جلسه سوم از دوره بیستویکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پاکدشت به استادی ایجنت همسفر معصومه، نگهبانی همسفر ستاره و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «هفتهی راهنما (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بسیار سپاسگزارم که به من اجازه آموزش و خدمت داد تا در این جایگاه باشم. ابتدا هفته قشنگ راهنما را خدمت اولین راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام و اساتید گرانقدرشان و خانم آنی، خانم آنی کماندار، خانم شانی و خدمت دکتر امین بزرگوار تبریک عرض میکنم، اِنشاءللّه در این مسیری که هستند همیشه موفق باشند. خدا را شکر میکنم در مسیر زندگیمان همسو باشیم با اساتید گرانقدری مثل خانواده آقای مهندس از آموزشهای کنگره بهرهمند باشیم. هفته راهنما را به همه راهنمایان سرتاسر شعب کشور راهنمایان DST، تازهواردین، سلامت تبریک میگویم، اِنشاءللّه در این مسیر پر از خیر و برکت موفق باشید و خیر و برکت خدمتتان در لحظه به لحظه زندگیتان جاری و ساری و پر از عشق و محبت باشید؛ وقتی شخصی در زندگی به مسئلهای برخورد میکند تمام تلاشش را میکند که راهکاری پیدا کند گاهی شکست میخورد و در ناامیدی فرو میرود؛ اما بالاخره خداوند دستش را میگیرد و راه برایش باز میشود در زمینه اعتیاد این اتفاق برای من همسفر پیش آمد و با ناامیدی خودم با شکستهایی که خوردم و با بالا و پایینهایی که در زندگی داشتم دست و پنجه نرم کردم؛ اما نور امید در زندگیام روشن شد و مسیر کنگره برایم باز شد.
به کنگره آمدیم در جلسه مشاوره کنار راهنمای تازهواردین قرار گرفتیم و اولین بذر امید را راهنمایان تازهواردین در دل من همسفر کاشتند؛ وقتی از مشکلاتمان با این عزیزان صحبت میکنیم به ما امید میدهند که خدایا شکرت راه برایتان باز شد با راهنماییهایشان با حس خودمان به ما اجازه میدهند که ما را راهی لژیون DST میکنند در لژیون DST راهنما با شال نارنجی است، حال این راهنمای شال نارنجی چه کسی است؟ راهنما کسی است که تمام سختیهای مسیری را که الان روی دوش من است و حال خرابیهایی ک من داشتم را گذرانده است او هم شکست خورده و ناامید شده است؛ اما پیرو یکسری قوانین، اصول و حرمتهای کنگره بود و درسش را خوانده است، امتحان داده و با تائیدیه گروه مرزبانی و مصاحبه قبول شده است و از فیلترها عبور کرده و با دستان پرتوان آقای مهندس شال نارنجی دریافت کرده و لژیون زده است؛ حالا من همسفر وارد لژیون میشوم گاهی با خودم میگویم مشکل من خیلی فرق میکند.
بعضی از افراد سفر دوم که در لژیون قرار دارند و بعضی دیگر در سفر اول که چند وقت از سفر آنها گذشته است و به نسبت با راهنمایی، راهنمایشان مقداری حالشان بهتر شده است، من میگویم من کجا و این افراد کجا. راهنما توانسته است مشکل این افراد را حل بکند؛ اما مشکل من را نمیتواند. در اینجا میخواهم به شما بگویم اولین و پرقدرتترین موضوعی که میتواند به شما کمک کند «ایمان» است ایمان به راه داشتن. کسی که این راه را به شما نشان داده است؛ قطعاً توانایی ادامه راه را هم به شما میدهد. پیام وادی هشتم میگوید: با حرکت راه نمایان میشود؛ پس من حرکت میکنم، ابزار و تجهیزاتی در طی مسیر دارم و یکی از مهمترین آنها راهنما و آموزشهایی که در اختیار من قرار داده است، که اتفاقات قشنگی در این مسیر برایم رقم میخورد.
قبل از اینکه من در قسمت راهنمای شال نارنجی خدمت داشته باشم بدون شال راهنمای تازهواردین بودم و همیشه این سوال مطرح بود که آیا مسافرم به درمان میرسد؟ قطعاً شاید همگی بگوییم، بله. اگر در کنگره اصول، قوانین و حرمتها را رعایت کنیم، هَمسو و هماهنگ با راهنما باشیم؛ حتماً این اتفاق میافتد. جواب تمام سوالاتی که برایمان پیش میآید، را میتوانیم در سیدی «شب» بیابیم. که آقای مهندس درباره شفاعت یا شفیع شدن صحبت میکنند؛ وقتی که رهجو با راهنما هَمسو و هماهنگ باشد و از راهنمایش الگوبرداری بکند راهنمایش شفیعش میشود؛ یعنی شفاعت و تأییدش میکند و در این مسیر اتفاقات خوب، قشنگ و خواستنی برایش رقم میخورد.
حال اگر من بخواهم از راهنمای خودم تشکر کنم این تشکر کردن به چه شکل است؟ تشکر کردن در کنگره به سه شکل انجام میشود، قلبی، زبانی و با عمل در این سفری که وارد شدم ۹ الی ۱۰ ماه مسیر را طی کردهام و به رهایی رسیدهام و محبتی که به راهنما دارم، با تمام وجود دوستش میدارم تمام این موضوع را با قلب، زبان، شرکت کردن در آزمونها و امروز با قدم سوم؛ یعنی انجام عمل در روز جشن راهنما. ما چهار جشن باشکوه در کنگره۶۰ داریم و همه همسفران جشنی که مربوط به آن جایگاه است، حالا جایگاه راهنمایی را میخواهم بگویم قدردانی و سپاسگزاری میکنیم، با تمیزترین پاکت، قشنگترین دلنوشته و در حد توان مالی که داریم با آن عشق و محبتی که نسبت به راهنما داریم آن عمل خداپسندانه را انجام میدهیم؛ چرا میگویم خداپسندانه؟ به خاطر این که آموزشهای کنگره تماماً میخواهد این را به من یادآوری کند که تو قشنگ زندگی کردن و سپاسگزاری را باید بلد باشی و این قسمت از موضوع به من سپاسگزاری را آموزش میدهد.
خداوند هیچ زمان محتاج و نیازمند سپاسگزاری از من نیست او میخواهد که من یاد بگیرم در مسیر زندگیام چطور میتوانم قدردان افرادی باشم که در این مسیر من را همراهی کردند و به من کمک کردند و من این کار را انجام میدهم. در آخر صحبتهایم باز هم تبریک عرض میکنم خدمت تمام راهنمایان امیدوارم که در این مسیری که انتخاب کردید، موفق و مؤید باشید. امروز در جمع ما افرادی هستند که شدیداً تلاش میکنند برای آزمون شهریورماه و من از همین الان پیشاپیش به تکتک عزیزانی که خواستار این لحظه هستند و مطمئن هستم کسانی که تلاش میکنند و ایمان به این راه دارند سال بعد در جشن راهنمایی در کنار ما هستند تبریک عرض میکنم. از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا در جایگاههای مختلف کنگره باشیم و خدمت کنیم.


مرزبانان کشیک: همسفر فریبا و مسافر غلامرضا
تایپیستها: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم) و همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
175