ایمان از امنیت میآید و کفر از منیت. هرگاه انسان به مقام والای انسانیت خودش پی ببرد به ایمان حقیقی دست پیدا میکند. عشق دادنی که فراموش کنی به چه کسی یا چه چیزی بخشیدی. رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند. دنبال خداوند در مکان خاصی گشتن بیهوده است. او در لامکان و لازمان است. بیهیچ محدودیتی، قلب انسان مکان و جایگاه نور خداوند است. آنگاه که فرد شروع به بیرون ریختن آلودگیهای قلبش کند، قلب مثل آیینه شفاف و زلال میشود و همان زمانی است برای دیدن خود، اطرافیان، جهان هستی.
تمام آنچه انسان باید برداشت کند و به آن برسد این است که از نگاه خداوند به مخلوقات و جهان هستی بنگرد. آنگاه است که منیت و دیواری که بهدور خود کشیده را میشکند و تجلی نور خدا در انسان به حقیقت میپیوندد. آنگاه که نگاه به انسانهای دیگر از روی ضدارزشهایی مثل کینه، نفرت، حسادت، غرور و... نباشد؛ حتی در وجود انسانهایی که از قادر مطلق دور شدهاند نقطهای نورانی است که اگر آن نقطه را تشخیص دهند و خداوند لطف و رحمت خود را شامل آن انسانها کند آنها از دل تاریکیها بیرون خواهند آمد.
آمدن همسفران و مسافران به کنگره ۶۰ همان قدم اول برای رهاشدن از بندهای اسارت خویشتن است و در آموزشها به وادی «ایمان» میرسیم. اینجا همان ایستگاهی است که من همسفر مهین باید از اسب افسارگسیخته ذهنم پیاده شوم و در مسیری که با نور ایمان روشن شده است گام بردارم.
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
29