پنجمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی بروجرد، با استادی راهنما مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر مراد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: «هفته راهنما» یکشنبه ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، مجتبی هستم مسافر
خداوند را شاکرم که در کنگره۶۰ قرار گرفتم و مسیر درمان برای من باز شد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر امن را فراهم کردند و همچنین از راهنمای درمان اعتیادم تشکر میکنم که اگر امروز حال خوبی دارم، مدیون زحمات ایشان هستم.
دستور جلسه این هفته: «هفته راهنما» است. در ابتدا باید بدانیم اساس کار کنگره۶۰ چیست؟ اساس کار کنگره۶۰، کمک فرد رهاشده از مواد مخدر به فرد مصرفکننده است؛ اما آیا هر فرد رهاشدهای میتواند راهنما شود؟ پاسخ قطعاً خیر است.
کسی که راهنما میشود، مراحل مختلفی را طی میکند. آزمون میدهد و باید علم، آگاهی و معرفت را در وجود خود پرورش داده باشد. ما راهنماهایی داریم که از شهرهای دیگر برای خدمت به شعبه ما میآیند. چه چیزی در وجود آنهاست که این خدمت بلاعوض را ممکن میکند؟ آیا هر انسانی میتواند بدون چشمداشت کمک کند؟ به نظر من باید عشقی در درون فرد باشد؛ عشقی که از وادی چهاردهم سرچشمه میگیرد.
بندهای زیادی به انسان متصل است؛ بند شهوت، مادیات، کینه، حرص، موادمخدر، سیگار، چاقی و بسیاری از بندهای دیگر. کسی که راهنما میشود، باید بسیاری از این بندهای ضد ارزشی را از خود جدا کرده باشد؛ بند موادمخدر، سیگار، کینه و نفرت را کنار گذاشته باشد. آن زمان است که بند دیگری به او متصل میشود به نام «بندعشق». به نظر من این بند طبق فرمان الهی وصل میشود و قطعاً فرد باید پیشینه و عقبهای داشته و چیزی در کولهپشتی خود اندوخته باشد تا به جایگاه راهنمایی برسد.
راهنما چه دانشی باید داشته باشد؟ شناخت صور پنهان انسان را باید بداند، انواع مواد مخدر را بشناسد و بر پروتکل DST مسلط باشد. شاید تعداد برگههای پروتکل DST کم باشد؛ اما اجرای آن کار هر کسی نیست؛ زیرا راهنما باید صور پنهان انسان را بشناسد و بسیاری از بندهای ضد ارزشی را از خود جدا کرده باشد تا بتواند این مسیر را درست هدایت کند.
چرا در کنگره۶۰ مقام راهنما به این اندازه بالاست؟ چون راهنما انسانها را احیا میکند. یک فرد مصرفکننده موادمخدر تفاوت چندانی با یک مرده ندارد. من در زمان مصرف فکر میکردم زندگی میکنم؛ مسکن، خوراک و پوشاک برای خانواده تهیه میکردم و گمان میکردم همین کافی است؛ اما آن زندگی نبود، نوعی مردن بود.
در کنگره۶۰ فرد مصرفکننده احیا و زنده میشود. در کلامالله آمده است: «هر کس انسانی را زنده کند، گویی همه انسانها را زنده کرده است.» راهنماها زحمات زیادی میکشند. البته نباید صرف داشتن شال راهنمایی را ملاک خوبی مطلق بدانیم؛ همانطور که گفتم، باید بندهای ضد ارزشی جدا شود تا بند عشق متصل گردد. این سؤالی است که هر راهنما باید از خود بپرسد: آیا بند عشق به من متصل است؟
زندگی دوباره چه ارزشی دارد؟ برای من که به واسطه کنگره۶۰ و راهنمایم زندگی دوباره را تجربه کردم، آیا میتوان قیمتی برای این زندگی دوباره تعیین کرد؟ راهنما در طول سال بلاعوض خدمت میکند؛ اما این من هستم که باید ببینم آیا قدردان این سیستم و راهنمایم هستم یا نه؟
من در کنگره۶۰ بهعینه دیدهام کسانی را که قدردان بودند و به آنها داده شد و کسانی را که ناسپاس بودند و از آنها باز پس گرفته شد. در روز جشن، ما با تقدیم پاکت به راهنمای خود، قدردانیمان را عملاً نشان میدهیم.
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
174