English Version
This Site Is Available In English

راه درست یعنی آرامش دل

راه درست یعنی آرامش دل

در خدمت راهنمای تازه واردین همسفر کوثر هستیم تا از تجربه حضور ایشان به عنوان راهنمای‌تازه واردین در کنگره۶۰ بهرمند شویم.


خدمت‌هایی که در کنگره داشته‌اید چه بوده‌اند؟

من دبیر کارگاه و ورزشبان دارت و در‌ سایت مسئول مصاحبه و تاپیست بودم و هم اکنون هم به مدت دو سال راهنمای تازه واردین دلیجان هستم.

چه پیامی برای تازه واردین دارید؟

تازه واردین معمولا با کوهی از آسیب و تنش و درگیری های درونی با خود و مسافر آمده اند فقط باید به خود و مسافرشان زمان بدهند و به کلمه‌ی پذیرش در زندگی معنی ببخشند و تا پذیرش نباشد ؛ همیشه همه را مقصر حال فعلی خود می‌دانند باید بپذیرند که زندگی و شرایط کنونی اش نتیجه‌ی تصمیم و کارهای خودش است حتی انتخاب مسافرش هم اختیار داشته است ولی انسان، بیشتر اوقات فراموش‌کار است، فقط باید گذشته‌ی خود را به یاد بیاورد.

حس و حالتان از این جایگاه در زمانی‌که برای این جایگاه انتخاب شدید، و در حال حاضر چیست؟

احساس مسئولیت می‌کردم و نگران بودم نکند که نتوانم به شایستگی در این جایگاه خدمت کنم ولی با شروع خدمت هر‌چه زمان بیشتر می‌گذشت به این نتیجه رسیدم باید عشق به خدمت به انسان‌ها داشت و همیشه در حال آموزش و به روزرسانی خودم باشم وگرنه نه می‌توانم انرژی بدهم و‌‌ نه انرژی بگیرم و بهترین حسی است که وقتی انسان‌ها با اوج‌ ناامیدی پیش من می‌آیند و من پیام کنگره و درمان را برایشان می‌شکافم، امیدوارتر می‌شوند خیلی حس قشنگی‌ است.

نظر شما راجع به این عبارت که: «در صبر خود بی‌صبری نکردن و پذیرش» در جایگاه‌های مختلف، از تازه وارد تا کمک‌راهنمایی، به چه مفهومی است؟

انسان همیشه در حال ورود به مراحل مختلف زندگی و چالش‌های متفاوت است؛ تحصیلات؛ شغل؛ مسایل خانواده و فرزندان .. برای موفقیت در هر زمینه‌ای باید صبور بود یعنی تلاش کرد و پیش رفت؛ در امر درمان اعتیاد و یا راهنما شدن هم همین‌طور است باید برای رسیدن به خواسته‌مان تلاش کنیم، زحمت بکشیم؛ زمان بگذاریم که مطالعه کنیم و یا از یک‌سری خواسته‌های دیگر بگذریم تا به خواسته‌های مهم تر برسیم مثلا کسی که اعتیاد دارد ولی هم زمان می‌خواهد به شغل‌اش اضافه کند و وقتی برای درمان خودش ندارد این کار کردن بیهوده است یا فعلا در اولویت نیست؛زیرا اولویت هر انسانی اول سلامت جسم و روان اوست تا بتواند به شایستگی به کارهایش رسیدگی کند.

با توجه به اینکه آزمون کمک‌راهنمایی پیش روی همسفران است و رهجویان منتظر برگزاری آن می‌باشند، چه پیامی در این‌باره به شرکت‌کنندگان دارید؟

برای قبولی در هر آزمونی باید وقت گذاشت و برنامه ریزی کرد و معمولا کسانی موفق‌اند که در طول سال مطالعه پیوسته دارند و ذهن شان آماده تر است ؛ همه منابع امتحان  به خوبی مرور شود؛ خلاصه و نکته برداری خیلی کمک کننده است. هفته آخر مانده به امتحان باید مرور شود.

یک راهنمای همسفر  در حال خدمت، مسئولیت‌های دیگر مثل مادر خانواده، همسر، مشغله کاری و... در زندگی دارد؛ چه نیرویی او را برای خدمت با عشق، صادقانه و بلاعوض رهنمود می‌کند؟

همیشه هم اینطور نیست که انسان بخواهد به هم نوع خود کمک کند و همه حس و حالش عالی و بگویم من خیلی عاشق خدمت به انسان ها هستم؛ من از جانب خودم دارم تلاش می‌کنم تا با تمام نیروهای منفی بجنگم و بیایم و خدمت کردن را تمرین کنم، من نمی‌توانم بگویم به این مرحله از عشق رسیده‌ام که از روی عشق می‌آیم ‌و می‌روم . عشق خیلی گرانبهاست خیلی باید رفت و سوخت و خاکستر شد و من خیلی خیلی فاصله دارم ولی  تلاش می‌کنم که در مسیر باشم. فقط یک حس درونی است که هر‌ کسی به دنبال حال خوش باشد،  از خدا بخواهید، خداوند هم مسیر را سر راه‌تان می‌گذارد.

چگونه می‌توانیم به بهترین شکل از راهنمای خودمان و راهنمای تازه واردین  تشکر کنیم؟

هفته راهنما بهانه خوبی است که هر رهجو‌ خودش را موظف بداند که باید به راهنمای خود که او را از تاریکی‌ها نجات داده و مسیر نور را به او نشان داده و قبل از این راهنما خیلی مسایل را نمی‌دانست و این حال خوش و آرامش بخشی از آن را مدیون آموزش های راهنمایش است باید با پاکت و قلبا و با زبانی پر مهر و ادب تشکر انجام شود.

در هر جایگاهی که به ما اجازه خدمت داده می شود همیشه به خود یادآوری کنیم که: عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه کار دارد؟ نظرتان چیست؟

هر خدمتی که انجام بدهم چه مهماندار یا شال خدمتی باید هیچ توقعی از هیچ کس نداشته باشم و بدانم برای رسیدن به مرحله حال خوش باید دنبال هیچ تشکر و مزدی نباشم و مزدم همان حال خوشی باشد که به دیگران بدهم، مزد من آن امیدی باشد که به یک ناامید بدهم، چون خداوند به هرکس فرصت خدمت به بندگانش را نمی‌دهد پس اگر فرصتی به ما داده شده، کفران نعمت نکنیم و نهایت استفاده از این فرصت الهی  را بکنیم.

از اولین مشاوره تازه‌واردین خود چیزی به خاطر دارید و یادتان هست ؟

بله کاملا بخاطر دارم، مربوط به هفت سال پیش است، آن زمان راهنمای تازه‌واردین بدین ساختار نبود و سفر دومی‌های خواستار خدمت مشاوره می‌دادند؛ خانم اعظم و خانم مروارید بودند خیلی حس اطمینان و آرام بخشی داشتند و با حس خوب شان واقعا بیشتر مرا آرام کردند.

تأثیرگذارترین رفتار و برخوردی که در  راهنمای تازه‌واردین خودتان وجود داشت و توانست انگیزه‌ی لازم برای شما را در دستیابی به این جایگاه در شما فراهم کند چیست؟

با حس خوب و انرژی خوب مشاوره بدهم و واقعا خودم را در جایگاه تازه‌وارد قرار بدهم که الان با چه حسی و دردی آمده و فقط بتوانم دلش را آرام کنم که جای درستی آمده‌ای؛ چون تازه واردها راه‌های زیادی معمولا رفته‌اند و اعتماد کردن دیگر برایشان کار آسانی نیست.

در آخر اگر سخنی برای رهجویان شعبه دلیجان دارید؟ بفرمایید!

من هم در کنارشان رهجوی مسیر علم و روشنی هستم و در کنارشان آموزش می‌گیرم؛ هیچ وقت ناامید نشوند؛ خدمت کردن خیلی انرژی و حس انسان را تغییر می‌دهد؛ کافی است روی خودشان آزمایش کنند روزهایی که خدمت‌های داخل شعبه را انجام می‌دهند و روزهایی که فقط تماشاچی هستند؛ چقدر حس و حالشان در این دو روز متفاوت است.

در آخر هم‌ بگویم مسافرم در هفته تقریبا هزار کیلومتر و خودم‌ حدود هفتصد کیلومتر در هفته طی مسیر می‌کنیم که مسیر قلب‌مان باز شود؛همیشه ذهنم درگیر این بود که چرا این قدر باید در جاده باشیم می‌دانستم‌ که راه درست است ولی دلم آرام نبود، استاد امین همیشه می‌گفتند در مسیر بودن انسان را قوی تر می‌کند؛ تا این که در مثنوی مولانا به این بیت رسیدم که
کز سفرها ماه کیخسرو شود
بی سفرها ماه کی خسرو شود؟
از سفر بیدق شود فرزینِ راد
وز سفر یابید یوسف صد مراد.

مصاحبه کننده: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
عکاس: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
طراح سوال و بارگزاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی‌ دلیجان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .