هفته راهنما را به تمام رهروان راه حق، خصوصاً آقای مهندس، خانم آنی بزرگ و دکتر امین تبریک عرض میکنم. آموزش در کنگره۶۰ بر مبنای اصل: کمک فرد رها شده، به فرد در حال مصرف میباشد. فردی که از بند موادمخدر، نیکوتین، اضافهوزن و افکارمنفی رها شده و در آزمون راهنمایی قبول شده باشد، با کسب اجازه از آقای مهندس میتواند به یاریرسان افرادی بشود که خواهان رهایی از این بندها هستند. این فراد راهنما نام دارند که رنگ شال آنها معرف جایگاه خدمتی آنها در کنگره است. راهنما نشاندهنده راه است؛ راهی که خود رفته و به نتیجه رسیده است را به رهجو نشان میدهد. به او میگوید کدام راه درست و کدام راه غلط است، رهجو خود بایستی انتخاب کند که از کدام مسیر برود.
راهنما چراغی است که در تاریکترین پیچوخمهای زندگی، نور را به ما هدیه میدهد بیآنکه ادعای خورشید بودن داشته باشد. او قدمها را نمیشمارد؛ اما مسیر را به خوبی میشناسد و با ایمان کامل رهجو را به سمت جلو هدایت میکند. سکوت او سرشار از نشانه است؛ بهصورت ریزبینانه خواسته رهجو را میبیند و بذر محبت را در دل او میکارد. گاهی تنها یک جمله راهنما، راهی تازه برای رهجو به ارمغان میآورد. او در کنار رهجو میایستد تا ایستادن را به او بیاموزد و هنگامیکه رهجو مسیر را پیدا کند، آرام کنار میرود، چون رسالت راهنما به مقصد رساندن رهجو است.
تمام این خصوصیات را در راهنمایان خود و دیگر راهنمایان نمایندگی دیدهام و عاشق این خدمت شدم. همسفر طاهره این اشتیاق را در من دید و مسیر را برای من علامتگذاری کرد تا به این خدمت برسم. قدردان تکتک زحمات راهنمایان خود هستم. خدمت به خلق بسیار شیرین و آموزنده است، مخصوصاً وقتی غریبههایی را در آغوش میگیرم که از هر آشنایی به من آشناتر هستند. با آنان زبان مشترک دارم و درد یکدیگر را میفهمیم. این درد مشترک اینقدر ما را بههم متصل کرده است که دستهایمان را مثل قلبهایمان بههم گره میزنیم و برای پیشرفت و رهایی همدیگر، از هیچ کمکی دریغ نمیکنیم.
تازهواردین با چشمهایی یخزده، مالامال از ترس، دلهره و ناامیدی وارد کنگره میشوند. آنها درد دیروز من را زندگی میکنند و بعد از ۳ جلسه مشاوره، میتوانم تغییر را در نگاه و کلام آنها به وضوح ببینم؛ زیرا راهنما با قلبی لبریز از ایمان، آغوشی گرم از عشق، نگاهی سرشار از محبت و کلامی مزین به امید، به قلب یخزده آنها نفوذ میکند و باعث سوق دادن آنها به سمت رهایی میشود. راهنما؛ خود را در هر رهجو میبیند و از آنها آموزش میگیرد. این امر باعث شده است که این خدمت در کنار شیرینی و لذتبخش بودن، بسیار سخت و حساس نیز باشد.
من به تکتک کلماتی که میخواهم بیان کنم فکر میکنم و با وسواس آنها را بیان میکنم؛ زیرا کلمات، بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشند. گاهی با یک جمله میشود رهجو را به زندگی برگرداند و یا بلعکس به نقطه ناامیدی برد؛ از این رو این مسئولیت هم سخت و هم سهل است. خداوند را شکرگزارم که به من فرصت داد تا این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم. از همسفر طاهره، همسفر پریسا، همسفر نسرین و همسفر هاجر بسیار متشکرم و این هفته باشکوه را به این عزیزان تبریک عرض میکنم.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر افسانه
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
84