خانم فاطمه عزیزم،
نمیدانم چطور از شما تشکر کنم برای همه چیزهایی که به من دادید.یادم میآید روز اولی که وارد کنگره شدم استرس داشتم، نمیدانستم قرار است چه جوری باشد؛ اما شما با همان لبخند همیشهتان، انگار به من گفتید: «نگران نباش، کنارت هستم.» و راستش، واقعاً بودید. خیلی وقتها که خسته بودم یا دلم میخواست همهچیز را رها کنم، شما نگذاشتید. نه فقط با حرفهای قشنگتان با نگاهتان بامحبتتان. خانم فاطمه عزیزم. شما فقط یک استادوراهنما نبودید برای من. شما پناه بودید. شما دلیلی بودید برای آمدنم به کنگره. هر بار که به گذشته نگاه میکنم، میبینم چقدر زندگیام قبل از شما و بعد از شما فرق کرده است.
گاهی فکر میکنم اگر شما نبودید، من جای دیگری بودم. شاید گم شده بودم، شاید راه را اشتباه رفته بودم؛ اما شما بودید. مهربان، صبور، بیادعا. نمیدانم روزی میتوانم جبران کنم یا نه. احتمالاً نه. بعضی چیزها را اصلاً نمیشود جبران کرد. فقط میشود گفت و امیدوار بود که شنیده شود؛ پس این را میگویم: متشکرم که هستید. متشکرم که روزی راهنمای من شدید و تا همیشه راهنمای قلبم باقی ماندید. بهترینها لایق شماست و من تا همیشه، مدیون نگاه مهربانتان هستم. با تمام وجودم، دوستتان دارم. خانم فاطمه مهربان، در این هفته زیبا که به نام راهنما نامگذاری شده است، دلم پر از سپاس و ستایش است برای وجود نازنین شما؛
کسی که با قلبی سرشار از عشق با صبر و مهربانی، چراغ راهم شدهاست. هر قدمی که به جلو برداشتهام، ردی از لبخند و محبت شما در آن است. شما فقط راهنما نیستید؛ بلکه تکیهگاهی آرام، دوستی دلسوز و نوری هستید که مسیر تاریکیها را روشن میکند. شما به من یاد دادید که راه رفتن مهمتر از رسیدن است و سختیها، پلهایی به سوی عظمت هستند. ممنونم که همسفر بودن را با راهنمایی کردن معنا کردید. وجودتان پر برکت باد. هفته راهنما بر شما مبارک، باشد که دل پرمهرتان همیشه لبریز از عشق و آرامش باشد. با عشق و احترام فراوان دوستتان دارم و قدردان زحمات شما هستم.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
58