English Version
This Site Is Available In English

روزنه امید

روزنه امید

دستورجلسه: هفته راهنمایان(DsT ،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی)

همسفر نسرین:
 هفتهٔ راهنما را به همهٔ راهنماها و راهنمای خودم، سرکار خانم معصومه، تبریک می‌گویم. راهنما یعنی نوری در تاریکی؛ یعنی صدایی آرام در میان هیاهوی ناامیدی؛ یعنی کسی که قبل از اینکه راه را نشان دهد، خودش آن مسیر را با درد، صبر و ایمان طی کرده است.  راهنما با ما راه می‌آید، نه اینکه فقط راه را نشانمان دهد. با لغزش‌هایمان صبور است، با سکوت‌هایمان مهربان و با پیشرفت‌هایمان خوشحال‌تر از خودمان. هفتهٔ راهنما بهانه‌ای است برای گفتن آن «متشکرم»‌هایی که شاید بارها در دل گفته‌ایم اما کمتر بر زبان آورده‌ایم.  اگر امروز من یک قدم جلوتر هستم، اگر جرأت شروع دوباره را دارم، اگر به افق خیره می‌شوم و می‌گویم «می‌شود»، بخش بزرگی از آن از حضور آرام و دلگرم‌کنندهٔ توست.  هفتهٔ راهنما بهانه‌ای کوچک است برای قدردانی از قلب بزرگی که بی‌هیاهو اما عمیق، زندگی‌ها را تغییر می‌دهد.  باشد که بتوانیم شاگردان شایسته‌ای برای آموزش‌های شما باشیم و روزی چراغی شویم برای رهجوهایی که درست در جایی ایستاده‌اند که ما روزی ایستاده بودیم.  و در آخر، شعری در وصف راهنما، تقدیم به همهٔ راهنماها و راهنمای خودم:

راهنما یعنی چراغِ توی شب‌های سیاه  

یعنی دستی که بگیرد دلِ افتاده به چاه  

راهنما یعنی صبوری وسطِ آشوبِ درد  

یعنی ایمان به دلی که شده از خستگی زرد  

راهِ رفته حالا شده آیینهٔ راه  

تا نمانی تو دگر خسته و تنها و بی‌پناه

همسفر هستی:
دو سال پیش وقتی که با کنگرهٔ ۶۰ آشنا شدم، فکر می‌کردم کنگره هم مثل بقیهٔ کلاس‌هایی که در طول زندگی‌ام رفته بودم، تأثیر چندان مهمی برای من ندارد. من همیشه با این قضیه مشکل داشتم که چرا باید به کنگره بیایم؟ مگر چه مشکلی دارم؟ کنگره جای من نیست. و این طرز فکر را داشتم که کنگره فقط برای افراد مصرف‌کننده است.  اما امروز، بعد از دو سال، به این نتیجه رسیدم که کنگره فقط برای افراد مصرف‌کننده نیست. فهمیدم چه اسراری در این جهان هستی و در وجود خود انسان نهفته است. من راجع به جهان‌بینی و خودشناسی هیچ اطلاعاتی نداشتم و در این مکان با موضوع خودشناسی و جهان‌بینی آشنا شدم.  جناب آقای مهندس و خانوادهٔ محترم‌شان و راهنمایان کنگرهٔ ۶۰، به‌خصوص راهنمای عزیز و خوبم، همچون فرشتگانی هستند که برای هدایت و راهنمایی ما تمام تلاششان را می‌کنند و من همیشه مدیون زحماتشان هستم.  در این هفتهٔ عزیز و مبارک، نمی‌دانم با چه زبانی از راهنمای عزیزم قدردانی کنم و خداوند را شکر می‌کنم که لایق این بودم که با مسیر کنگره آشنا شوم و بتوانم عضو کوچکی از این مجموعهٔ زیبا باشم و بتوانم خدمتگزار باشم یا گوشه‌ای از زحمات جناب آقای مهندس و راهنمای خوبم را جبران کنم.  و در انتها، این هفتهٔ زیبا و مبارک را به راهنمای خوبم تبریک می‌گویم.

همسفر سمیه:
از دیدگاه من، هرکسی در هر جایگاهی که هست یا انتخاب شده، یعنی نفس آن شخص از آگاهی و توانایی و دانایی آن کار برخوردار است. درست است که هر کاری به علاقه و خواستهٔ خود آن شخص بستگی دارد؛ ولی چقدر محبت و عشق در وجود یک راهنما باید وجود داشته باشد که بدون هیچ مزدی بیاید و به هم‌نوع خودش کمک کند و شخصی که در تاریکی است را به سمت نور دعوت کند.  راهنماها در کنگره برای رهجو یک روزنهٔ امید هستند و تمام تجربه و آموزش‌هایی که دریافت کرده‌اند را بی‌منت در اختیار رهجوهایشان قرار می‌دهند تا باعث حال خوب رهجوهایشان بشوند. راهنما مسیری را که پر از سنگلاخ است برای رهجو هموار می‌کند تا او بتواند به‌راحتی به حال خوش برسد.  و ناجی من سمیه است. در این هزارتوی پرپیچ‌وخم، راهنما به من یاد می‌دهد که در این زندگی هرچه بیشتر دست‌وپا بزنم، بیشتر فرو می‌روم. باید یاد بگیرم چطور به تعادل برسم تا یاد بگیرم چطور بازی کنم تا همیشه پیروز میدان باشم.  جا دارد در این مشارکت خودم، این هفته را در رأس به آقای مهندس عزیزم تبریک عرض نمایم و یک تبریک ویژه هم به خانوادهٔ محترمشان و همچنین به راهنمای با محبت، خانم معصومه، لژیون ششم، تقدیم می‌کنم. امیدوارم رهجوی خوبی برای شما باشم و بتوانم قدردان زحمت‌های شما باشم.  امیدوارم خداوند همیشه امن‌ترین پناه شما باشد و بهترین‌ها سهم قلب پر از مهر شما باشد.

ویرایش: راهنما همسفر خدیجه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر سکینه (لژیون سوم) خدمتگزار سایت
همسفران نمایندگی الوند قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .