«به نام قدرت مطلق الله»
وادی هفتم بیان میکند که رمز و راز کشف حقیقت در دو اصل اساسی نهفته است: نخست یافتن راه، و دوم آنچه از این راه برداشت میشود. صرف پیداکردن مسیر، تضمینکننده رسیدن به مقصد نیست. آنچه اهمیت دارد نوع حرکت و شیوه بهرهبرداری از راه است. چه بسیار افرادی که مسیر را مییابند اما به دلیل برداشت نادرست، به نتیجه مطلوب نمیرسند.
در طول تاریخ، مفهوم اسم اعظم همواره برای انسان جذاب و رازآلود بوده است. گفته میشد هرکس آن را بداند و بر زبان جاری کند، آرزوهایش برآورده میشود. اما حقیقت این است که اسم اعظم یک واژه جادویی یا صرفاً لفظی برای گفتن نیست. در کنگره مشاهده میکنیم که انسانهایی با شرایط بسیار سخت، همچون فردی که در کارتنخوابی به سر میبرده به جایگاهی والا و پهلوانی میرسد یا شخصی که سالها با اضافهوزن شدید درگیر بوده، دهها کیلوگرم وزن خود را کاهش میدهد و به تعادل میرسد. این تغییرات با گفتن یک کلمه اتفاق نمیافتد بلکه در گرو بهکارگیری صحیح یک روش است. روش DST نمونهای از همین حقیقت است؛ رمزی که اگر بهدرستی به کار گرفته شود، سازندگی به همراه دارد، اما اگر نادرست اجرا شود، میتواند تخریب ایجاد کند و نتیجهای در پی نداشته باشد. بنابراین رمز در دانستن نیست، بلکه در عملکردن صحیح نهفته است.
کشف مهم آن است که آنچه در صور پنهان وجود دارد، به صور آشکار وارد شود؛ یعنی دانستهها و استعدادهای درونی، به عمل و رفتار بیرونی تبدیل گردد. نکته دیگر، مسئله سپاسگزاری است. ممکن است انسان در ظاهر تصور کند با زرنگی و زیرکی پیش میرود، اما ناسپاسی در بزنگاههای زندگی ضربههای سنگینی وارد میکند. ناسپاسی در حقیقت ظلم به خویشتن است، زیرا مانع رشد و دریافت بیشتر میشود. هنگامی که گفته میشود انسان حامل اسمای الهی است، به این معناست که قابلیت کسب صفات الهی را دارد. انسان زمانی شایسته تکریم میشود که این صفات را در خود پرورش دهد و به ظهور برساند. در سخنان اخیر، تأکید شده است که اسم اعظم همان فرمان عقل است. عقل، فر ایزدی دارد و هرگز به شر فرمان نمیدهد. هرجا عقل سالم حاکم باشد، مسیر بهسوی خیر و تعادل خواهد بود. تنها صفتی که مختص خداوند است و به انسان تعلق نمیگیرد،
صفت اکبر است یعنی برترین و بالاترین. هنگامی که انسان دچار کبر میشود، در واقع صفتی را که ویژه پروردگار است، به خود نسبت میدهد. اما اگر بهاشتباه خودآگاه شود و این صفت را از خویش جدا کرده و به جایگاه حقیقیاش بازگرداند، آرامآرام زمینه دریافت دیگر صفات نیک در او فراهم میشود. پس اسم اعظم یک واژه نیست، بلکه فرآیندی درونی است؛ فرآیند کنار گذاشتن کبر، پذیرش فرمان عقل، و حرکت در مسیر کسب صفات نیک. این سیر تدریجی، انسان را از مرتبهای پایین به جایگاهی والا میرساند و حقیقت را برای او آشکار میسازد.
تایپمتن: مسافرعلیاصغر
ویرایشوبارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2873