
راهنما همسفر معصومه:
هفته راهنما را به بزرگمرد کنگره و اولین راهنمای کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام و همچنین به تمام راهنمایان در بخش آقایان مسافر و خانمهای مسافر صمیمانه تبریک میگویم. راهنما در کنگره۶۰ در بخش مسافران، فردی است که سابقه اعتیاد داشته؛ اما با دریافت آموزشهای لازم، طی کردن مسیر درمان، رشد جهانبینی و قبولی در آزمون راهنمایی، توانسته است به جایگاهی برسد که به همنوعان خود خدمت کند. این افراد به دانش و آگاهی بالایی دست یافتهاند، حالات و شرایط یک مصرفکننده را بهخوبی درک میکنند و میتوانند با تجربه و شناخت عمیق، یاریرسان دیگران باشند. در بخش خانواده (همسفران)، راهنما سابقه اعتیاد ندارد؛ اما بهدلیل آسیبها و تخریبهایی که در دوران اعتیاد به جسم و روح او وارد شده است، سفر میکند و به رهایی میرسد، آموزش میبیند و آماده خدمت میشود. راهنما در کنگره۶۰ یعنی عاشق بودن؛ عاشق خدمت بودن و عاشق به بهشت رساندن دیگران، این همان بند عشق است که در پایان سفر اول وعده آن داده میشود. این خدمت عاشقانه و عاقلانه، حرکتی است که باور آن برای هر کسی آسان نیست؛ مگر آنکه معنای حقیقی آن را درک کرده باشد. جا دارد در هفته راهنما، از زندهیاد خانم رقیه، راهنمای عزیزم که چراغ نمایندگی بیرجند را روشن کردند، یادی کنم. انشاءالله همواره در آرامش باشند. همچنین از همسفر مریم عزیز، ایجنت دوره قبل نمایندگی که پس از زندهیاد خانم رقیه سکان هدایت بخش همسفران را به بهترین شکل در دست گرفتند، قدردانی میکنم. امیدوارم بتوانیم با خدمت عاشقانه و حرکت در مسیر صحیح، گوشهای از زحمات این عزیزان را جبران کنیم.
راهنما همسفر زهره:
«این عشق پایانی ندارد؛ بلکه دایرهوار میچرخد و شعاع اضافه میکند.» این جملهای است که در ابتدا برای من غیر قابل درک بود؛ ولی در ادامه برای من معنا و مفهومی خاص را روشن ساخت. هفته راهنما برای من یادآور مسئولیتی است که پذیرفتهام، یادآوری اینکه هر سخن، هر نگاه و هر قدم من میتواند در دل انسانی امید یا ناامیدی قرار دهد. با قرار گرفتن در بهشت کنگره که بزرگترین سلاح آن، عشق و محبت است و هدف آن فقط کمک به انسان برای بازگشت به خودش است، در من این انگیزه را ایجاد کرد که با تمام وجودم بمانم و تلاش کنم تا با راهنما شدن و خدمت کردن درست شکرگزار خداوند، قدردان آقای مهندس و راهنمای خوبم باشم. در این هفته من بیشتر از هر وقتی شکرگزار هستم، شکرگزار اینکه اجازه دارم در این مسیر حرکت کنم، شکرگزار اینکه میتوانم تولد دوباره انسان را شاهد باشم، شکرگزار اینکه هنوز فرصت یادگیری دارم و میتوانم خدمت کنم، شکرگزار اینکه میتوانم واسطهای کوچک برای رساندن نور باشم. برای یک راهنما بسیار ارزشمند است روزی برسد که رهجویی که دست او را گرفته بود خودش دست دیگری را بگيرد و با قدرت این راه را ادامه دهد و آن روز برای او نه فقط جشن راهنما؛ بلکه جشن ادامهدار زندگی سراسر عشق و محبت خواهد بود.
راهنما همسفر عاطفه:
در هفته راهنما، وظیفه خود میدانم از فرصت استفاده کنم و چند کلامی با عزیزانی که مسیر رهایی را با هم طی میکنیم، سخن بگویم. راهنمایی در کنگره۶۰، مسئولیتی بزرگ و در عین حال نعمتی است که هر روز قدر آن را بیشتر میفهمم. وظیفه من، تنها انتقال تجربه نیست؛ بلکه همراهی و حمایت در مسیر درمان و تغییر است. هر یک از شما که در جلسات شرکت میکنید، با تلاش و پشتکار خود نشان میدهید که رهایی ممکن است و من با صبر و درایت در کنار شما هستم تا مسیر سخت ابتدای راه را آسانتر طی کنید. گاهی سکوت و گوش دادن، گاهی گفتن یک نکته کوچک، میتواند تغییر بزرگی ایجاد کند. دیدن پیشرفت و رشد شما بزرگترین پاداش من است و انگیزه ادامه مسیر میشود. به یاد داشته باشید که هر قدمی که برمیدارید، قدمی به سوی زندگی سالم و آزاد است. وظیفه من راهنمایی است؛ اما حرکت اصلی، همواره با شماست. از صمیم قلب امیدوارم آموزشها و رهنمودها، چراغ راه شما در تاریکیها باشد. بیایید با هم، مسیر رهایی را هموارتر کنیم و یاد بگیریم که کمک و خدمت، گرهگشا و آرامشبخش است. هفته راهنما را به تمامی اعضای کنگره۶۰ تبریک میگویم و قدردان اعتماد شما هستم.
ویراستاری و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
105