English Version
This Site Is Available In English

با بخشش خودمان را از زنجیر نفرت رها می‌کنیم

با بخشش خودمان را از زنجیر نفرت رها می‌کنیم

سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر:

چند ماهی از آمدنم به کنگره می‌گذشت که جشن گلریزان برگزار شد. یادم می‌آید در آن جشن من صد تومان کارت کشیدم؛ اما هزار برابر این صد تومان حال خوش دریافت کردم. آن روز برای من یک روز به‌ یاد ماندنی شد. از اولین جشن گلریزان که در کنگره حضور داشتم، روزها را سپری می‌کردم تا دوباره جشن گلریزان فرا برسد؛ اما هیچ‌وقت به عضو شدن در لژیون سردار فکر نمی‌کردم تا این‌که یک روز به‌ عنوان مهمان به لژیون سردار دعوت شدم. حس لژیون سردار برای من یک حس متفاوت بود، حسی از جنس پاکی و روشنی. از همان روز در دل من غوغایی بود. دوست داشتم عضو لژیون سردار شوم؛ اما از طرفی در ذهنم می‌گفتم: تو به این پول احتیاج داری یا اگر نتوانی پرداخت کنی شرمنده می‌شوی. از طرف دیگر با خودم می‌گفتم: باید بهای حال خوشم را بدهم؛ باید حتی اگر شده یک صندلی برای هم‌نوع خودم تهیه کنم.

به اذن الهی توانستم عضو لژیون سردار شوم و آموزش‌های نابی دریافت کنم. معنای بخشش را در لژیون سردار فهمیدم. بخشش آن نیست که فردی را یاری برسانی و در قبال آن از خداوند هزاران خواسته داشته باشی. بخشش آن است که بی‌مزد و منت باشد. بخشش آن است که اگر کسی من را دل‌آزرده کرد از درونم او را ببخشم و هیچ‌وقت منتظر برگشت خوبی‌هایی که کرده‌ام نباشم. آن موقع بهترین حس بخشش را لمس می‌کنم، به امید چنین روزی.

سلام دوستان مائده هستم یک همسفر:

همان‌طور که می‌دانید آقای مهندس بیان می‌کنند: «هر شعبه‌ای باید یک لژیون مالی داشته باشد». تشکیل لژیون مالی در شعبه می‌تواند به اهداف کنگره کمک کند و تاثیر بسیار مهمی در پیش‌برد اهداف داشته باشد. وقتی برای اولین بار با لژیون مالی آشنا شدم در باورم نمی‌گنجید که چه اتفاقی در درون این انسان‌ها افتاده که به این بخشش رسیده‌اند، مصرف‌کنندگانی که حتی به سختی از پس مخارج زندگی و هزینه موادشان برمی‌آمدند، امروز عضوی از لژیون‌های مالی هستند و بدون چشم‌داشت از مال خود می‌بخشند.
هدف اصلی این است که آقای مهندس می‌خواهند به ما یاد بدهند سپاسگزار سیستمی باشیم که به ما خدمت می‌کند و ما در آن درمان می‌شویم. هدف اصلی یادگیری است، من باید فرا بگیرم که از کسانی که به من خدمت می‌کنند سپاسگزاری کنم. البته ما در لژیون سردار هیچ چشم‌داشتی نداریم؛ اما واقعیت این است که وقتی این بخشش را انجام می‌دهیم، چنان انرژی و برکتی به زندگی ما سرازیر می‌شود که شاید در ابتدا متوجه نشویم؛ اما وقتی از دورتر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چه حس و حال نابی را تجربه کرده‌ایم. آقای مهندس بیان می‌کنند: «بخشش مانند هرس کردن درختان است، هرچه شاخه را کوتاه کنی، نیرومندتر و تنومندتر می‌شود». وقتی می‌خواهیم خدمتی را انجام بدهیم، خدمت هیچ‌کدام از ما با دیگری قابل مقایسه نیست. خدمت هر فردی در اندازه و حد توان خودش است و این قابل مقایسه و اندازه‌گیری نیست.
ما در کنگره، گذشتن هرچند بسیار کم، حمایت کردن از قانون‌ یازدهم، لبخندی بر لب داشتن، آغوش گرم تا عضو شدن در لژیون سردار و پهلوانی را آموختیم.
از تمام خدمتگزاران تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانم در این راستا حرکت کنم و در کنگره حضور داشته باشم و آموزش بگیرم.

سلام دوستان مبینا هستم یک همسفر:

عشق ارچه به جان می‌رود از بهر محبت معنی ندهد
جز که ز خود دادن و غفلت هرکس که به عشق است و نی اندیشه بخشش
بیم است که او طالب سود است نه قیمت

به نام خدایی که عشق و بخشش را آفرید. قبل از ورودم به لژیون سردار فکر می‌کردم برای رسیدن به خواسته‌های معقول و نامعقول خود، حتماً باید چیزی را ببخشم تا به آنچه می‌خواهم برسم؛ باید به دیگران کمک کنم نه از محبت و عشق، بلکه به‌ عنوان وسیله‌ای برای اجابت خواسته‌های خود و هیچ درکی از عشق حقیقی و بخشش نداشتم. 
به دیگران کمک می‌کردم؛ اما حالم خوب نمی‌شد و همیشه منتظر پس گرفتن بودم. اگر نتیجه‌ای نمی‌گرفتم، از زمین و زمان شکایت می‌کردم و همه را به جر خودم مقصر می‌دانستم؛ چون علمی نداشتم. با ورودم به لژیون سردار فهمیدم بخشش واقعی باید با عشق باشد و نباید منتظر برگشت آن باشیم. عاشق را حساب با عشق است. ما هرچقدر بذر بکاریم در زمین دل خودمان رشد می‌کند و سبز می‌شود. بخشش مانند پل عبوری است که ما را از زندان اشتباهات گذشته خود به ساحل آرامش می‌رساند.‌ هر بار که می‌بخشیم، خودمان را از زنجیر نفرت رها می‌کنیم. لژیون سردار به من مفهوم عشق را آموخت، عشقی بلاعوض و عشقی حقیقی که از تاریکی به سمت نور و روشنایی سوق می‌دهد. عشقی که به همه ما قدرتی داد که حتی اگر توانایی پرداخت نداریم، به خودمان فرصت بدهیم و ذره‌ذره پرداخت کنیم تا بتوانیم کوچک‌ترین نقطه‌ای برای نجات انسان‌هایی باشیم که مثل ما در ترس، تاریکی، ناامیدی، نفرت و سردی زندگی به سر می‌بردند.
خداوند همیشه به قلب‌های بخشنده نگاه می‌کند.‌ امیدوارم آرامش، برکت و حال خوش در زندگی تمام انسان‌ها جاری باشد و به عشقی برسند که بتوانند ببخشند و زیباتر زندگی کنند.
مگذار دلت انبار باشد، بگذار راه باشد و این زیباترین تعریف از زندگی است.
از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان کمال تشکر را دارم که با عشق حقیقی و با تمام سختی‌هایی که تحمل کردند، این مکان مقدس را فراهم نمودند.
از راهنمای مهربانم همسفر زهرا از عمق وجودم سپاسگزارم که با عشق، صبر و ایمان کنارم بودند و روشنایی مسیر تاریکم شدند و یادم دادند دوباره زندگی کنم. همچنین هفته راهنما را به تمام راهنمایان که خدمتی عاشقانه و خالصانه انجام می‌دهند، تبریک عرض می‌کنم.

سلام دوستان هستم اشرف یک همسفر:

در کتاب شریف خداوند می‌فرماید: هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید در راه خدا انفاق کنید و بدانید آنچه را انفاق می‌کنید خداوند به آن آگاه است. با توجه به این آیه شریفه می‌دانیم که خداوند به احوال و کارهای ما آگاه است، پس چه شایسته است که کارهایی را انجام دهیم که مورد رضایت خداوند است و انفاق کردن یکی از آن کارها است که هم بنده خدا و هم خداوند راضی و خوشحال می‌شود. همانطور که آقای مهندس بیان کردند: «خوش به حال کسانی که ثروتمند زندگی می‌کنند؛ ولی ثروتمند نمی‌میرند». شخصی می‌تواند ثروتمند زندگی کند که مال و ثروتش را در جهت راستی و درستی به کار گیرد. هستند افرادی که مال و ثروت بلای جانشان شده و هنوز به آن درک نرسیده‌اند که با انفاق کردن می‌توانند آن بلا را از خود دور کنند و مال خود را چند برابر کنند بعضی از انسان‌ها فقط دریافت کننده هستند و فکر می‌کنند با دریافت کردن به حال خوش می رسند و باز پرداختی ندارند و در ادامه به باتلاقی تبدیل می‌شوند که فقط مور، مگس و حشرات موذی را در کنار خود می‌بینند. ما نیز در کنگره اگر فقط دریافت کننده باشیم و بازپرداختی نداشته باشیم به حال خوش نمی‌رسیم، ما باید با حمایت کردن قانون یازدهم هم به خود و هم به کنگره خدمت کنیم تا به حال خوش برسیم. همچنین با عضویت در لژیون سردار که لژیونی سراسر نور و برکت است.  برای اولین بار که به عنوان مهمان وارد لژیون سردار شدم، حس عجیبی داشتم و ناخودآگاه اشک می‌ریختم با خود می‌گفتم: خدایا یعنی می‌شود من هم روزی بتوانم عضو لژیون سردار بشوم وقتی که در جستجوی شغلی بودم با خودم عهد بستم با گرفتن اولین حقوقم عضو لژیون سردار بشوم تا بتوانم خدمت هرچه ناچیزی به خودم کرده باشم. وقتی برای جشن گلریزان توانستم اولین پرداختی را داشته باشم حس عجیبی داشتم خیلی خوشحال بودم مخصوصاً آنچه توانسته بودم از دسترنج خودم پرداخت کنم از خداوند بزرگ می‌خواهم که به من کمک کند تا توفیق خدمت در این راه را داشته باشم .از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان کمال تشکر را دارم و بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم.

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:

من شخصی بودم که فقط سیاهی و تیرگی را می‌دیدم، ناامید از همه و خسته از دنیا، نه عشقی بود، نه نوری و نه محبتی. اما قدم در جایی گذاشتم که سخن از عشق و بخشش بود. به من چراغی دادند تا بتوانم با آن روشنایی راه خود باشم و بتوانم گرما و عشق خود را به دیگران هدیه کنم و نور امید را در دل‌هایشان روشن نمایم. توانستم عشق و محبت را به خانه ببرم و معنای واقعی عشق و محبت را درک کنم و کلامم سرشار از امید شود. 
این مکان مقدس که قدم در آن نهاده‌ام، نقطه تفکری است برای ساختن جهانی مملو از زیبایی. لژیونی که قلب‌ها در آن آکنده از نور و بخشش است و اعضایش تلاش می‌کنند تا این دنیای نورانی را لمس کنند و همیشه آماده‌اند تا به دیگران کمک کنند. با ورود به این دنیای نورانی، گره‌های درونی‌ام باز شد و تغییرات آغاز گردید. منی که حتی نمی‌توانستم واژه بخشش را بر زبان بیاورم، اکنون توانسته‌ام آن را به عمل درآورم. حتی فردی را که هرگز قادر به بخشیدنش نبودم، از صمیم قلب بخشیدم و به حس و حال خوب رسیدم. گویا از همه بندها رها شده‌ام و سبک‌بال به سمت نور حرکت می‌کنم. 

اولین بار که به‌ عنوان مهمان وارد لژیون سردار شدم، حس عجیبی داشتم، انگار نوری تازه در دلم روشن شد، نوری که پیش‌تر هرگز تجربه نکرده بودم. اشک از چشمانم جاری بود و فهمیدم حضورم بی‌‌دعوت و بی‌دلیل نبوده است. 
از خدای بزرگ سپاسگزارم که راه سبز کنگره را بر من گشود. از راهنمای خوبم کمال تشکر را دارم که من را با لژیون سردار آشنا کرد و بذر بخشش را در دلم کاشت. به واسطه راهنمایی‌های ایشان توانستم به این لژیون مقدس و حس‌های ناب دست پیدا کنم. 
همچنین از آقای مهندس و خانواده گرامی‌ ایشان سپاسگزارم که چنین بستری را بنا نهادند تا ما زیبایی نور امید را ببینیم و بتوانیم آن را به افرادی که تاریکی‌ها را تجربه کرده‌اند ارزانی داریم. 


سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر: 

در جهت پایه‌های مالی کنگره، همان‌طور که می‌دانیم کنگره به هیچ‌ فردی محتاج نیست و این ما هستیم که به کنگره نیاز داریم. من برای رسیدن به آرامش باید با نفس خود بجنگم و راه آموزش گرفتن آن، حضور در کنگره است. کنگره به من یاد داد چگونه زندگی کنم؛ پس باید بهای خودم را پرداخت کنم. این بها در نهایت در صور پنهان و آشکار به خودم بازمی‌گردد و نتیجه‌اش رسیدن به آرامشی است که در هیچ جای دیگری از زندگی آن را تجربه نکرده بودم. خدا را شکر که به‌ واسطه مسافرم راه ورود من به کنگره باز شد و توانستم در این مسیر تغییر کنم. ما در هر جایگاهی که هستیم باید الگوی دیگران باشیم و خودمان را متعلق به کنگره بدانیم. استاد امین بیان کردند: «من باید خودم را با قبل از خودم مقایسه کنم، نه با دیگران». اگر به حال خودمان قبل از کنگره نگاه کنیم و حال امروزمان را ببینیم، درمی‌یابیم که کنگره چقدر باعث تغییر ما شده است. بنابراین حساب خودمان را از حساب کنگره جدا نمی‌کنیم و در حد توان خود در تمام مسائل مالی کنگره، از جمله قانون یازدهم، سردار، دنور، پهلوان، ماه رمضان، کمک به زمین و... مشارکت می‌کنیم.  در کنگره اجازه داده می‌شود که از این سفره حال خوب برداریم. مثلاً در لژیون سردار وقتی سرداری پرداخت می‌کنیم، می‌دانیم کنگره به پول ما نیازی ندارد؛ اما ما به آن بخشش نیاز داریم؛ چون در جهت خودسازی است.
همان‌طور که دیگران تلاش کردند این چراغ روشن بماند تا ما رایگان از این آموزش‌ها استفاده کنیم، ما نیز باید سهمی در روشن نگه داشتن این چراغ برای آیندگان داشته باشیم. ما حال خوب و بازگشتن به زندگی خودمان را مدیون آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستیم که این بستر را برای ما فراهم کردند.

نویسنده: اعضای لژیون‌های (سوم)، (هفتم)، (هشتم)، (نهم)، (دهم) و (پانزدهم)
رابط خبری: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر مائده، همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر صدیقه، همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا، همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر طیبه، همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر شیرین، همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر لیلا
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون چهارم) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .