پنجمین جلسه از دوره هفتادم سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی راهنما محترم مسافر جمشید، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر نوذر با دستورجلسه، "هفته راهنما" در روز چهارشنبه 29 بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، جمشید هستم، یک مسافر. خدا را شکر میکنم امروز در خدمت شما هستم. انشاءالله که امروز جلسهٔ خوب و پرانرژی را با هم داشته باشیم. خوب، این هفته، هفتهٔ تجلیل و بزرگداشت مقام راهنماست. ما سالهای قبل جشن راهنمایی داشتیم، اما امسال بنا به شرایطمان، هفتهٔ تجلیل و بزرگداشت داریم از راهنمایانی که موتورهای کنگره هستند. هر چه زایش و تولیدی اگر کنگره دارد، نتیجهٔ زحمات این عزیزان است. این هفته را ابتدا به جناب آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان، استاد امین عزیز، اساتید، آقای مهندس، همهٔ راهنمایان تمام نمایندگیهای کل کشور، راهنمایان دی اس تی، راهنمایان تازه واردین، راهنمایان نیکوتین، راهنمایان ورزشی، راهنمایان موسیقی تبریک عرض میکنم. بهخصوص راهنمایان محترم نمایندگی خودمان، راهنمای خودم در سفر اولم آقای مهدی سپیداری و راهنمای نیکوتین هم آقای حشمت لک. برای همهٔ شما عزیزان بهترین آرزوها را دارم.خوب، ببینید، راهنما همانطور که دوستانم صحبت کردند، کسی است که راه را نشان میدهد؛ یعنی کسی که یک راهی را رفته، بر آن راه تسلط پیدا کرده و اکنون راه نشان میدهد. ما از کسی که راه را بلد نیست نمیتوانیم راه بپرسیم. برای درمان اعتیاد، بسیاری که این راه را نرفتهاند و تجربه ندارند، علمش را ندارند.میرویم راه میپرسیم، یکی میگوید کپسول تتا بخور، یکی میگوید بیا با طب سوزنی به بدنت سوزن بزنم، بگذار کنار، یکی میگوید بیا هیپنوتیزمت کنم، بگذار کنار. در صورتی که هیچکدام از اینها آن تجربه را نداشتهاند، هیچکدام نمیدانند مصرف مواد چیست، خماری چیست و درمان اعتیاد چیست.

ولی راهنمایان کنگره ۶۰ افرادی هستند که تمام این مسیر را هم تجربه کردهاند، هم دربارهاش تفکر کردهاند، هم آموزش دیدهاند. دلیل اینکه یک مسافر باید راهنمای درمان اعتیاد بشود نه همسفر، این است که همسران، آقا داریم، نمیتوانند راهنمای درمان اعتیاد باشند، چون این مسئله را تجربه نکردهاند. وقتی یک راهنما میگوید که بیست درصد از دارویت را کم کن، خودش تجربه کرده، به علمش رسیده و به ایمان رسیده که میشود کم کرد، ولی کس دیگری این را تجربه نکرده است.استاد امین به زیبایی صحبت کردند.شما دو نفر را در نظر بگیرید: کسی که با راهنمایش پیمان میبندد و او را به عنوان راهنما و استادش انتخاب میکند. ببینید مشکلات همگی میماند پشت یک مرزی، مثل همان مثالی که استاد امین میزنند، میگویند مثل حضرت موسی که عصایش را بلند کرد، سربازها در مرز ایستادند و هیچکدام دستشان به این مردم نمیرسید. راهنما هم چنین اذنی دارد از سوی خداوند که وقتی رهجو با او پیمان شاگردی میبندد، مشکلاتش میماند پشت یک مرز و این شخص میتواند به راحتی سفر کند. راهنما پیامبر نیست مثل حضرت موسی که مردگان را زنده کند، ولی آیا کاری که انجام میدهد کمتر از آن است؟ باعث زنده شدن من شد. زمانی که از این در وارد شدم، چهرهٔ خودم را یادم نمیرود، ، دقیقاً مثل آدمهای سرطانی که دیگر چیزی نمانده. من آمدم اینجا، دکتر آزمایشم را نگاه کرد، گفت باید کبدت کلاً دربیاید. خوب، داشتم رو به مرگ میرفتم و خیلی از ماها. خوب، راهنما باعث زنده شدن انسان میشود. راهنما پیامبر نیست، ولی پیامآور سلامتی است. پیامآور این است که من از ظلمت به نور میتوانم برسم، از ترس به شجاعت میتوانم برسم و خیلی چیزهای دیگر. خوب، ممنونم از اینکه به صحبتهای بنده گوش کردید.
تصاویری از گرامیداشت(هفته راهنمایان):




تنظیم و تایپ: مسافرمهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
161