English Version
This Site Is Available In English

راهنما برای من فرستاده خدا بود

راهنما برای من فرستاده خدا بود

جلسه چهارم از دور نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره‌۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی ایجنت مسافر امیرحسین، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر داراب با دستور جلسه: «هفته راهنما» روز سه‌شنبه ۲۸بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، امیرحسین هستم مسافر
خدا را شاکرم که این فرصت و توفیق نصیبم شد تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر می‌کنم که این بستر و مسیر را برای ما فراهم کردند تا به درمان برسیم.

هفته راهنما را تبریک می‌گویم و از اولین راهنما و معلم کنگره‌۶۰، آقای مهندس و خانواده محترمشان، دیده‌بانان و همه عزیزانی که در جایگاه راهنمایی خدمت می‌کنند، قدردانی می‌کنم.

هفته‌ها و مناسبت‌هایی که در کنگره‌۶۰ برگزار می‌شود برای این است که ساختار این مجموعه را بهتر درک کنیم و جایگاه‌ها را بشناسیم. جایگاه راهنما، جایگاه استاد، مربی و الگوست؛ جایگاهی که در کنگره‌۶۰ معنا پیدا می‌کند. راهنما کسی است که وقتی به او نگاه می‌کنیم، مسیر درمان و درست شدن را در وجودش ببینیم. او روزی در تاریکی اعتیاد و ظلمت بوده؛ اما امروز به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند دست انسان‌های دیگر را بگیرد.

در کنگره‌۶۰ می‌آموزیم که فرد از بند اعتیاد رها می‌شود و از جایگاه مصرف‌کننده مواد‌مخدر به جایگاهی می‌رسد که می‌تواند راهنما شود. کسی که روزی در انجام کوچک‌ترین مسئولیت‌های خود مانده بود و تحت تأثیر موادمخدر قرار داشت، اکنون به نقطه‌ای رسیده که نیروهایش را بازیافته و آن‌ها را در اختیار دیگران قرار می‌دهد.

آقای مهندس در برخی از سی‌دی‌ها از «شفع و وتر» سخن می‌گویند؛ از تک و جفت بودن. راهنما در کنار فرد قرار می‌گیرد و شفیع او می‌شود. همه این صحبت‌ها برای آن است که بفهمیم انسان‌ها می‌توانند تغییر کنند، درست شوند و درمان گردند. شاید فرد تازه‌وارد وقتی راهنما و خدمتگزاران را می‌بیند، باور نکند که آن‌ها روزی مصرف‌کننده بوده‌اند و همین دیدن، می‌تواند نقطه شروع تحول او باشد.

یکی از پیام‌های بزرگ هفته راهنما، پیام تغییر انسان‌ها و رحمت خداوند است؛ رحمتی که انسان را از هیچ به نقطه‌ای می‌رساند که ارزشمند شود و زندگی‌اش معنا پیدا کند.

من همیشه فکر می‌کنم شغل اصلی من در این هستی، راهنمایی است؛ شاید کارهای دیگر زندگی‌ام در کنار این جایگاه معنا پیدا کنند. باید جایگاه راهنما شدن را ببینیم و تلاش کنیم به آن برسیم. ما علم کنگره‌۶۰ را یاد می‌گیریم؛ اما چه زمانی این علم را واقعاً می‌فهمیم؟ زمانی که بتوانیم آن را به دیگران منتقل کنیم. وقتی درمان را به شخص دیگری انتقال می‌دهیم، تازه متوجه می‌شویم درمان یعنی چه؛ آن‌وقت این علم در وجودت شکل می‌گیرد و عمیق می‌شود.

این هفته، هفته قدردانی هم هست. گفته می‌شود تقدیر از مخلوق، تقدیر از خالق است. شاید راهنما برای من، فرستاده خدا بود. وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم و شرایطی را که در آن بودم به یاد می‌آورم، می‌بینم که خداوند انسانی را مأمور کرد تا دستم را بگیرد و مرا به رهایی برساند. این نگاه، توهم نیست؛ خداوند از طریق انسان‌های دیگر به بندگانش کمک می‌کند.

هیچ راهنمایی توقعی ندارد. همان‌طور که می‌گویند حساب عاشق با عشق است. راهنما از نگاه خودش وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، بدون خواسته و توقع؛ اما برای ما واجب است بدانیم اگر راهنما نباشد، شاید درمانی هم اتفاق نیفتد. در قالب راهنما، حرف‌ها و آموزش‌هایی به ما داده می‌شود که در وجودمان می‌نشیند و ما را تغییر می‌دهد. این‌ها ارزشمند است و باید قدردانش باشیم.

گاهی می‌گویند یک پاکت بدهیم یا با پول جبران کنیم؛ اما برخی چیزها با پول به دست نمی‌آید. حتی اگر میلیاردها داشته باشی، در برابر بعضی ارزش‌ها کاری از دستت برنمی‌آید. نعمتی که در کنگره‌۶۰ هست، شاید به ظاهر ساده باشد؛ اما بسیار عمیق و گران‌بهاست.

امیدوارم همه ما بتوانیم از راهنمایان‌ خود قدردانی کنیم؛ چه راهنمای درمان اعتیاد، چه راهنمای درمان سیگار، چه راهنمای کاهش وزن و هر راهنمای دیگری که داریم. این هفته فرصتی است برای تشکر کردن و مهم‌تر از آن، برای فکر کردن به تغییر، درست شدن و راهنما شدن.

زندگی بسیار زیباست، اگر انسان چیزی پیدا کند که به آن معنا بدهد. گاهی انسان سال‌ها زندگی می‌کند؛ اما زندگی‌اش بی‌معناست. برای من هم همین‌طور بود. قبل از حضورم در کنگره‌۶۰ زندگی برایم ارزشی نداشت؛ چون معنایی در آن نمی‌دیدم؛ اما از زمانی که خدمت را در کنگره‌۶۰ شروع کردم، فهمیدم زندگی ارزشمند است. کنگره‌۶۰ و جایگاه‌هایی که به انسان‌ها کمک می‌کنند، بسیار ارزشمندند و همه ما باید تلاش کنیم به آن جایگاه برسیم.

به راهنمایان شعبه بروجرد تبریک می‌گویم و از آن‌ها تشکر می‌کنم. بسیاری از راهنماها از شهرهای مختلف می‌آیند تا خدمت کنند. باید فکر کنیم چه چیزی انسان را وادار می‌کند از شهری به شهر دیگر برود تا به دیگران کمک کند؟ قطعاً توانمندی، قدرت و عشق به خدمت. این موضوع فقط به مسائل مالی مربوط نیست. مسائل اقتصادی مهم است؛ اما خدمت در کنگره‌۶۰ فراتر از این‌هاست و خداوند برکت خود را شامل حال چنین انسان‌هایی می‌کند.ان‌شاالله اجر خدمتشان را ببینند و بهترین‌ها نصیبشان شود. باز هم هفته راهنما را تبریک می‌گویم و از همه راهنمایان عزیز سپاسگزارم.

در ادامه تصاویری از رهایی مسافر عباس به راهنمایی مسافر سعید و جشن راهنما را مشاهده می‌کنیم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم لژیون چهارم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .