English Version
This Site Is Available In English

وقتی خوبی‌ها را نبینی، بصیرت از تو گرفته می‌شود

وقتی خوبی‌ها را نبینی، بصیرت از تو گرفته می‌شود

دهمین جلسه از دور هشتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم  مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه «هفته راهنما» روز یکشنبه 26 بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛

از نگهبان تشکر می‌کنم که این فرصت را به من داد تا خدمت کنم. هفتهٔ راهنماست و من اینجا هستم؛ نه به عنوان یک راهنما که بخواهم چیزی به کسی یاد بدهم، بلکه به عنوان یک رهجو. حدود دو ساعت قبل از اینکه به اینجا بیایم و صحبت کنم، اول رفتم خدمت آقا کامران عزیز و کاری را که برای هفتهٔ راهنما می‌خواستم انجام بدهم، انجام دادم و بعد به جلسه آمدم. احساس کردم این‌گونه بهتر است.

واقعاً توفیق بزرگی است که در جلسات کنگره ۶۰ شرکت می‌کنیم. از چه نظر؟ از این نظر که کنگره ۶۰ با جاهای دیگر تفاوت دارد. اینجا قرار نیست ما تافتهٔ جدا بافته باشیم؛ اما تفاوت در نوع نگاه ماست. خیلی‌ها درگیر روزمرگی، کار و داشتن یک زندگی معمولی همراه با رفاه هستند؛ اما تفاوت بچه‌های اینجا در این است که می‌پرسند: «چگونه انسانی باشم؟» این جمعیت، جمعیت احیای انسانی است؛ یعنی ما فکر می‌کنیم و نگاه می‌کنیم که چگونه می‌توانیم انسان‌تر زندگی کنیم. این واقعاً ارزشمند است که بتوانیم این آگاهی و دانش را کشف کنیم. در صحبت‌های آقای امین، مخصوصاً در سی‌دی «اکبر» که دیروز منتشر شد، کلمه‌ای مطرح شد به نام «اسم اعظم». برداشت من این بود که اسم اعظم چیزی جدا از انسان بودن و یاد گرفتن چگونه زندگی کردن نیست. کنگره این را به ما آموزش می‌دهد.

یکی از چیزهایی که در کنگره یاد می‌گیریم، موضوع Dst است. شاید بتوان گفت Dst هم نوعی اسم اعظم است؛ زیرا می‌تواند یک فرد مصرف‌کننده را به یک فرد رهاشده تبدیل کند. اما Dst فقط دارو خوردن نیست. ما باید نگاهمان به تمام دستور جلسات این‌گونه باشد که هر دستور جلسه قرار است من را به انسانی دیگر تبدیل کند.

اگر امروز اینجا نشسته‌ام و دستور جلسهٔ هفتهٔ راهنما را گوش می‌دهم یا مشارکت می‌کنم، باید هفتهٔ آینده با امروز تفاوت داشته باشم. یعنی تغییر و تبدیلی در من شکل گرفته باشد و دستور جلسه اثر خودش را بر من گذاشته باشد. به نظر من، ابتدا باید از درون به آگاهی و دانایی برسیم. باید در قلبمان اتفاقی بیفتد. وقتی این اتفاق در درون ما رخ دهد، آن‌وقت می‌توانیم قدردانی و تشکر را هم به بهترین شکل در بیرون نشان دهیم.

وقتی صحبت‌های استاد امین را گوش می‌دادم، چند نکته برایم مطرح شد: اول اینکه وقتی می‌خواهیم قدردانی کنیم، از چه کسی و چرا باید تشکر کنیم؟ و این قدردانی چه اثری روی خود من دارد؟ هر کاری که در کنگره انجام می‌شود، باید اثری در درون من داشته باشد. اگر می‌خواهم جایگاه راهنما را درک کنم، ابتدا باید این جایگاه را بشناسم؛ اینکه چه اتفاقی افتاده که فردی به این جایگاه رسیده است. در یکی از سی‌دی‌ها گفته شد که در هستی به هر کسی اجازهٔ خدمت به بندگان خدا داده نمی‌شود، اما در کنگره این اجازه داده می‌شود. آقای مهندس دژاکام فرمودند که شاید هزاران سال طول بکشد تا به فردی اجازهٔ خدمت داده شود. حالا این جایگاه چقدر ارزشمند است؟

در سی‌دی «درگیری با خود» گفته شد که راهنما شخصی است که به بند عشق وصل شده است. اما این اتصال چگونه شکل گرفته؟ از این طریق که توانسته بندهای زیادی را از خودش باز کند؛ بند اعتیاد را باز کرده، بندهای ضد ارزش‌ها را باز کرده و هنوز هم در مسیر است که بندهای بیشتری را باز کند. پس طبیعی است که این جایگاه ارزشمند باشد؛ چون با انسانی پخته‌تر و آگاه‌تر روبه‌رو هستیم. یکی از بندهایی که در راهنما کم‌رنگ است، بند مادیات است. یعنی چه؟ یعنی راهنما اسیر مادیات نیست. همین که وقت می‌گذارد و به کنگره می‌آید، در حالی که می‌تواند کارهای دیگری انجام دهد، نشان می‌دهد در بند مادیات نیست. او زمان و فرصت خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهد، هرچند این خدمت برای خودش هم اثر دارد. جایگاه راهنما بسیار ارزشمند است. وقتی من به سیستم کنگره وصل می‌شوم، باید در درونم تبدیل اتفاق بیفتد. در سی‌دی «شفع و وتر» داشتیم که من باید با راهنما جفت شوم تا این اتفاق رخ دهد. راهنما یک شفیع است؛ نقطهٔ وصل رهجو به سیستم کنگره است، نقطهٔ اتصال به مهندس دژاکام و در نهایت به قدرت مطلق یا الله. همهٔ این‌ها در یک راستا هستند.

پس این جایگاه بسیار ارزشمند است و اگر می‌خواهم به آن متصل شوم، باید آدابی را رعایت کنم. یکی از مهم‌ترین این آداب، سپاسگزاری و قدردانی است. اول باید این اتفاق در قلب ما بیفتد؛ باید در درونم بخواهم که این کار را انجام بدهم. ظاهر و پوستهٔ این موضوع می‌شود همان کادو دادن، پاکت دادن و قدردانی کردن. اگر یک دانه را در نظر بگیریم؛ فردی به کنگره می‌آید و می‌خواهد تبدیل به درختی شود که برای دیگران ثمر بدهد. یک درخت گردو را تصور کنید؛ برای رشد آن به یک دانه گردو نیاز داریم. مغز گردو همان آموزش‌هایی است که ما یاد می‌گیریم؛ اینکه سپاسگزار و قدردان باشیم. آیا این مغز بدون پوسته می‌تواند در خاک رشد کند؟

دانه گندم را در نظر بگیرید؛ اگر پوستش را بگیریم، آیا می‌تواند تبدیل به گندم شود؟ پس آن چیزی که ما اینجا یاد می‌گیریم و قلبمان را برای قدردانی آماده می‌کنیم، همان دانه است؛ و پوستش می‌شود آداب بیرونی، مثل پاکت دادن، کادو دادن و تشکر کردن. سعی کنیم این کار را به بهترین شکل انجام بدهیم. اکثر دوستان بلدند، اما بعضی‌ها سال اولشان است و می‌خواهند این کار را یاد بگیرند. من خودم این کار را برای راهنمای سفر اولم انجام دادم. همین امروز هم با بچه‌ها قرار گذاشتیم برویم خدمتشان و این قدردانی را انجام بدهیم؛ چون این کار واقعاً یک وظیفه است. ما با این کار، اتصال خودمان را به راهنما محکم‌تر می‌کنیم و ارزشمندی جایگاه او را نشان می‌دهیم.

یکی از نکاتی که آقای امین در سی‌دی «اکبر» گفتند این بود که چه انسانی قدردانی نمی‌کند؟ انسانی که دستاوردهای خودش را نمی‌بیند، یا آن‌ها را کوچک می‌شمارد. وقتی من دستاوردهایم را بیان نکنم، در واقع نمی‌خواهم بپذیرم که از کسی چیزی گرفته‌ام؛ چون اگر بپذیرم، باید قدردانی هم بکنم. اما بازتاب این کار در هستی چیست؟ وقتی خوبی‌ها را نبینی، بصیرت از تو گرفته می‌شود. «کفر» و «ناسپاسی» یعنی ندیدن. وقتی نبینم چه نعمت‌هایی به من رسیده، بازتابش این است که هستی هم آن خوبی‌ها را کمتر به من نشان می‌دهد. وقتی سپاسگزار نباشیم، انگار خوبی‌ها را عقب می‌زنیم و ویترین هستی هم برای ما کمرنگ‌تر می‌شود. این بازتاب سیستم است. در حقیقت اثرش به خود ما برمی‌گردد و با قدردانی می‌توانیم به این سیستم وصل‌تر شویم.

سه‌شنبه جشن هفته راهنما برگزار می‌شود. اجازه بدهید دو نکته کوتاه دربارهٔ نحوهٔ قدردانی بگویم. من حدود ۱۰ سال است در کنگره حضور دارم و از همان سال‌های اول، دل‌نوشته‌ها و یادداشت‌هایی را که در جشن‌ها گرفته‌ام جمع‌آوری کرده و در پوشه‌ای نگه داشته‌ام. خیلی از آن‌ها واقعاً ارزشمندند؛ چون طرف مقابل زحمت کشیده یک کاغذ تمیز و پاکت مناسب تهیه کرده و برای آن جایگاه ارزش قائل شده است. چرا باید برای جایگاه ارزش قائل شویم؟ چون وقتی جایگاهی برای ما محترم باشد، فرمانی که از آن می‌گیریم قابل‌اجرای‌تر می‌شود. همان‌طور که می‌گویند فرمانی که از یک مقام مسئول می‌گیریم با فرمانی که از یک فرد عادی می‌گیریم متفاوت است. وقتی جایگاهی را محترم بشماریم، دستوراتش را جدی‌تر اجرا می‌کنیم. همهٔ این‌ها اثرش به خود ما برمی‌گردد. ان‌شاءالله این کار را به بهترین شکل انجام بدهیم. از راهنماهایتان تقدیر و تشکر کنید. فقط راهنمای دی‌اس‌تی نیست؛ راهنمای تازه‌واردین، راهنمای نیکوتین (جونز)، و حتی اگر بیرون از اینجا مربی‌ای دارید، آن‌ها هم شامل این موضوع می‌شوند. خود من هم مربی‌های دیگری دارم و حتماً باید از آن‌ها قدردانی کنم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید بسیار سپاسگزارم.

تایپ: مسافر حسام (لژیون چهارم)

ویرایش: مسافر مسلم (لژیون سوم)

تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسؤل سایت)

مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .