English Version
This Site Is Available In English

انسان تا زمانی که زنده است به رب و مربی نیاز دارد

انسان تا زمانی که زنده است به رب و مربی نیاز دارد

سلام دوستان ابراهیم هستم مسافر سیگار. دستور جلسه امروز (راهنما) است. از تمام عزیزانی که در جشن راهنما شرکت کردند، صمیمانه سپاسگزارم. حضور رهجو در چنین جشنی نشان‌دهنده‌ی درک و انتقال آموزش‌های درون لژیون است. این امر ما را به تأمل وا می‌دارد که آیا راهنما آموزش‌های لازم را به‌خوبی منتقل کرده است یا خیر. در کنگره آموخته‌ایم که هر مسئله‌ای ابتدا از مسیر آموزش آغاز می‌شود و سپس باید آن آموخته‌ها را در بیرون از کنگره به کار ببندیم تا آثار آن در رفتار و زندگی‌مان نمایان گردد.

انسان تا زمانی که زنده است، به رب و مربی نیاز دارد؛ چرا که عدد کمال، پایانی ندارد و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید آگاه‌تر یا داناتر از همه است. در هر جایگاه علمی و معنوی که باشیم، به راهنما احتیاج داریم، زیرا همیشه دستی بالاتر وجود دارد.

زمانی‌که آقای مهندس بنیان‌گذار کنگره، در نخستین سال‌ها اقدام به راه‌اندازی جلسات نمودند، ساختار آموزش به‌صورت کارگاه‌های جمعی برگزار می‌شد. پس از آن، اعضاء در گروه‌های چهارنفره یا پنج‌نفره گرد هم می‌آمدند و به یکدیگر مشاوره می‌دادند؛ اما این شیوه‌ی غیرساختاری نمی‌توانست موفقیت پایداری ایجاد کند. بنابراین، ایشان با اندیشه و بررسی فراوان، به این نتیجه رسیدند که باید نظم و نظامی مشخص در آموزش و درمان برقرار گردد.

از آن پس، مقرر شد هر گروه با عنوان «لژیون» و تحت راهنمایی یک فرد با تجربه اداره شود. کسی که سفر اول خود را با موفقیت طی کرده و پس از گذراندن حداقل نه ماه از رهایی، بتواند در آزمون راهنمایی شرکت کرده و در صورت کسب نمره قبولی، عهده‌دار مسئولیت راهنمایی دیگران شود.

این تغییر ساختاری برکات فراوانی داشت. از زمانی که این نظام آموزشی و تربیتی مستقر شد، کنگره شاهد رشد چشمگیر در رهایی‌ها و گسترش شعب بود. اکنون بیش از چند هزار مسافر و همسفر در بیش از دویست شعبه، از جمله شعب پارک، در مسیر درمان و آموزش گام برمی‌دارند و هر کس مسئولیت و وظیفه‌ی مشخصی بر عهده دارد. همچنین لایوهای هفتگی که پیش‌تر در روزهای چهارشنبه برگزار می‌شود، به همراه سی‌دی‌های آموزشی هفته، موجب شده تا آموزش و آگاهی به گوش تمامی اعضاء که حدود دویست هزار نفر هستند برسد.

ساختار کنگره ۶۰ به گونه‌ای طراحی شده که هیچ فردی نمی‌تواند ادعا کند فلان لژیون یا آموزش برای او بی‌تأثیر بوده است؛ زیرا تمام الگوها و مسیرها برای همه مهیا است. اگر خواهان درمان قطعی هستیم، باید مطیع و گوش‌ به‌ فرمان باشیم و از راهنمای خویش تبعیت کنیم تا به مقصد نهایی و درمان پایدار دست یابیم.

من خود پیش از ورود به کنگره، بارها تلاش کرده بودم مصرف سیگار را کنار بگذارم. حتی از آدامس‌های نیکوتین استفاده می‌کردم اما هرگز به نتیجه نرسیدم، چرا که راه و صورت‌ مسئله برای من روشن نبود. زمانی که به کنگره آمدم و شاهد اعلام رهایی‌های یک‌ساله، پنج‌ساله و بیشتر از سوی دیگران شدم، ایمان و باور من به درمان کامل پدید آمد.

همه‌ی ما، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، موظف هستیم سفری باکیفیت داشته باشیم؛ چرا که هر یک از ما در زندگی و خانواده، الگوی رفتاری برای دیگران هستیم. وقتی به اصول و قوانین کنگره پایبند باشیم، بهترین نتایج نصیبمان خواهد شد و به درمانی اصیل و با کیفیت خواهیم رسید.

البته باید دانست که رسیدن به درمان و رسیدن به مقصد دو مفهوم متفاوت‌ است. هر دو به نوعی رسیدن محسوب می‌شوند، اما کیفیت و درک مسیر اهمیت بیشتری دارد. اگر با نظم، اطاعت و ایمان سفر کنیم، در مدت ده یا یازده ماه می‌توانیم سلامت و رهایی کامل را به دست آوریم.

امید دارم همه‌ی ما بتوانیم در مسیر آموزش‌های کنگره حرکت کنیم و این مدت حضورمان در کنگره، بخشی یادگار و درخشان از زندگی‌مان باشد. هیچ‌گاه حس و حال خوب این دوران را فراموش نکنیم؛ همان‌گونه که انسان، شب ازدواج یا لحظات شیرین زندگی‌اش را از یاد نمی‌برد، دوران درمان و رهایی نیز می‌تواند تجربه‌ای ماندگار و الهام‌بخش باشد. از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر محمدرضا لژیون سوم، مسافر حسین لژیون سوم 

عکس:مسافر مهرداد لژیون هفتم 

ویرایش و ارسال: مسافر طاها مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .