جلسه هشتم از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دانیال اهواز به استادی راهنمای محترم مسافر شهرام، نگهبانی مسافر جواد و به دبیری همسفر جعفر با دستور جلسه «هفته راهنما» در تاریخ 1404/11/26 ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، شهرام هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم که این فرصت را بدست آوردم تا در اینجا باشم و در خدمت شما عزیزان باشم. هفته راهنما را به همهی راهنماها، به ویژه آقای مهندس، راهنمای راهنمایان آقای رضا ترابخانی، دیدهبان محترم راهنماها، راهنمای خودم آقای علیرضا بیات، همچنین آقای فرشید تفرشی راهنمای نیکوتینم و تمام راهنمایان گرامی که در این شعبه حضور دارند و همچنین آنهایی که در کنار ما نیستند، تبریک میگویم. انشاءالله این هفته مبارک باشد و تلاشهایی که این عزیزان میکنند، قطعاً در زندگیشان بهرهای به همراه خواهد داشت. این تلاشها در واقع به خودشان بازخواهد گشت.
ابتدا باید بدانیم وقتی در کنگره ۶۰ از «راهنما» صحبت میکنیم، منظورمان چیست. راهنمای کنگره ۶۰ مانند هرکدام از شماها یک مصرفکننده بوده و دنیای تاریکی را تجربه کرده است. او به کنگره آمده، در مسیر درمان قدم برداشته، به درستی درمانش را طی کرده، مطالب آموزشی را فراگرفته و به رهایی رسیده است. او همچنین از نیکوتین رهایی یافته و شروع به خدمت کرده است. خدمت در جایگاههایی مانند دبیری، نگهبانی، قسمت اوتی و جاهای مختلف. قطعاً راهنما این خدمتها را انجام داده و پروتکل روش درمان DST را کاملاً آموخته و در آزمونها شرکت کرده است. آزمونی که گاهی بیش از بیست هزار نفر در آن شرکت میکنند و تنها ده درصد از آنان موفق به قبول شدن میشوند. راهنمایی در کنگره ۶۰ از کنکور هم سختتر است، اما اگر کسی اراده کند، قطعاً موفق میشود.
بعد از قبول شدن، باید دورههای آموزشی را سپری کرده و مصاحبه بدهد. او باید به تهران برود، شال دریافت کند و منتظر بماند تا نوبتش برای راهنما شدن برسد. تمامی این مراحل کاملاً رایگان است. شاید این موضوع کمی عجیب به نظر برسد، اما حقیقتاً چیزی در درون راهنمایی هست که این خدمت را اینقدر ارزشمند میکند. خود من ۹ سال راهنما بودم و بارها به تهران رفتم. برای رهایی هر کدام از مسافرانم بارها به تهران رفته و برگشتهام. اغلب اوقات شاید ۴۸ ساعت نخوابیدهام و با اتوبوس یا قطار به تهران میرفتم. ولی این انرژی مثبت و حال خوب که از خدمت گرفتن و مشاهده تغییرات میآید، آنقدر بالاست که هیچگاه احساس نمیکنیم که در حال سختی هستیم. دیدن یک لحظه از آقای مهندس، یا لحظه رهایی هر شخصی، برای راهنما بسیار ارزشمند است.
یک راهنما همیشه در تلاش است تا یک نفر را به رهایی برساند. وقتی در لژیون مینشیند و به رهجوی خود نگاه میکند، خودش را در جایگاه رهجو میبیند و از جایگاه بالا به رهجو نگاه نمیکند. او میداند که رهجو در چه شرایطی قرار دارد، چرا که خودش نیز زمانی مصرفکننده بوده است. گاهی راهنماها از بسیاری از رهجوها بیشتر مصرف کردهاند. من شخصاً در طی این سالها از بین تمام رهجوهایم، شاید یکی دو نفرشان مصرفشان بیشتر از من بوده است. شاید سفرشان سختتر از سفر من بوده است. بنابراین، وقتی رهجو مشکلی را مطرح میکند، راهنما به خوبی متوجه آن مشکل شده و راهکار مناسب را به او ارائه میدهد. اما این به عهده رهجو است که آیا به این راهکارها گوش دهد و اجرا کند یا نه. اگر گوش دهد، قطعاً رهاییاش تضمین شده است.
این هفته، هفته راهنماست و ما طبق روال کنگره قدردانی میکنیم از زحمات راهنمایان. من نتوانستم در این سالها از راهنمای خودم به طور کامل قدردانی کنم، حتی با اینکه هر سال به آبادان رفتم و پاکتهایی برایش بردم. این قدردانیها نمیتواند به طور کامل ارزش زحمات راهنما را جبران کند، و همانطور که خداوند فرموده است: «به راستی که انسان موجودی است ناسپاس». برای عبور از تاریکیها باید این ناسپاسی را کنار بگذاریم و اینجاست که سپاسگزاری از راهنما و سایر عزیزان کنگره اهمیت دارد.
پیشاپیش هفته راهنما را به همه تبریک میگویم. سهشنبهی آینده همه رهجوها باید پاکتهای خود را آماده کنند و دلنوشتههایی بنویسند که تغییراتشان را در مسیر درمان به نمایش بگذارند. این تغییرات برای راهنما بسیار مهم است. راهنما باید بداند که رهجویش در مسیر درمان تغییر کرده است و این تغییرات مهمترین دستاورد است.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم. متشکرم.سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر فرید ((لژیون یکم))
ارسال خبر: مسافر محسن ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
92