English Version
This Site Is Available In English

انسان ذاتاً فراموشکار است

انسان ذاتاً فراموشکار است

جلسه دوم از جشن‌های هفته راهنما، نمایندگی امیرکبیر، یا استادی راهنمای محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «هفته راهنما» چهارشنبه 29 بهمن 1404 ساعت 16:30 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حامد هستم یک مسافر. خوشحالم که در خدمت شما هستم. هفته راهنما را به همه اعضاء کنگره ۶۰ ، آقای مهندس و خانواده ایشان که این بستر را فراهم کردند تا ما بتوانیم وارد این مسیر زیبا شویم تبریک می‌گویم.
زمانی که یاد گذشته‌ام می‌افتم، می‌بینم که با اتفاق‌هایی که برای من رخ می‌داد، در قیاس با جایگاهی که الآن در آن حضور دارم، مثل یک جوک یا لطیفه است.

مثل یک رمان یا داستان است که کسی خودکار را برداشته و بدون در نظر گرفتن میزان واقعی بودن وقایع ، همه چیز را نوشته است. اگر رب و مربی نباشد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اگر رب، راهنما یا مربی در جهان نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟
کنگره به یک ناو عظیم تشبیه شده است که باید برای خدمه آن، از بهترین خدمتگزاران استفاده شود. قطعاً این اساتید کسانی هستند که در کنگره به رهایی می‌رسند و دغدغه‌شان این است که آموزش‌هایی را که باعث شده از تاریکی رها بشوند را به انسان‌های دیگر هم انتقال بدهند.

اگر به گذشته نگاه کنید متوجه می‌شوید که چه تغییرات بزرگی کرده‌اید. این تغییرات مانند بال پرواز بوده است که ما را از ورطه نابودی نجات داده است.

باید به شکل مداوم به گذشته‌ام نگاه کنم، به آن زمان که قرص مصرف می‌کردم و حال بدی داشتم و مدام با همه درگیر می‌شدم. یک روز یکی از افراد محله وقتی مرا دید از من پرسید که آیا مثل گذشته با بقیه دعوا می‌کنم؟ با خنده گفتم نه، دعوا نمی‌کنم. گفت، بله مثل فوتبالیست‌ها شده‌ای!!!

انسان فراموش‌کار است. انسان نباید فراموش کند که در لحظه تاریک زندگی‌اش چه کسانی کمک کردند تا از تاریکی‌ها جدا شود و تغییرات ذره‌ذره شکل بگیرند. در ابتدای سفر اول کسی دوست نداشت با من در ارتباط باشد یا کنار من بنشیند. ولی حالا با زحمات آقای مهندس، لطف خداوند و وجود کنگره ۶۰ تغییرات اتفاق افتاده است.

در روزهای تاریک زندگی‌ام کسی که به حرف من توجه می‌کرد، به من نگاه می‌کرد، فکر می‌کرد که الآن باید به من چه بگوید که کنگره را رها نکنم. کم نیاورم و ادامه دهم، راهنمای من بود.

از یاد بردن گذشته خوب نیست و انسان نباید فراموش کند که در گذشته کجا بوده است و الآن در چه جایگاهی است. راهنمای من آقای حمید عباسی بوده‌اند. چون در ابتدای سفر اول با مصرف قرص وارد کنگره شدم، قرص را تیپر می‌کردند، ولی من جز اولین کسانی بودم که با تریاک مصرفم را تیپر کردند.

بعد از آن در لژیون آقای اشکزری سفر اوپیوم را انجام دادم. راهنمای سیگار بنده آقای مهندس هستند. امروز تمام توانم را به خرج دادم و توانستم خدمت راهنمایان عزیزم برسم و تبریک بگویم. این هفته را به همه تبریک می‌گویم و امیدوارم در به کار بردن آموزش‌ها موفق باشیم. اول با قدردانی و بعد با خدمت کردن به انسان‌های دیگر.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .