جلسه نهم از دوره پنجاهوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی ایجنت همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «هفته راهنما» روز سهشنبه ۲۸بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که این فرصت را به من داد تا بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم. همه ما باید بابت حضور در کنگره۶۰ از خداوند سپاسگزار باشیم؛ زیرا هر خدمتی که انجام میدهیم، گرهای از وجود ما باز میکند.
از آقای مهندس، اولین راهنمای کنگره۶۰، خانم آنی بزرگ، اولین راهنمای همسفران، دکتر امین، خانم شانی و تمامی عزیزانی که این چرخه راهنمایی و هدایتگری را در کنگره۶۰ بنیان نهادند تا ما همسفران نیز بتوانیم در اینجا به آرامش برسیم سپاسگزارم.
این هفته را به تمامی راهنماهای شعبه پرستار، چه عزیزانی که قبلاً در این جایگاه بودند و چه مرزبانهای عزیزی که پیشتر راهنما بودهاند، همچنین راهنماهای فعلی، راهنماهای تازهواردین، راهنمایان ویلیام وایت، بخش قلیان و راهنمایان تغذیه تبریک عرض میکنم. همه این عزیزان در هر بخش، با عشق خدمت میکنند؛ هم به خود، هم به کنگره۶۰ و هم به تکتک ما تا بتوانیم گرههای زندگیمان را باز کنیم و به رهایی و آرامش برسیم.
راهنما چه کسی است؟ از خود واژه پیداست: نمایانگر راه، کسی که مسیر را نشان میدهد. در کنگره۶۰ تفاوت مهمی وجود دارد؛ راهنما کسی است که خود این مسیر را طی کرده است. او روزی تازهوارد بوده، سفر کرده، به سفر دوم رسیده، مراحل مختلف را گذرانده، آزمون داده، کارورزی و مصاحبه را پشت سر گذاشته و سپس به جایگاه راهنمایی رسیده است.
این موضوع، تفاوت بزرگی با بسیاری از مراکز بیرون دارد. من خودم تجربه مراجعه به کلینیکها و مراکز دیگر را داشتهام، اما چیزی که مرا جذب کنگره۶۰ کرد، نظم و حضور راهنمایی بود که این مسیر را پلهپله طی کرده و تخریبها را لمس کرده بود. یعنی کسی نبود که یک دکتری باشد که اصلاً مصرفکننده نداشته باشد و هیچگونه تخریبی در او ایجاد نشده باشد، ولی اینجا در تکتک ما همسفران این تخریب ایجاد شده و همه یکدیگر را درک میکنیم.
راهنما به خودش و کنگره تعهد داده که چهار سال خدمت کند، هم به خودش هم به کنگره و یک سری رهجوهایی را پرورش بدهد که با عشق، عدالت و عمل سالم این آموزشها را هدایت کند.
راهنما کسی است که ابزارهایش عشق، عقل، ایمان، محبت، تجربه شخصی و آموزشهایی است که از کنگره دریافت کرده است. او این آموزشها را در کنار رهجو قرار میدهد، چراغ راه میشود و مسیر را روشن میکند.
راهنما مانند کسی است که چراغی در دست دارد و با دست دیگر، دست رهجو را گرفته است و میگوید: به من اعتماد کن؛ من این مسیر را رفتهام، فقط کافی است به کنگره اعتماد کنی تا به انتهای این مسیر که درمان، رهایی، آرامش و تعادل است برسی.
بسیاری از ما ابتدا برای درمان مسافرمان وارد کنگره میشویم، اما بهتدریج متوجه تخریبهای خود نیز میشویم. در این مسیر، راهنما محرم و امین ما میشود؛ گاهی سخنانی را به او میگوییم که حتی به نزدیکترین افراد زندگیمان هم نگفتهایم. او ما را قضاوت یا نکوهش نمیکند، بلکه هدایت میکند و دستمان را میگیرد و از تاریکی به سوی نور میبرد.
در کنگره، آموزش راهنما ما را اهلی میکند؛ اهل یادگیری، آموزشپذیری، اهل این میکند که حسادت، منیت، قضاوت و خیلی از ضد ارزشهایمان را کنار بگذاریم. اهل بخشش و آرامش شویم تا هدایتگر شویم و بتوانیم یک عالم باعمل باشیم.
در کنگره راهنما کسی است که اول خودش باید عمل کند، بعد بخواهد به رهجو آموزش بدهد. اینجا عالم بیعمل نداریم.
راهنما مانند مربی دلسوزی است که با صبر، رهجو را هدایت و فرمانبردار میکند؛راهنما تمام ویژگیهای خوب را در خودش بزرگ میکند و آن را با عشق در لژیونهایش آموزش میدهد.
همانند مربی رانندگی که پشت فرمان مینشیند، مراقب است و در مواقع لازم ترمز میزند تا از خطا جلوگیری کند. او نجاتدهنده و هدایتگر است، البته به شرطی که رهجو نیز بخواهد تغییر کند؛ زیرا هدایت از سوی راهنماست، اما تغییر به خواست خود رهجو بستگی دارد.
نکته مهم این است که تمامی این خدمات بدون هیچگونه چشمداشت مادی و تنها از روی عشق و برای رضای خداوند انجام میشود. راهنمایان بدون دریافت دستمزد خدمت میکنند و حساب خود را با خداوند میدانند.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر محمد
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
تایپیست و ویرایش: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
183