دومین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی ایجنت محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر احسان با دستور جلسه «هفته راهنمایان» در تاریخ 1404/11/28 راس ساعت15:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. سپاسگزارم از خداوند بزرگ که توفیق داد به واسطه جشن هفته راهنما در خدمت شما عزیزان باشم. در ابتدا هفته راهنما را به بزرگراهنمای کنگره۶۰ جناب آقای مهندس دژاکام، دکتر امین راهنمای بزرگ جهانبینی، دیدهبانان عزیز که همگی ستونها و راهنمایان ما هستند و به تمامی راهنمایان DST، تازهواردین، نیکوتین، تغذیه سالم، موسیقی، ورزش سراسر ایران و علیالخصوص شعبه علیرضا تبریک میگویم و باعث سعادت و خوشحالی است که در خدمت شما عزیزان هستیم. سپاسگزارم که به راهنمایان خود احترام گذاشتید و با وجود مشغلهها و تغییر ساعات کنگره، خود را بهموقع رساندید و این موضوع بسیار ارزشمند است و برای راهنما واقعاً ارزش دارد. ببینید راهنما کیست و از کجا آمده. اگر به گذشته خودم و همه راهنمایان نگاه کنیم، به واسطه مصرف مواد مخدر با تاریکیها آشنا شدیم و به دنبال روشنایی و حال خوب میگشتیم؛ تمام عشق ما مصرف مواد مخدر شده بود اما این عشق تبدیل به نفرت، ذلت شد، بسیار جستوجو کردیم و به نتیجه نرسیدیم تا اینکه خدا را شکر مسیر کنگره برای تکتک ما باز شد. وقتی از مسائل منفی جدا میشوی، در کنگره به آگاهی میرسی و تازه معنی زندگی و عشق را میفهمی؛ برخی افراد به خود میگویند این عشق را ببینیم و تجربه کنیم که چیست؟ و در نهایت به این نتیجه میرسند که عشق واقعی چیزی جز خدمت به دیگران نیست؛
.jpg)
خدمتی که هیچگونه درگیری در آن وجود ندارد و خدمتگزارهرچه از وقت و مال خود میگذارد حالش بهتر میشود نه بدتر. بدانید تکتک راهنمایان کنگره۶۰ به خاطر عشق به خدمت است که در آزمونهای کنگره شرکت میکنند؛ آزمونهایی که به عقیده من حتی از کنکور سراسری هم سختتر است، حائز نمره بالا میشوند، مصاحبه میشوند و تمام خدماتشان زیر نظر گرفته میشود و در نهایت پیمان خود را میبندند و این تازه آغاز کار است؛ زمانی که پیمان میبندیم، آغاز کار آنجاست که با خدای خود عهد میکنیم خدمتگزار دردمندان و کسانی باشیم که خواهان درمان اعتیاد هستند ولی آقا و سرورشان نیستیم و این یعنی عشق. در این مرحله راهنما از سهم زندگی و خانواده خود میگذرد و در سختیها کنار کسی میایستد که میخواهد درمان اعتیاد را به سرانجام برساند؛ در اینجا راهنما تنها نیست بلکه عضوی از یک مجموعه است. به جرأت میگویم راهنما خواب رهحویش را میبیند، برای نوشتن نامه به رهجو خوب فکر میکند و دقیقاً این تصویر در ذهنش میآید که "امیدوارم این نامه به سرانجام برسد و این مسافر سفرش را بهخوبی تمام کند". در این اواخر دیدید که جنگ و حوادث اخیر بود اما یک نامه از راهنما نانوشته نماند؛ راهنما مرخصی میگرفت، از سرکار میآمد تا نامه را بهموقع تحویل دهد تا رهجو از به درمان برسد؛ اگر این چیزی غیر از عشق است به من بگویید چیست؟، من میگویم این نهایت عشق است.
.jpg)
همه این مطالب را گفتم تا بزرگی و عظمت یک راهنما را بتوانید مجسم کنید. آقای مهندس بنیان کنگره۶۰ هستند و بارها گفتهاند که "به احترام راهنما میایستم"، خود ایشان نیز راهنما هستند. تمام راهنمایانی که اینجا هستند به راهنمای خود که میرسند تا کمر خم میشوند؛ چرا؟ این چرایی را من و راهنماها میدانیم و شما نیز سعی کنید برای خود جوابش را پیدا کنید. اگر میخواهید به عشق واقعی برسید حتماً راهنما باشید؛ فرقی نمیکند راهنمای تازهواردین باشید یا هر بخش دیگر، هیچ تفاوتی ندارد؛ مهم این است که بتوانید بیمنت و بدون هیچ خواستهای فقط به انسانها کمک کنید. این را فراموش نکنید؛ راهنماها برای من بسیار عزیز و برای شما بسیار مفید بودهاند و به آنها میگویم همیشه در قلب و ذهن من هستید. شما راهنمایانی که اینجا نشستهاید مطمئناً در قلب و ذهن تکتک رهجوهای خود هستید. دستانتان را به گرمی میفشارم؛
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان
تنظیم و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
551