دلنوشته زیبای راهنما مسافر محمد در باب «هفته راهنما»
راهنما، یعنی نشاندهنده مسیر تاریکی به نور، غم به شادی، نفرت به عشق... یعنی نمایانگر راه رسیدن به آرامش، نمایانگر راه بهشت، و نجات از جهنم درون. تو آن هستی که ما را از جهنمی که سالها وجودمان را تسخیر کرده بود، نجات دادی...
خواستی تا بنویسم در کنگره چه آموختهایم؟ و اکنون میگویم و مینویسم؛ "کنگره دری بود که خداوند بعد از صدها دربسته، به روی من گشود". حال میدانم هر راهی برای دیده شدن، وجود یک نفر را میطلبد، و برای من، آنیک نفر شما بودید.
شما که خودتان این راه را طی کردید، و درست مانند یک میزبان پر از عشق و ایثار، مرا که خسته و درمانده بودم، پذیرفتید. و به من آموختید عشق را... بخشش را... محبت بلاعوض را... و آموختید گذشتن از خویش را...
راهنمای مهربانم؛ واژهی سپاس در برابر ازخودگذشتگیها و ایثار شما، ذرهای بیش نیست. تنها دارایی من برای شما، دعای خیری است که بهپاس تمام الطافتان میتوانم بدرقه راهتان کنم، تا پایدار باشید، تابمانید برای من، و برای هزاران هزار انسان دیگر مانند من... آرامش امروزم، حال خوشم، سلامت جسم و روحم، همه و همه به خاطر تلاشهای بیوقفه، و ایثار و ازخودگذشتگی شما بوده است.
از اعماق قلبم هفته راهنما را به جناب اقای مهندس و خانواده ایشان و تمام کمک راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک میگویم.
نگارنده: راهنما مسافر محمد
تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
135