English Version
This Site Is Available In English

یکی از راه‌های قدردانی از راهنما، گوش‌به‌فرمان بودن است

یکی از راه‌های قدردانی از راهنما، گوش‌به‌فرمان بودن است

جلسه یازدهم از دوره پنجاه و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محمود، با دستور جلسه" هفته راهنما"  در روز یک‌شنبه بیست‌وششم بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکرم که این فرصت را به من عطا کرد تا در خدمت دوستان باشم و خدمت کنم و آموزش بگیرم. هفته راهنما را گرامی می‌دارم و این مناسبت را خدمت بنیان‌گذار کنگره ۶۰، جناب مهندس حسین دژاکام، خانواده محترم ایشان و تمامی راهنمایان عزیز در سراسر کشور تبریک می‌گویم. بزرگوارانی که با عشق، تعهد و مسئولیت‌پذیری خالصانه خدمت می‌کنند و چراغ راه رهجویان هستند.
انسان از آغاز خلقت نیازمند راهنما بوده است. از همان لحظه‌ای که پا به این جهان می‌گذارد نخستین راهنمای او والدینش هستند. کودک به‌تدریج چهار دست و پا رفتن را می‌آموزد سپس راه رفتن را نیز می‌آموزد. وارد مدرسه می‌شود، الفبا را یاد می‌گیرد، در مقاطع بالاتر مفاهیم پیچیده‌تری را یاد می‌گیرد و در دانشگاه مسیر تخصصی‌تری را دنبال می‌کند. در تمام این مراحل، همواره فردی حضور داشته که مسیر را نشان دهد و او را از نادانی به دانایی هدایت کند. بدون راهنما حرکت ممکن است اما مسیر اغلب پر از خطا و انحراف خواهد بود.
در زندگی شخصی خود نیز تجربه راهنما را داشته‌ام اما نه راهنمایی که به سوی نور هدایت کند. زمانی گوش‌به‌فرمان راهنمایی بودم که پله‌پله مرا به عمق تاریکی برد. چون آموزش ندیده بودم و آگاهی نداشتم مسیر را تشخیص نمی‌دادم. ضد ارزش‌ها آرام‌آرام وارد زندگی‌ام شدند و من بی‌آنکه متوجه باشم در گردابی فرو می‌رفتم که هر روز عمیق‌تر می‌شد. آن راهنما مقصدی جز تاریکی نداشت.
اما لطف خدا شامل حالم شد و پایم به کنگره باز شد. این‌بار با راهنمایی روبه‌رو شدم که مسیر را به سوی ساحل نشان می‌داد. راهنما در کنگره دست کسی را نمی‌کشد و او را به اجبار نمی‌برد. تنها با انگشت اشاره راه را نشان می‌دهد و می‌گوید من این مسیر را رفته‌ام، تو هم اگر بخواهی، می‌توانی بیایی. تفاوت در همین انتخاب است.
راهنمای واقعی با عشق خدمت می‌کند. عشقی همراه با عقل و محبت. یکی از زیباترین ویژگی‌های او این است که پیشرفت رهجو را حتی بر پیشرفت خود ترجیح می‌دهد. از دیدن رشد و تعالی رهجو به وجد می‌آید و آرامش او را آرامش خویش می‌داند. این نگاه، نگاه ارزش‌مدار است. حرکتی بر مبنای فرمان عقل و آموزش‌دیده. راهنما آموزش می‌بیند، آموزش را به کار می‌بندد و هدفش رساندن رهجو به تعادل است.
در کنگره جشن‌هایی برگزار می‌شود؛ جشن دیده‌بان، جشن ایجنت و مرزبان، جشن همسفر و جشن راهنما. این جشن‌ها صرفاً مراسم نیستند بلکه فرصتی برای تمرین یک اصل اساسی‌اند یعنی قدردانی. هفته راهنما به من یادآوری می‌کند که قدردان باشم. قدردان زحماتی که برایم کشیده شده است. اگر در اینجا قدردانی را بیاموزم در زندگی بیرون نیز آن را به کار می‌گیرم. از خانواده‌ام تشکر می‌کنم، از نانوایی که نان فراهم می‌کند، از راننده‌ای که مرا به مقصد می‌رساند. قدردانی یک تمرین روزانه است.
اگر انسان قدردان نباشد به‌تدریج از مرکز تعادل دور می‌شود. ناسپاسی فاصله ایجاد می‌کند. اما وقتی قدردان سلامتی، آرامش و تعادلی باشم که به دست آورده‌ام، در حقیقت نشان می‌دهم که شایسته نگهداری آن هستم. جهان بر اساس قانون عمل می‌کند؛ هرچه شکرگزاری بیشتر باشد، نعمت نیز افزون‌تر می‌شود. قدردانی یعنی دیدن، فهمیدن و حفظ کردن.
یکی از راه‌های قدردانی از راهنما، گوش‌به‌فرمان بودن است. وقتی رهجو سر وقت می‌آید، آموزش‌ها را اجرا می‌کند و در مسیر تعیین‌شده حرکت می‌کند، در حقیقت بهترین نوع سپاسگزاری را انجام داده است. راهنما انتظار دیگری ندارد؛ این رهجوست که به شکرگزاری نیاز دارد، زیرا با این کار ظرفیت دریافت نعمت‌های بیشتر را در خود ایجاد می‌کند.
پس این هفته، فرصتی است برای تأمل؛ فرصتی برای آنکه به خود یادآوری کنم راه را تنها نیامده‌ام. دستی بوده که مسیر را نشان داده و چراغی بوده که تاریکی را روشن کرده است. اگر بتوانم قدردان باشم، هم در کنگره رشد می‌کنم و هم در زندگی. و یقین دارم هر اندازه سپاسگزاری عمیق‌تر شود، برکات نیز چند برابر به زندگی بازمی‌گردد.
از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید ممنون و متشکرم.

تایپ‌متن: مسافرحمزه، مسافر وحید
ویرایش‌وبارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرجواد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .