English Version
This Site Is Available In English

راهنما شدن در کنگره۶۰ پرداخت زکات رهایی است

راهنما شدن در کنگره۶۰ پرداخت زکات رهایی است

راهنما الگویی آموزش‌ دیده‌ و تزکیه شده است که بر اساس عشق، عقل و ایمان عمل می‌کند و بدون هیچ مزد و چشمداشتی در حال خدمت خالصانه و با عشق است، تا مسیر را برای کسانی که در ظلمت گرفتار هستند روشن کند. هفته راهنما در کنگره۶۰ یادآور اهمیت و جایگاه راهنما است. کسی که راه را نشان می‌دهد و یاد می‌دهد چگونه با توانایی درونی خود حرکت کنیم. این هفته فرصتی است تا سپاسگزار راهنمایی باشیم که با صبر و محبت نشان داد چگونه می‌توان با عشق، عقل و ایمان از تاریکی به روشنایی قدم گذاشت.

همسفر انسیه و مسافرشان مسلم با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک کشیدنی به مدت ۱۰ ماه و ۲۸ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر مرضیه سفر کردند. درحال حاضر ۳ سال و ۱۰ ماه و ۳ روز است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند رشته ورزشی مسافر تنیس روی میز و دارت و رشته ورزشی همسفر تنیس روی میز در کنگره است. در این رابطه گفتگویی با همسفر انسیه ترتیب دادیم که شما را به خواندن این گفتگو دعوت می‌کنیم.

نقش راهنما در کنگره۶۰ چگونه شکل گرفت؟

شکل‌گیری نقش راهنما به تأسیس کنگره۶۰ برمی‌گردد. در سال ۱۳۷۸ که کنگره تشکیل و جلسات برگزار می‌شد، اعضا دور هم جمع می‌شدند، صحبت می‌کردند، تفریح می‌رفتند و غذا می‌خوردند؛ اما هیچ قانونی در بین آن‌ها حاکم نبود، تا این‌که در سال ۱۳۸۰ آقای مهندس فرمان تشکیل لژیون‌ها را دادند و برای هر لژیون یک راهنما انتخاب کردند. راهنما آموزش‌های لازم را دیده بود و طبق قوانینی که وضع شده بود عمل می‌کرد. به این ترتیب ساختار کنگره عوض شد و قوی‌تر به مسیر خود ادامه داد.

به نظر شما راهنما؛ باید چگونه الگویی برای رهجوی خود باشد؟

جمله معروفی در کنگره داریم که می‌گوید علمی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص است. تمام راهنمایان کنگره‌۶۰ در گذشته مصرف‌‌کننده بودند و در مسیر ضد‌ ارزش‌ها و تاریکی‌ها قرار داشتند. به مرور زمان با فراگرفتن آموزش‌های لازم به درجه راهنمایی رسیدند و توانستند تجربیات خود را در اختیار رهجو‌یان خود قرار دهند؛ بنابراین راهنما؛ باید کاملاً بی‌نقص باشد تا الگوی خوبی برای رهجویان خود مخصوصاً سفر اولی‌ها باشد.

به نظر شما رابطه راهنما با رهجو؛ باید چگونه باشد؟

در کنگره۶۰ راهنما نقش استاد یا معلم را دارد و حلقه اتصال بین راهنما و رهجو عشق و محبت است؛ ولی اصول و قوانین کنگره۶۰ چهارچوب خاصی را برای راهنما و رهجو تعیین کرده است از جمله این‌که رهجو؛ نباید راهنما را دوست و رفیق خود بداند، تحت هیچ شرایطی؛ نباید رابطه پولی، کاری و خانوادگی داشته باشد. حوزه فعالیت راهنما و رهجو کاهش مصرف مواد‌ مخدر و راهنمایی برای درمان اعتیاد است. به‌طورکلی یک راهنما در لژیون؛ باید جذبه و هیبت پدر و از روی دیگر محبت مادرانه داشته باشد و تمام رهجویان خود را دوست داشته باشد.

چگونه رهجو می‌تواند خود را برای راهنما شدن آماده کند؟

شاگردی که آماده باشد صدای پای استاد را می‌شنود. یک رهجو از بدو ورود به کنگره؛ باید گوش به فرمان بوده، سر ساعت در شعبه حضور یابد، پوشش سفید داشته باشد، سی‌دی نوشتن را سرلوحه کار خود قرار دهد، مشارکت کند و از همه مهمتر در آزمون‌های ماهیانه شرکت کند تا برای آزمون اصلی راهنمایی آمادگی و آشنایی لازم را پیدا کند؛ اما مهمترین اصل برای راهنما شدن این است که؛ باید خواسته راهنما شدن را داشته باشد و بستر آن‌ را مهیا کند.

چگونه رهجو می‌تواند قدردان زحمات راهنمای خود باشد؟

هر کاری که راهنما برای رهجو انجام می‌دهد از روی عشق و محبت است. ما در کنگره یاد گرفتیم؛ اگر به کسی چیزی می‌دهیم دنبال باز‌ پس‌ گرفتن آن نباشیم. راهنما شدن در کنگره۶۰ پرداخت زکات رهایی است. از دیدگاه راهنما بهترین قدردانی خدمت کردن و خدمتگزار بودن در کنگره است؛ ولی وظیفه رهجو طبق رسم کنگره این است که با دل‌نوشته و پاکت پول آن‌چنان که در شأن و منزلت راهنما است از راهنمای خود تشکر و قدردانی کند.

نقش راهنمای خود را در زندگی چگونه می‌بینید؟

اگر بخواهم نقش راهنما را در زندگی خود بیان کنم قلم قادر به نوشتن نیست. قبل از کنگره در دریایی از تاریکی‌ها و ضد ارزش‌ها غوطه‌ور بودم و هیچ راه فراری نداشتم؛ زیرا تمام راه‌ها به بن‌بست ختم می‌شد. با ورود به کنگره و راهنمایی‌های همسفر اعظم و همسفر مرضیه و گوش به فرمان آنان بودن توانستم تا حدودی از تاریکی‌ها بیرون بیایم و از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرم و رنگ آرامش و آسایش را در زندگی خود احساس کنم و با افتخار شال زیبای نارنجی را کسب کنم. همه این‌ها را مدیون راهنمایان خود بوده و تا ابد قدردان زحمات آن‌ها هستم.

در سی‌دی وادی ۱۴ بخش ۵ منظور آقای مهندس از این‌که آدم‌ها مثل دف‌ و نی می‌مانند چیست؟

دف و نی فقط یک وسیله هستند و نیاز به یک نوازنده دارند؛ وقتی نوازنده‌ها دف و نی را بنوازند خیلی چیزها را می‌توانند بیان کنند. دف و نی به تنهایی کاره‌ای نیستند؛ بلکه با نوازنده کامل می‌شوند. این موضوع در مورد انسان هم صدق می‌کند. انسان‌ها مانند دف و نی هستند؛ باید در آن‌ها جریانی از عشق، شور، شعف، محبت بوجود بیاید؛ اگرنه فقط گوشت، پوست و استخوان هستند. برای این‌که بتوانیم بنویسیم؛ باید ابتدا الفبا را یاد بگیریم؛ اگر الفبا را یاد نگیریم نمی‌توانیم بنویسیم. عشق‌ هم چیزی است که انسان؛ باید آن را فراگیرد؛ اگر انسان عشق را فرانگیرد نمی‌تواند هیچ کاری انجام دهد.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .