف خودش حفظتان کند. سپاسگزارم که هستید، از عشق تان به ما میآموزید، صبورانه کنارمان میمانید و بیدریغ میبخشید. بودن شما نعمتی بزرگ در مسیر زندگی من است. تقديم با عشق، احترام و قدردانی بیپایان.
نويسنده: همسفر ماريا رهجوي راهنما همسفر زينت (لژيون سوم)
رابط خبري: همسفر سميرا رهجوي راهنما همسفر زينت (لژيون سوم)
ويرايش: همسفر فرزانه رهجوي راهنما همسفر فاطمه (لژيون دوم) دبير سايت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سايت
همسفران نمايندگي پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
270