جلسه چهاردهم از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ به استادی ایجنت همسفر معصومه، نگهبانی همسفر سمیرا و دبیری همسفر زهرا با دستورجلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا هفته راهنما را به اولین راهنمای کنگره۶۰، آقای مهندس، سرکار خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شانی و استاد امین تبریک میگویم. همچنین به راهنمایان اولیه کنگره۶۰ که این بستر را فراهم کردند تا امروز ما بتوانیم روی این صندلیها قرار بگیریم، آموزش بگیریم و به درمان برسیم. شایسته است یادی کنم از زندهیاد راهنمای خودم، همسفر رقیه؛ چراکه اگر استارت اولیه بخش همسفران توسط ایشان زده نمیشد؛ قطعاً امروز من و شما با این حال خوش روی این صندلیها نبودیم. انشاءالله یادشان همیشه در دل ما جاودانه بماند و روحشان در آرامش باشد. همچنین از همسفر مریم ایجنت دوره قبل نمایندگی بیرجند که سکان هدایت این کشتی را در دست گرفتند و به بهترین نحو آن را هدایت کردند و به ما سپردند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم و از همینجا تبریکات خود را خدمت ایشان تقدیم میکنم.
ما در کنگره سفر میکنیم، این سفر سفری است از تاریکی به سمت نور، از قهر به سمت محبت و عشق؛ اما این سفر را بهتنهایی نمیتوان انجام داد. همانطور که یک دانشآموز بدون معلم نمیتواند درس بخواند، یک رهجو نیز در کنگره۶۰ برای سفر خود نیاز به معلم دارد و این معلم کسی نیست، جز راهنمایی که در مسیر در کنار او قرار میگیرد. یک همسفر وقتی وارد کنگره۶۰ میشود و سفر خود را آغاز میکند، اولین کسی که میتواند چراغ امید را در دل یک تازهوارد روشن کند، راهنمای تازهواردین است. راهنمای تازهواردین در واقع یک آغوش گرم و عاشقانه برای کسی است که برای اولینبار وارد فضای کنگره میشود. رهجو ممکن است با هزاران مشکل و سؤال وارد کنگره شود و با خود بگوید آیا امکان درست شدن زندگی من وجود دارد؟ آیا این بلا از خانه و زندگی من دور میشود؟ آیا من به آرامش خواهم رسید؟ آیا حضور من در اینجا تأثیرگذار خواهد بود؟ راهنمای تازهواردین تنها کسی است که با جان و دل گوش میدهد. با لبخندی عاشقانه، مباحث را برای او باز میکند و او را به سمت مسیر درست هدایت میکند.
در واقع اولین جرقه را راهنمای تازهواردین میزند؛ اگر امروز بسیاری از ما روی این صندلیها نشستهایم و ادامه دادهایم، قطعاً ردی از دستان راهنمای تازهواردین در این مسیر وجود دارد. پس از پایان جلسات مشاوره، رهجو وارد لژیون میشود و به راهنمای DST میرسد. در لژیون باید آموزش بگیرد؛ زیرا میخواهد مسیر خود را آغاز کند. در این مسیر نیاز دارد کسی در کنارش باشد تا آموزشها را به او بدهد و بندهایی که بر دست و پایش بسته شده است، با هدایت راهنما باز شود. راهنمای DST کسی است که لحظهبهلحظه در کنار رهجو ایستاده است. با لبخند او میخندد و با غم او اندوهگین میشود. در روزهای سخت، وقتی رهجو فریاد تنهایی سر میدهد، با عشق در کنارش میایستد و میگوید: «پایان شب سیه، سپید است.» اگر درست در مسیر قدم برداری و قوانین را رعایت کنی، به نقطهای میرسی که از آن انشعاب گرفتهای. راهنمای DST اسوه عشق، صبر، ایثار، گذشت و فداکاری است. میخواهد آنچه را تجربه کرده و از اعماق وجود درک کرده است، به رهجوی خود منتقل کند. به او میآموزد صبر و ایمان داشته باشد تا باور کند که اگر در مسیر درست حرکت کند، قطعاً به آنچه خواسته است، خواهد رسید. در همین نمایندگی، رهجویانی بودهاند که با صبر، پایداری و مقاومت ایستادند و امروز حس شیرین کنار هم بودن را تجربه میکنند. در این لحظهبهلحظه بودنها، راهنمای DST است که آرامش را به رهجو منتقل میکند. اگر رهجو فرمانبردار، منضبط و مسئولیتپذیر باشد و قوانین را رعایت کند، قطعاً به حس ناب رهایی و وادی چهاردهم خواهد رسید.
در ادامه مسیر، رهجو متوجه میشود حال روحی او بهتر شده است و اکنون باید به جسم خود نیز توجه کند. در این مرحله نیاز به راهنمای دیگری دارد و آن راهنمای جونز است. راهنمای جونز به او میآموزد که به تغذیه خود توجه کند، جسم خود را دوست داشته باشد و بداند تعادل زمانی برقرار میشود که جسم، روح و روان در کنار هم اصلاح شوند. در سایه آموزشهای راهنمای جونز درمییابیم که «عقل سالم در بدن سالم است». اگر بخواهم درست تفکر کنم؛ باید جسم سالمی داشته باشم. در اینجا نیز راهنمای جونز است که رهجو را هدایت میکند. پس در این مسیر من تنها نیستم، چندین راهنما دست مرا میگیرند تا به حال خوش، نقطه امن، عشق ناب و لحظه زیبای رهایی برسم. همه اینها دستبهدست هم میدهند تا امروز بتوانم قدردان این عزیزان باشم.
آیا سزاوار تشکر نیستند؟ کسی که به رهایی رسیده؛ شاید بهتر درک کند. اگر لحظهای به روزهای قبل از رهایی بازگردد، حاضر است هرچه بدهد تا آن روزهای تلخ را دوباره تجربه نکند؟ قطعاً همه میگوییم تمام دارایی خود را میدهیم تا به آن تاریکیها باز نگردیم؛ پس جا دارد از تمام راهنماهایی که در این مسیر ما را هدایت کردند، با زبان، با عمل و با قلب تشکر کنیم. در کنگره۶۰ رسم بر این است که رهجو با پاکت و دلنوشته از راهنمای خود تقدیر میکند؛ حتماً دلنوشته در پاکتتان باشد؛ زیرا ارزشمندترین هدیه برای راهنما، همان حس ناب و خالصی است که رهجو منتقل میکند. چندی پیش دلنوشته رهجوی خود را در سایت خواندم و بسیار لذت بردم؛ حتی اشک ریختم. این دلنوشتهها بهترین هدیهای است که میتوان به راهنما تقدیم کرد.
راهنمایان عزیز، شما که در هر جایگاهی در این نمایندگی خدمت میکنید، نقش شما پرورش انسانهایی است که روزی خودشان راهنما خواهند شد. شما فقط آموزش نمیدهید، شما دلگرمی، عشق، امید، ایثار هستید و زندگی میبخشید. اگر امروز لبخند بر لبان خانوادهها نشسته است، اگر فرزندان، پدران خود را دوباره یافتهاند، اگر عشق در خانوادهها شکل دیگری گرفته است و اگر مادری با آرامش سر بر بالشت میگذارد، همه رد دستان شماست؛ پس بر خود واجب میدانم در این روز، برای بودنتان، عشقتان، ایمانتان و صبوریهایتان از شما صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.
تصاویری از برگزاری مناسبت هفته راهنما
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر زهرا(ج) رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زهرا(م) رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) رابط خبری
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
136