جلسه هفتم از دوره ششم کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آزادشهر با استادی ایجنت همسفر زینب نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته راهنما (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند هستم که بار دیگر این فرصت به من داده شد در این جایگاه خدمت کنم و بتوانم آموزش بگیرم اول صحبتهایم باید تشکر کنم از عزیزانی که امروز صبح در شعبه حاضر بودند و برای تمیز کاری شعبه آمدند و خدمت کردند به همهشان خدا قوت و دست مریزاد میگویم که توانستند از فرصت استفاده کنند و در این خدمت سهیم بشوند انشالله همیشه خانه دل خودشان هم آباد شود؛ تبریک میگویم این هفته قشنگ را به همه راهنمایان محترم در رأس به استاد راهنمای خودمان آقای مهندس و استاد امین و خانواده محترمشان که با آموزشهای نابشان درس درست زندگی کردن را به ما آموزش دادند تبریک میگویم به راهنماهای نمایندگی آزادشهر چه راهنما های DST و چه تازهوارد و به نمایندگی جونز که در آزادشهر داریم تبریک میگوبم و امیدوارم در مسیر خدمتی خودشان بهترین دریافت ها و بهترین برداشت ها را داشته باشند و لذتش را از این جایگاه ببرند از این فرصت هم استفاده میکنم و تبریک میگویم به راهنمای خودم خانم منصوره که اگر من اینجا نشستم همهاش به واسطه آموزش های خانم منصوره عزیزی بوده که وادی چهاردهم را در رفتار و کلامشان و نگاهشان به من آموزش دادند و آموختن که میشود ماند و خدمت کرد و دست هایش را از همینجا میبوسم و عاشقانه دوستش دارم.
خب در رابطه با دستور جلسه که هفته راهنما است صحبت کردن در این رابطه برای من سخت است؛ ولی واژه راهنما خودش معنی را به ما میگوید؛ کسی است که راه را برای ما نمایان میکند کسی که تاریکی تخریب اعتیاد را با گوشت و پوست و استخوان خودش لمس کرد و فراز و نشیبها را طی کرد و دانشی را در مسیر یادگرفت و خودش به خط پایان رسید و رهایی را تجربه کرد و ماندگار شد و علم خودش و چیزی را که در مسیر یادگرفت را در اختیار بقیه هم قرار داد و راهنما شد برای افرادی که هم درد خودش هستند و ما در آموزش های کنگره داریم که انسان به تنهایی نمیتواند تاریکی ها را پشت سر بگذارد و به نور روشنایی برسد تکامل در جمع اتفاق میفتد و من یادگرفتم که من رهجو به تنهایی نمیتوانم و برای اینکه به فجر برسم و شکافتن در من اتفاق بیفتد نیاز به شفیع دارم که در کنگره همان راهنما است، کسی که شفیع من میشود؛ و من بایستی یاد بگیرم که هرچی از من خواست آن را عمل کنم و انجام دهم و پایم را جای پای راهنما بگذارم جای پای کسی که شفیع من شد در نهایت من به رستگاری میرسم.
خود من هم تازه وارد بودم وقتی وارد کنگره شدم به من اولین راهنمایی که نشان دادند راهنمای تازه واردین بود میخواهم بگویم چقدر تاثیر دارد برای من حال خراب که آمدم و با کوله باری از غم و اندوه وارد شدم چقدر میتواند تاثیر بگذارد و راه را به من نشان دهد و من بمانم و بعد از سه جلسه راهنمای DST و راهنمای درمان خودم را انتخاب کنم تا به پایان برسم یک شناخت کلی از DST و کنگره و قوانین میدهد و بعد هدایتش میکند سمت راهنما، راهنماهای کنگره۶۰ بر اساس عقل و عشق و محبت و ایمان عمل میکنند و اصل کنگره هم بر اساس همین است میخواهم بگویم چگونه راهنما به این سه اصل میرسد ما درپیام سفر اول داریم که وقتی سفرمان به پایان رسید تو را پاداش نیکو خواهد داد و آن پاداش بند عشقی است که بین تو و قدرت مطلق الله برقرار خواهد گردید.
وقتی شخصی میآید و در جایگاه خدمتی قرار میگیرد حالا راهنما که اصلاً برگزیدهتر است از نظر من؛ چون ۴ سال خدمت میکند؛ زمانی که به پایان خط میرسد و به پایان سفر اول میرسد نمیتواند به راحتی بگذارد و برود فکر میکند افرادی که پیش از این آمدند و خدمت کردند پس منم میتوانم؛ بایستی بمانم و به دیگران خدمت کنم و همان جا بند عشق بین آن شخص و خداوند برقرار میشود و آقای مهندس میگوید هر چقدر که شما بندهای تاریکی را از خودتان دور میکنید بندهای جدیدی که بندهای الهی است به دست و پای شما زده میشود که این را ما در بچههای کنگره، راهنمای کنگره داریم به وضوح میبینیم که میآیند خدمت میکنند و اصلاً خسته نمیشوند بعد از ۴ سال خدمت کردن وقتی میخواهند خدمت را تحویل بدهند ناراحتند شاید راهنمای کنگره مزدی دریافت نمیکند حقوق دریافت نمیکند؛ ولی بزرگترین پاداش را در صور پنهانشان دریافت میکنند؛ چون هر چقدر که خدمت و تلاش میکنند به خودشان برمیگردد؛ چون ما یاد گرفتیم که خداوند لیاقت خدمت را به هر کس نمیدهد به بنده خاص خودش میدهد.
من در تجربه خودم در جایگاه راهنمایی هر چه در کنگره به هر کسی آموزش دادم خودم بیشتر آموزش گرفتم بذر نیکو کاشتم محصول نیکو بیشتر برداشت کردم اگر دیگران را به صبر و استقامت به بردباری به دوری از ضد ارزشها توصیه کردم خودم بیشتر دریافت کردم یعنی باز هم میبینم دقیقاً هر چه کنم به خود کنم گر همه نیک و بد کنم دریافتش کردم در مسیر خدمتی و میخواهم بگوبم که الآن در جمع ما کسانی هستند که چه در سفر اول چه وارد سفر دوم شدند خواسته این را دارند که جایگاه راهنمایی را تجربه بکنند و خواسته را باید در درون خودشان قوی بکنند اگر در درون خودشان این وجود دارد که یک روزی این جایگاه را تجربه میکنند قطعاً تجربه خواهند کرد و روزی به این جایگاه خواهند رسید.
امروز هم روزی است که قرار است سپاسگزاری بکنیم و قدردانی بکنیم و باز هم یک روزی است که باید درس پس بدهیم از سال گذشته هفته راهنما تا به امروز یک سال گذشته و باز من باید مرور کنم ببینم که در این یک سال من چه چیزهایی آموختم و چه تجربههایی در این راه به دست آوردم پس امروز روز قدردانی است؛ در سیدی اکبر استاد امین که این هفته بارگذاری شد نکات خیلی خوبی اشاره کرد و واقعاً بزرگترین درسی که کنگره به من میدهد سپاسگزاری کردن است که در این جشنها ما یاد میگیریم، که اگریاد گرفتیم قطعاً توی زندگیمان رستگار میشویم و میتوانیم درمسیری که برایمان گذاشتن بهترین عملکرد را از خودمان داشته باشیم امیدوارم که در کنار همدیگر یک جشن خوب و پرباری داشته باشیم.
و در ادامه جشن راهنما با حضور پر شور همسفران نمایندگی آزادشهر برگزار شد.














مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر نظر
تایپ: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) و همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
عکس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
215