جلسه سیزدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیهقی سبزوار به استادی ایجنت راهنما همسفر فهیمه، نگهبانی همسفر مهین و دبیری همسفر عصمت با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز توانستم در جلسه حضور داشته باشم. ما قبل از کنگره به هر ریسمانی چنگ میزدیم تا مسافرمان از اعتیاد رها شود و حتی فکر نمیکردیم که چیزی به نام درمان وجود داشته باشد و فقط میخواستیم که مسافر ما مصرف نکند. جای شکر دارد که امروز اینجا هستیم. جشنهای کنگره، جشن قدردانی است و همانطور که همه ما میدانیم، قدردانی در کنگره با پاکت است و آقای مهندس قانون پاکت را برای این قرار ندادهاند که ما فقط مبلغی را برای راهنمای خود، درون پاکت قرار دهیم و انجام وظیفه کنیم؛ بلکه باید بدانیم راهنمایان نیازی به این مبلغ ندارند و اکثر راهنمایان در جایگاه دنور یا سردار هستند.
راهنمایان سالانه با مبلغ ۵۰ میلیون یا ۶ میلیون یا حتی بیشتر در گلریزان شرکت میکنند؛ پس نیازی به مبلغ درون پاکت ندارند. در این هفته همه راهنمایان و من از راهنمایان خود به خاطر زحمتهایی که برای ما کشیدهاند، تشکر میکنیم. اگر راهنمای سفر اول من راهنما همسفر نرگس نبود؛ شاید الان من و خیلی از ما امروز اینجا نبودیم و اصلاً راهنما نمیشدیم و شاید اصلاً شعبه سبزوار پا نمیگرفت. اگر راهنما همسفر لیلا، راهنمایان تازهواردین همسفر زهره و همسفر منصوره نبودند؛ شاید ما هم الان نبودیم یا شعبه ما دیرتر راه میافتاد و معلوم نبود که هر یک از ما الان کجا بودیم؛ بنابراین قدردانی این نیست که یک پاکت پول یا دلنوشته در نظر بگیریم؛ زیرا برای راهنمایان مهم این است که طبق قوانین کنگره و حرمتها رفتار کنیم و حرکت کنیم.
در کنگره وقتی که راهنمایان از نظر سیدی نوشتن، رعایت حرمتها از رهجویان ناامید شوند، به نظر من قدردانی برای آنها معنی ندارد. من زمانی که هیچ آموزشی نگرفته باشم و هیچ کدام از آموزشهای کنگره را در زندگی خود کاربردی نکنم، قدردانی برای راهنمای من بی معنا میشود. اگر فکر کنم که قدردانی صرفا دادن پاکت پول است، به نظر من حسابگرانه است که من نگاهم این باشد که باید مبلغی را پرداخت کنم؛ زیرا باید نگاه عاشقانه به راهنمای خود داشته باشم. مسافر ما ۱۲ ماه سفر کرده و حال این مصرف را کنار گذاشته است، به یاد بیاورید که چقدر مصرف داشت، از کجا تامین میشد؟ حاضر بودیم از زندگی خود بزنیم و بگذریم و از نیاز فرزند خود بزنیم تا مسافر ما مصرف نکند.
حتی مسافری بوده است که فرش زیر پایش را فروخته تا بتواند مواد مصرفی خود را تامین کند. فکر کنیم به اینکه چه روزهای سختی را گذراندیم و الان راحت هستیم. من در آستانه ۵ سال رهایی هستم و به یاد میآورم که چه بودم و چه شدم. در آن زمان چقدر حال من از اینکه مسافر مصرف کننده داشتم، بد بود؛ به یاد بیاورید که مسافرتان سر کار نمیرفت یا میرفت و برای مصرف برمیگشت یا برایش خماری، مصرف و نئشگی مهم بود و ما مهم نبودیم. من باید زحماتی که راهنما همسفر نرگس در سفر اول برای من کشیده به یاد بیاورم و همچنین زحمات راهنمای تازه واردین خود را هیچوقت از یاد نمیبرم؛ زیرا اگر در جلسه اول، راهنمای تازهواردین ما را جذب کنگره نمیکرد، هیچ وقت طعم خوش رهایی و آموزشها نمیچشیدیم.
اگر راهنمای DST سفر دوم من، راهنما همسفر اعظم نبودند؛ هیچوقت در کنگره نمیماندم و همه ما دیدیم که ایشان با وجود داشتن فرزند خردسال، با آموزش و عشق باعث شدند که ما بمانیم و خدمتگزار شویم. به جرات میتوانم بگویم که هیچکس به اندازه راهنمایان، سختی را که رهجو میکشد، درک نمیکند. شاید خواهر، برادر و خانواده ما کنگره بیایند؛ اما هیچکدام به اندازه راهنما رنج ما را درک نمیکنند. به یاد داشته باشید که راهنما، راهی را رفته است که الان شما در آن هستید؛ اما خانواده یا اطرافیان، شاید شما را مسبب اعتیاد همسرتان بدانند؛ ولی یک راهنما هیچ وقت قضاوت نمیکند؛ چون خودش آن درد و رنج را درک کرده است و به همان اندازه خودش را به جای ما میگذارد و راهنمایی میکند.
راهنمایان خیلی بیشتر از رهجویان سختی میکشند؛ برای مثال همه ما میدانیم که راهنما همسفر اعظم در عین بارداری در جایگاه راهنمایی و ایجنت در شعبه حضور داشتند و فعالیت خود را ادامه دادند. انشاالله برکت این خدمت به زندگی ایشان برگردد. با اینکه امسال تقدیرنامه نداریم؛ ولی قدردان تکتک شما راهنمایان هستیم که با عشق در این مکان و بدون هیچ چشم داشتی خدمت میکنید. رهجویان میتوانند غیبت داشته باشند؛ ولی راهنما حتی با بیماری فرزند نیز باید حضور پیدا کند؛ زیرا ممکن است حال روحی رهجو از نبود راهنمای خود بد شود. من موظفم از راهنمای خود با عشق و نه حسابگرانه قدردانی کنم؛ البته باید در طول سال آموزش بگیرم، قوانین را رعایت کنم و خدمت کنم تا باعث سربلندی راهنما خود شوم و به این روش از او قدردانی کنم.

مرزبان کشیک: همسفر مریم
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر حانیه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فهمیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
129