جلسه دوازدهم از دوره شصتوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا به استادی ایجنت همسفر بهجت، نگهبانی همسفر شبنم و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی)» روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
برای این عمل عظیم شکر شکر شکر
خیلی دوست داشتم امروز (جشن هفته راهنما) برای تمام راهنمایان عزیز کنگره۶۰ سنگ تمام بگذاریم؛ اما طبق فرمان آقای مهندس، این جلسه را مختصر برگزار میکنیم و انشاءالله به شکلی دیگر برای راهنماها جبران خواهیم کرد. جشن هفته راهنما را خدمت تکتک راهنمایان عزیز شعبه ابنسینا، پیشکسوتهای عزیز که امروز حضور دارند، راهنماهایDST، تازهواردین، تغذیه، ویلیام و... تبریک عرض میکنم و امیدوارم اجر این خدمات در زندگیتان جاری باشد.
جایگاه راهنمایی سراسر عشق است، عشق واقعی! هیچوقت نباید فکر کنیم که یک راهنما خیلی قدرتمند است، این راهنما با دیگر راهنمایان متفاوت است و یا این راهنما یک انسانخاص است، خیر اصلاً اینطور نیست. راهنما؛ رهجویی بوده که فرمانبردار بوده است. وقتی از در کنگره وارد شده به حرف راهنمای خود گوش کرده است. او بهانهتراشی نکرده است که بگوید: من کار دارم، شرایط من با بقیه فرق میکند، من خاص هستم و... بدون هیچ عذر و بهانهای خود را در قالب کنگره۶۰ قرار داده و با عشق سفر کرده است. شاید بعضیها با عشق سفر نکرده باشند؛ اما فرمانبرداری به آنها کمک میکند تا با عشق به مسیر خودشان ادامه دهند.
راهنما در آزمونهای داخلی شرکت کرده است، بدون اینکه نمره برایش اهمیتی داشته باشد. متأسفانه بعضی افراد فکر میکنند برای راهنما شدن میتوانند با تقلب کردن در آزمونها به این جایگاه برسند. آنها شاید نمره آزمونماهانه را بالا بگیرند؛ اما آقای مهندس، جایگاه راهنمایی را به این شکل به هر کسی نمیدهد. راهنمایی یعنی بیاییم و با عشق سفر کنیم، فرمانبردار باشیم، سیدیها را درست گوش کنیم و با عشق بنویسیم نه فقط برای اینکه زود تمام شود، کتابها را بهموقع بخوانیم؛ حتی روزی یک صفحه. من باور نمیکنم کسی بگوید روزی یک صفحه از کتابها را خواندهام و نمره لازم در آزمون را کسب نکردهام. هر کدام از راهنمایان، بعد از انجام این کارها و قبولی در آزمون راهنمایی، آقای مهندس شال را به گردن آنها میاندازد و تازه کار آنها شروع میشود.
من نباید دچار منیت شوم که شال گرفتهام و دیگر همه چیز میدانم. او مسیرهای قبلی را طی کرده ولی هنوز تاریکیهایی در ادامه مسیر او وجود دارد که هر رهجو، چه سفرش به اتمام رسیده باشد یا نرسیده باشد، آموزشهای خود را برای راهنما به ارمغان میآورد. راهنما تازه با چیزهایی که یاد گرفته است شروع به ساختن میکند. او با عشق خدمت میکند و بلاعوض میبخشد تا یک رهجو بتواند به حالخوش برسد. آقای حکیمی میگویند: وقتی راهنما شدید و در حال خدمت هستید، اگر فکر کنید که با راهنما شدن کار تمام شده است، سخت در اشتباه هستید. کجا میتوانیم خودمان را دوباره بسازیم؟ آنجایی که گذشته را فراموش نکنیم، هر چه جلوتر میرویم تازه متوجه میشویم که کنگره چه کارهایی با ما کرده است.
آقای حکیمی میگفتند: هیچوقت، هیچوقت این لطف خدا را نمیتوانم سپاسگزار باشم که اجازه داد به کنگره بیایم و خدمت کنم؛ پس ایشان واقعاً عاشق هستند. خیلی عشق میخواهد که از زمان گرانبهای خود، از جایی که دوست داری کنار عشقهای زندگی خودت باشی، بگذری و بیایی در شعبه به صورت رایگان خدمت کنی. راهنمایی به نظر من یک خدمت رایگان است. اینکه ما فکر میکنیم میتوانیم از راهنما تقدیر کنیم و زحمات او را جبران کنیم، به نظر من شدنی نیست؛ مگر اینکه تلاش کنیم تا در کنگره خدمتگزار شویم. خیلی قشنگ است که یک راهنما بیاید و ببیند که رهجوهایش در گوشهای از کنگره در حال خدمت هستند؛ حتی اگر فقط در حال صندلی چیدن باشد، مهم این است که این کار با عشق انجام شده باشد. فکر نکنید برای خدمت کردن حتماً بایستی شال دور گردن داشته باشید. وقتی راهنما رهجوهای خود را در حال خدمت ببیند و به او لبخند بزند مزد خود را میگیرد؛ چون عشق داده است و اکنون عشق دریافت میکند. او پول نداده است که بخواهد پول پس بگیرد و خوشحال شود.
امسال اجازه نداشتیم آنطور که من و گروه مرزبانی دلمان میخواست از راهنمایان گرانقدر تقدیر و تشکر کنیم، اما رهجوها در لژیون با تشکر کردن از آنها به صورت عملی، میتوانند جبران کنند. به نظر من مبلغ داخل پاکت مهم نیست؛ زیرا فراموش میشود که هر رهجو چقدر در پاکت گذاشته است، بلکه نامه عاشقانه مهم است. نامهای که راهنما وقتی بعد از ۵ سال یا ۱۰سال خواست آنرا باز کند، یک جمله محبتآمیز حتی اگر کوتاه باشد، برای او قشنگترین جایزه است. امیدوارم که خداوند اجر این خدمات را به راهنمایان عزیز بدهد. از آقای مهندس سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند. از راهنمای خود بسیار سپاسگزارم، هرگز فراموش نمیکنم با چه حال خرابی از این در وارد شدم، نمیگویم الان حالم خیلی خوب است، ولی میتوانم بگویم با خیلی از تاریکیهای درونم مواجه شدم و آنها را با کمک همسفر سهیلا، همسفر فاطمه و همسفر سپیده حل کردم.
هر کسیکه یک چیزی به من یاد بدهد راهنمای من میشود. راهنما فقط کسی نیست که در لژیون است؛ گاهی یک نفر در ورزش کنارت است و یک چیز قشنگ به تو یاد میدهد، پس او نیز راهنمای تو است. آقای مهندس آخر دستورجلسه امسال ورزش را هم گذاشته است تا از راهنماهایمان در قسمت ورزش نیز تشکر کنیم، من در تنیس، کنار خانم سپیده آموزشهایی گرفتم که هیچوقت فراموش نمیکنم. از راهنمای خودم که همسفر سهیلا بودند، مسافر فریبرز که راهنمای مسافرم بودند و دیگر راهنمایان تشکر میکنم. امیدوارم آنطوری که شایسته راهنمایان است، از آنها قدردانی کنیم.


مرحله ۳۰ سیدی همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر نسرین

رهایی جونز همسفر سحر و همسفر نسرین رهجویان راهنما همسفر آرزو و رهایی جونز همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر پریسا

اهدا لوح تقدیر به اعضاء تیم والیبال

اهدا لوح تقدیر به اعضاء تیم تنیس روی میز

اهدا لوح تقدیر به اعضاء تیم بدمینتون


مرزبانان کشیک: همسفر طاهره و مسافر محمد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نورا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
217