خداوند فرموده است: هر کس بتواند یک نفر را احیا کند، گویی که یک جامعه را احیا نموده است؛ خداوند این فرصت را نصیب هر کس نمیکند و بندگانش را به دست هر کس نمیسپارد.
زبان قاصر و قلمم عاجز از نوشتن آموختههایم در کنگره است. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. ای آینه تمام نمای عشق و محبت و ایثار مهر ایزدی بر فراز دستانم بدرقه استاد و راهنمایی است که راه و رسم درست زیستن را به من آموخت.
راهنمای من مانند نوری از انوار الهی، به زندگی من عشق و محبت و ایمان را تابانید.
شما در آموزشهایتان هر لحظه درس درست زندگی کردن، تفکر صحیح، دانایی، مهر و محبت و عشق، صبوری و گذشت قدم برداشتن در راه ارزشها را به ما آموزش میدهید و چه ساده، بی آلایش و دلنشین به ما میآموزید.
به من آموختی آرام باشم، آنجا که دیگر راهی نیست، خداوند راه میگشاید.
به من آموختی، پذیرا باشم هر آنچه میآید، به من گفتی، صبور باشم تا موسم شکفتن برسد و شکست و ناکامی برایم سعادت الهی است که بپذیرم و شکرگزار باشم .
امروز بهانهای است تا بوسه نثار دستانت شود و تبریکم را تقدیمت کند. روزهای اولی که وارد کنگره شدم را به خوبی به یاد دارم. در آن روزها حالم خوب نبود و نمیدانستم چرا باید اینجا باشم، اما حالا پس از گذشت دو سال و اندی بارها و بارها خدا را شکر کردم، من در اینجا با فرشتگان انسان نما روبرو شدم، که فکر میکردم انسان هستند ولی در واقع فرشتگانی بودن به شکل ما، آنها را راهنما مینامیدند، آنها بودند تا به ما رسم زندگی بیاموزند و الفبای مهرورزی و عشق و خدمت را یاد دهند، از آنها یاد گرفتم که تفکر کنم و بدون تفکر حرکتی انجام ندهم، آموختم که من بیهوده به این زندگی پا ننهادم و مسئول اعمال و رفتار خودم هستم.
آموختم که حکم عقل را در زندگیم پیاده کنم و آموختم دانایی را، آموختم آنچه باور است محبت است.
راهنمای عزیزم درس عشق از شما آموختم زمانی که دیدم در کنگره عشق و محبت است که همه را به هم پیوند داده، من در هیچ مکتب و دانشگاهی نمیتوانستم اینها را بیاموزم! رسالت شما از سایر معلمین سنگینتر است. بدون بیمه و بازنشستگی، حقوق و دستمزد، وقت و انرژی خودتان را برای ما گذاشتید. دروس شما عشق و محبت است و به طور کلی درس زندگی است که به ما یاد دادید. زحمت کشیدید، محبت کردید و ما را از تاریکیها به سمت روشناییها راهنمایی کردید و ما حال خوب امروزمان را مدیون شما هستیم. راهنمایان کسانی هستند که بدون هیچ چشم داشتی در کنگره خدمت میکنند. اینها همه از وقت کار و زندگی خود میزنند حتی به کنگره کمکهای مالی هم میکنند و به قول آقای مهندس، عاشق کسی است که از عصاره جان و مال خود میدهد، این وظیفه را به جا میآورند که بتوانند فرمان الهی را به خوبی انجام دهند.
راهنمای عزیزم چیزی که موقع فکر کردن من به شما در ذهنم جرقه میزند: جدیت، لبخند، مهربانی، آرامش، تلاش و پشتکاراست. امیدوارم من هم صبورانه و دلسوزانه در این راه بتوانم قدم بگذارم.
نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
39