جلسه پنجم از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند به استادی راهنماحمزه و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر جمشید با دستور جلسه (( هفته راهنمایان (DST،تازه واردین ، ویلیام ، جونز ، ورزش ، موسیقی ) )) به تاریخ 27 بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان ستاد:
خوشحالم که امروز در این جایگاه هستم تا خدمت بگیرم و راجع به دستور جلسهی «هفتهٔ راهنما» چند نکته را لازم میدانم توضیح بدهم، در کنگره ۶۰ جشنهای مختلفی داریم؛ مثل جشن همسفر، جشن مرزبان، جشن ایجنت و جشن گلریزان اما هفتهٔ راهنما جایگاه ویژهای دارد، چون فرصتی است برای قدردانی از کسانی که مسیر را برای ما روشن کردهاند و در کنگره یاد گرفتهایم که قدردانی فقط شعار نیست باید در عمل نشانش بدهیم یکی از این روشها دلنوشته و پاکت است که البته اصل ماجرا محبت و احترام قلبی ما است، نه مقدار پاکت و راهنما نیازی به کمک مالی ما ندارد، اما ما احساس میکنیم باید به کنگره و این مسیر کمک کنیم و هرکس دلیل شخصی خودش را دارد و خواهش من این است که این دو مورد دلنوشته و پاکت در هفتهٔ راهنما رعایت شود.احتمالاً مراسم اصلی روز چهارشنبه برگزار میشود، اما مهم این است که با بهترین شکل ممکن از راهنمای خودمان تقدیر کنیم
من همیشه گفتهام اگر در زندگیام از ابتدا کسی بود که مسیر را نشانم بدهد، شرایطم خیلی بهتر میشد و خدا را شکر میکنم که مصرف کننده بودم و به کنگره آمدم؛ چون اینجا چیزهایی یاد گرفتم که هیچ وقت در زندگی بلد نبودم و روز اول که وارد شدم با همان دیدگاه قبلی و با قاطعیت به راهنما گفتم نمیتوانم اما همین آدم امروز پرونده اعتیادش بسته شده و رها شده است و بخشی از این مسیر تلاش خودم بود، اما بخش بزرگ ترش زحمات راهنما بود و راهنما وظیفهای ندارد که برای ما وقت بگذارد اما این کار بزرگ را انجام میدهد و ما از آموزشهای او زندگی کردن را یاد میگیریم.
در سفر اولم به نظر خودم خوب بودم هرچند الان که نگاه میکنم می بینم می توانستم خیلی بهتر باشم شاید در کل سفر یکی دو بار غیبت کردم که آن هم عمدی نبود قبل از کنگره هیچ برنامه ریزی در زندگی نداشتم و ساعت خواب و بیداری کار و زندگی ام بینظم بود اما امروز بخش زیادی از نظم و آرامشم را مدیون کنگره و راهنمایم هستم همیشه گفتهام اگر از اول زندگی یک راهنما داشتم شاید امروز شرایط زندگیام چند برابر بهتر بود من راهنما را مثل پدر میبینم کسی که تجربهاش را بی منت در اختیار ما میگذارد و میگوید رهجو باید در لژیون بمیرد یعنی آن قدر متعهد باشد تا آموزشی را که راهنما می دهد دریافت کند
من به نوبهٔ خودم از همهٔ راهنمایان کنگره ۶۰ تشکر میکنم و دست تک تکشان را میبوسم و این هفته را اول به آقای مهندس تبریک میگویم و بعد به راهنمای خودم که زحمت کشیدند تا فردی مثل من بتواند به رهایی برسد حالش خوب شود و امروز در جایگاه خدمت بایستد. زندگی من قبل از کنگره بسیار آشفته بود اما تغییر کردم و مطمئنم برای شما هم میشود امیدوارم روز جشن همهٔ ما در کنار هم بتوانیم به بهترین شکل از راهنمایانمان تقدیر کنیم و قدردانی مان را اعلام کنیم.

تنظیم و اسال : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
94