English Version
This Site Is Available In English

خداوند رحمت خود را با هدیه‌ای مانند راهنما تکمیل کرد

خداوند رحمت خود را با هدیه‌ای مانند راهنما تکمیل کرد

یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 
امروز روزهایی را به یاد آوردم که سردرگم بودم. نمی‌دانستم باید بمانم یا بروم؟ نمی‌دانستم باید صبر کنم یا اعتراض کنم و حتی نمی‌دانستم سهم من از این رنج‌ها چیست؟ تمام زندگی‌ام در سایه نگرانی گذشته بود. هر صبح با اضطراب بیدار می‌شدم و هر شب با دلخوری می‌خوابیدم. احساس می‌کردم کسی مرا نمی‌فهمد. خودم هم دیگر خودم را نمی‌فهمیدم. آمده بودم، بدون لبخند، بدون امید با قلبی پر از گلایه، پر از دلخوری، پر از سؤال. آمده بودم که همه به من بگویند: حق با توست، دنبال مقصر می‌گشتم. باور نداشتم تغییر ممکن باشد با صدایی آرام و نگاهی مطمئن گفتید: اگر می‌خواهی حال دلت خوب شود؛ باید مسئولیتش را بپذیری.

قبول اینکه بخشی از آشفتگی‌ها از درون خودم می‌آید، قبول اینکه تغییر باید از خودم شروع شود و قبول اینکه همسفر بودن یعنی رشدکردن نه فقط تحمل‌کردن، بسیار سخت بود. بارها با خودم گفتم من نمی‌توانم؛ اما هر بار آموزش‌های شما مثل نوری کوچک در ذهنم روشن می‌شد و مانند طنابی مرا از سقوط نجات می‌داد. گفتید: آرامش، نتیجه دانایی است و من کم‌کم فهمیدم دانایی فقط شنیدن نیست عمل‌کردن است. گفتید: که نگرانی بیش از حد نامش، عشق نیست. گفتید: کنترل‌کردن، حمایت نیست. گفتید: فداکاری بدون آگاهی رشد نمی‌آورد و به من آموختید که اگر می‌خواهم حال خانواده‌ام بهتر شود؛ باید اول حال خودم را بسازم.

یادم است روزی را که برای اولین‌بار بعد از مدت‌ها بدون اضطراب نفس کشیدم. روزی که توانستم به‌جای واکنش تند، سکوت آگاهانه را انتخاب کنم؛ زیرا که فهمیدم می‌توانم مستقل فکر کنم و تصمیم درست بگیرم آن روز فهمیدم مسیرم درست بوده است. راهنمای عزیزم، شما فقط تجربه‌هایتان را انتقال ندادید شما نشان دادید که می‌شود از دل تاریکی عبور کرد، می‌شود از رنج‌ها درس گرفت. می‌شود دوباره ساخت اگر امروز آرام‌تر حرف می‌زنم، اگر صبورتر گوش می‌دهم، اگر به‌جای ترس تفکر می‌کنم، اگر به‌جای ناامیدی امید را انتخاب می‌کنم، اگر معنای همسفر بودن را فهمیدم. این‌ها همه هدیه آموزش‌های شماست.

هفته راهنما برای من فقط یک مناسبت نیست. یادآور روزی است که یک همسفر ناامید جرئت کرد، تغییر کرد و کسی کنارش ایستاد و گفت: تو می‌توانی. شما برای من فقط یک راهنما نیستید نشانه این هستید که انسان می‌تواند از رنج رشد بسازد. هفته راهنما هزاران بار مبارک. سپاس برای صبر بی‌انتهایتان. برای ایمانی که به مسیر داشتید و برای نوری که در دل من روشن کردید نوری که حالا وظیفه من است که آن را حفظ کنم و گسترش بدهم. با احترام و قدردانی از خانم فاطمه عزیزم.
 
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .