English Version
This Site Is Available In English

حساب عاشق با عشق است

حساب عاشق با عشق است

هفتمین جلسه از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "هفته راهنما" روز دوشنبه ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

 

 خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر، از گروه مرزبانی و ایجنت محترم سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، این هفته را خدمت همه راهنمایان کنگره ۶۰ و به خصوص راهنمایان شعبه اسلامشهر و عزیزانی که در سالهای گذشته در این جایگاه خدمت کرده‌اند صمیمانه تبریک عرض می‌کنم، همه راهنماها از روزی که پیمان می‌بندد در ذهن خودشان این جمله نقش می‌بندد که حساب عاشق با عشق است، یعنی اینکه راهنماها از روز اول که لژیون تشکیل می‌دهند برای خدمت به سفر اولی‌ها، بهترین مزدی که در این مسیر دریافت می‌کنند همان عشق است و با معشوق کاری ندارند و اگر غیر از این باشد ضرر می‌کنند، یعنی یک راهنما که از وقت و زندگی خودش می‌گذرد برای خدمت کردن در کنگره، اگر مزدی جز عشق بگیرد قطعاً ضرر کرده است، بیرون از کنگره ۶۰ این موضوع باور کردنی نیست که راهنما از کار و زندگی و وقت خودش آن هم به مدت چند سال بگذرد و حتی در این مسیر هزینه‌های بسیاری هم انجام دهد، اما اعضای کنگره همگی به خوبی میدانند که بحث اصلی کنگره ۶۰ عشق و محبت است یعنی همه چیز بر محور عشق و محبت می‌چرخد، تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگاه داشته است.

شاید این عشق و محبت گاهی اوقات برای من قابل لمس نباشد اما در پشت پرده عشق محبت همواره جاری است و باعث شده که ما دور هم جمع شویم، این از عشق و محبت است که یک رهجو به رهایی می‌رسد، عشق و محبت است که یک تازه وارد می‌آید و سفر می‌کند به درمان می‌رسد بعد خدمتگزار می‌شود راهنما می‌شود و بیست سال در کنگره می‌ماند، در واقع این عشق است که یک راهنما همیشه سر وقت در کنگره حاضر می‌شود و حال خوب را به رهجو هدیه میدهد، برای راهنما فرقی نمی‌کند که رهجو چه کسی باشد، پول دار باشد یا فقیر، پیر باشد یا جوان، یا اینکه با چه نوع مواد مصرفی وارد کنگره شده است، تنها چیزی که برای راهنما مهم است این است که چطور و با چه برنامه‌ای کمک کند تا این رهجو به درمان و سلامتی برسد و نقش خودش را در درمان رهجو به خوبی ایفا کند، راهنما برای همه رهجوها به یک اندازه انرژی و وقت می‌گذارد و مسیر مشخصی را طی می‌کند، حالا یک زمانی هست که رهجو وارد حاشیه می‌شود و آنهم به واسطه حس‌های آلوده خود اوست، یک رهجو نباید وارد مسیر قیاس کردن و قضاوت کردن شود و به راهنمای خود ایمان کامل داشته باشد در این صورت می‌تواند با رهایی و حال خوب برسد.

از اول خلقت بشر راهی برای درمان اعتیاد پیدا نشده است حالا چه اتفاقی افتاده که امروز و در این عصر در کنگره ۶۰ و توسط آقای مهندس و راهنماها و در لژیون‌ها این درمان امکان‌پذیر شده است؟ درک این مسئله برای من و شاید افراد زیادی بسیار مشکل باشد، بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در درمان اعتیاد عاجز هستند اما خدا را شکر این اتفاق در کنگره ۶۰ و توسط آقای مهندس رخ داده است و آقای مهندس می‌فرمایند: که موتور محرک کنگره ۶۰ راهنماها و لژیون‌ها هستند، حالا در مقابل من به عنوان یک رهجو چه وظیفه‌ای دارم؟ من که حداقل یک سال از آموزش‌های راهنما و لژیون بهرمند می‌شوم چه وظیفه‌ای نسبت به راهنما خود دارم؟ ما در کنگره ۶۰ چهار جشن داریم که یکی از آنها جشن راهنما است و ما بایستی از خیلی قبل تر خودمان را برای این جشن و قدردانی از راهنمای خود آماده کنیم، در واقع زبان قاصر است از خدمتی که کنگره ۶۰ و راهنما در حق ما کرده‌اند ولی می‌توانیم در این جشن بخش کوچکی از لطف راهنمای خودمان را جبران کنیم ، همان طور که آقای مهندس می‌فرمایند: بایستی حتماً با یک پاکت مناسب در حد توان خودمان که شایسته زحمات راهنما باشد و همچنین همراه با دلنوشته با خطی زیبا از راهنمای خود قدردانی کنیم، امیدوارم که جشن خوبی را در شعبه اسلامشهر برگزار کنیم، از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

متن: مسافر بهزاد

عکس و ارسال: مسافر محسن

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .