English Version
This Site Is Available In English

پناهی از جنس عشق و صبوری

پناهی از جنس عشق و صبوری

راهنمای عزیزم، شما چراغ روشن راه تاریک من بودید. آن زمان که همه‌چیز در هاله‌ای از سردرگمی و درد پنهان شده بود. با نگاه پرمهرتان به من آموختید که ایمان، امید و عشق همیشه زنده‌اند؛ حتی در دل سخت‌ترین روزها، هر بار که لغزیدم، بی‌هیچ قضاوتی دستم را گرفتید و با نگاهی سرشار از اطمینان همراهم شدید، مانند مادری مهربان کنارم ماندید و یادم دادید که شکست پایان راه نیست و رشد از دل سختی‌ها جوانه می‌زند. شما تنها یک راهنما نیستید، پناهی هستید از جنس عشق و صبوری. هرگاه ناامیدی به سراغم می‌آید، یاد سخنانتان دلم را آرام می‌کند. با مهربانی و بردباری نشانم دادید که هیچ‌کس در این مسیر تنها نیست و هر انسان می‌تواند با تلاش خود، دوباره بسازد و از نو آغاز کند. از نگاهتان آموختم که عشق یعنی بخشیدن؛ یعنی امیدوار ماندن؛ حتی وقتی همه‌چیز تاریک به نظر می‌رسد. هرچه پیش‌تر می‌روم، بیش‌تر به ارزش حضورتان پی می‌برم. گاهی دلم می‌خواهد دنیا بداند که چگونه کلامتان جان تازه‌ای به دل من بخشید. به من آموختید آرامش یک هنر است و تاب‌آوری، عین قدرت؛ حتی آن هنگام که خسته‌ای. اگر روزی از زندگی تنها یک چیز بخواهم، دعای شما را می‌خواهم؛ چراکه دعایتان همیشه معجزه کرده است؛ حتی وقتی باورش دشوار بود. شما تنها کسی بودید که سکوت مرا شنید. وقتی خسته بودم و توان گفتن نداشتم، نگاهتان سرشار از فهم بود؛ بی‌هیچ پرسشی، گویی از دل نادیده‌ام باخبر بودید. هر بار که ناامید شدم، به یاد لبخندتان افتادم، همان لبخندی که همیشه می‌گفت: «تو می‌توانی، فقط ادامه بده.»

شب‌هایی بوده که با خود اندیشیده‌ام اگر شما نبودید؛ شاید هنوز در همان تاریکی‌ها گم مانده بودم. شما سبب شدید دوباره خودم را باور کنم. بفهمم هنوز می‌توان از نو شروع کرد، خندید و زندگی را دوباره دوست داشت. از شما آموختم که بخشیدن کار دل‌های بزرگ است. دل‌هایی که سرشار از نورند، نه حساب و قضاوت. برای من، شما همان نوری هستید که هرچه پیش‌تر رفتم، روشن‌تر و پررنگ‌تر شدید؛ حتی وقتی از من دور بودید، حضورتان را با تمام وجود حس می‌کردم. هنوز هم هرگاه دلم می‌گیرد، چشم‌هایم را می‌بندم و لبخندتان را به خاطر می‌آورم، همان لبخندی که می‌گفت «درست می‌شود» و همیشه هم درست شد. کاش همه می‌دانستند چقدر نیک‌سرشت و بزرگوارید؛ چقدر در سکوتتان معنا جاری است و چه اندازه عشق در نگاهتان موج می‌زند. من همیشه قدردان مهر و صبوری‌تان خواهم بود و لحظه‌هایی را که با کلامتان آرام گرفتم، هرگز فراموش نخواهم کرد. دنیا با حضور انسان‌هایی؛ چون شما زیباتر، آرام‌تر و امن‌تر است. شما مانند شعری ساده و دلنشین هستید که بی‌نیاز از واژه‌های بزرگ، آرامش می‌بخشد. می‌خواهم بدانید هیچ واژه‌ای توان بیان قدر بودنتان را ندارد؛ این دل‌نوشته تنها گوشه‌ای از احساسم به شماست. باشد که نورتان همواره روشن بماند و نگاهتان همیشه الهام‌بخش آرامش باشد. روزتان مبارک، راهنمای عزیزم.

نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه  (لژیون دوم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .