هر کسی بتواند مرا لحظهای از تاریکی برهاند، مرا بنده خود کرده است.
همسفر مهناز و مسافرشان محمد با آخرین آنتیایکس مصرفی اوپیوم وارد کنگره شدند. به مدت ده ماه و بیستوهفت روز با متدDST و دارویOT با راهنمایی مسافر ابراهیم و همسفر مریم سفر کردند. در حال حاضر به مدت هفت سال و هشت ماه و هجده روز است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر و همسفر در کنگره شنا است. به لطف خداوند و آموزشهای کنگره۶۰ همسفر مهناز در جایگاههای خدمتی سایت، دبیری، نگهبانی، ، راهنمایی و همچنین دبیر و دنور لژیون سردار خدمت کردهاند. در حال حاضر در جایگاه راهنمای ویلیام در حال خدمت هستند.
داشتن یک رشته ورزشی و مربی داشتن چه تأثیری در به تعادل رسیدن یک فرد مصرفکننده و چه نقشی در درمان اعتیاد او دارد؟
من قبل از ورود به کنگره در رشته ورزشی شنا فعالیت میکردم و یک شناگر حرفهای بودم. در آغاز فعالیت ورزشی خود تحت تعلیم مربی بودم و زمانیکه به کنگره آمدم همچنان به فعالیت در این رشته ادامه دادم؛ در حال حاضر ۱۵ سال است که شناگر حرفهای هستم. آنچه با ورود به کنگره و آموزش دیدن در من اتفاق افتاد این بود که نوع نگاه من به ورزش تغییر کرد. قبل از کنگره جهانبینی ورزشی در من وجود نداشت؛ ولی بعد از اینکه تحت آموزشها و تعلیمات کنگره قرار گرفتم، متوجه شدم که ورزش فقط نباید جهت سلامت جسم و روان من به کار گرفته شود؛ بلکه ورزش باید در خدمت سلامت من باشد نه من در خدمت ورزش باشم. وجود یک راهنما که قبلاً مسیر تاریکی را طی کرده، بیرون آمدن از تاریکی را آموخته و به آن عمل کرده است قطعاً میتواند یک رب هدایتکننده و چراغراه باشد. وقتی من به عنوان یک رهجو خود را به دستان پر عشق راهنما بسپارم قطعاً نتیجه بسیار خوبی برای من رقم میخورد. راهنما کسی است که تجربه عبور از سنگلاخها و تاریکیها را دارد؛ کسیکه با تمام مسائل و این گرهها آشنا است، این راه را رفته و به نتیجه رسیده است؛ بنابراین حضور او و فرمانبرداری من رهجو از فرامین ایشان به حال خوش من کمک خواهد کرد. آنجا که میگویند: سرت را با سر راهنما عوض کن قطعاً برای رسیدن به تعادل و آرامش است. ورزش جزئی از درمان است و من بایستی یک رشته ورزشی داشته باشم؛ یعنی من برای رسیدن به نتیجه بهتر و درمان واقعی به یک رشته ورزشی و همچنین وجود مربی که بتواند آن رشته را بهصورت اصولی به من آموزش دهد قطعاً مثمرثمر خواهد بود.
از دیدگاه شما آقای مهندس به چه علت روشDST را در درمان اکثر مسائل و مشکلات زندگی به کار میبرند و همچنین یک راهنما از روشDST چه کاربردی در زندگی شخصی خود به کار میگیرد؟
مشکلات در زندگی ما به صورت یکباره به وجود نیامده، بلکه در طی زمان بهوجود آمده است. من بذر آن را کاشته و مدتها آنرا آبیاری کردهام، بههرحال با حرکتهای اشتباهی که انجام دادهام نگهداری شده و رشد کرده است؛ بنابراین زمان اصل مهمی است که در بروز این مشکلات به کار رفته است. در نتیجه برای حل این مشکلات من به زمان نیاز دارم تا بتوانم تشخیص دهم که چه راهحلی بهتر است. روشDST که آقای مهندس در اختیار ما قرار دادند به ما میآموزد همانطور که ذرهذره مشکلات بهوجود آمده است، همانطور ذرهذره بهراحتی حل خواهند شد. استاد امین میفرمایند: روشDST یعنی به دست آوردن بهترین نتیجه با کمترین کنش که این بهترینراه است. من با آموختن روشDST توانستم مسائل زندگی خود را بهتر حل کنم و آنها را به بهترین شکل اداره کنم. حتی این روش در مسیر رسیدن به اهدافم کمک شایانی به من کرده تا به بهترین نتایج برسم. من در تمام سطوح زندگی خود، این روش را بهکار میگیرم.
از دیدگاه شما راهنمای تازهواردین و پیشکسوتان در کنگره۶۰ چگونه میتوانند به ماندگاری افراد مصرفکننده کمک کنند؟
یک تازهوارد با اولین کسیکه پس از ورود به شعبه ارتباط برقرار میکند، راهنمای تازهواردین است. وقتی من در این جایگاه قرار دارم خیلی مهم است که بتوانم به بهترین شکل با فرد تازهوارد برخورد کنم تا بتوانم امید را در دل او زنده و آشوب درون او را کمی آرام کنم. حضور پیشکسوتان در کنگره۶۰ باعث میشود تازهواردین امیدوار شوند و استوارتر قدم بردارند؛ چرا که حضور ایشان با رهایی بالا باعث میشود آنها به درستی قدمی که برداشتهاند اطمینانخاطر پیدا کنند. حضور پیشکسوتان و البته خدمتگزار بودن آنها به اعضاء القاء میکند که آنها نیز بمانند، آموزش بگیرند و خدمتگزار شوند.
علت اینکه آقای مهندس گروه موسیقی را در کنگره برپا نمودند چیست و چه تأثیری در ارتقاء روح و جسم انسان دارد؟
من برای جواب این سؤال از صحبتهای استاد امین وام میگیرم؛ ایشان میفرمایند: هنر به تنهایی یک درمان و دارو است و البته در کنگره طبق فرمایش آقای مهندس باید یک ارکستر کامل وجود داشته باشد، بنابراین وجود لژیون موسیقی میتواند معرف کنگره۶۰ به همگان باشد. موسیقی خوب در انسان باعث جوانهزدن حسهای خوب میشود، رشد میکند و او را به سمت نور هدایت میکند. موسیقی در زندگی و روان ما تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا موسیقی خوب به انسان حسخوب میدهد و میتواند به رشد او کمک کند و بلعکس، موسیقی بد میتواند انسان را به سمت نابودی یا حتی مرگ بکشاند. بهنظر من موسیقی کنگره۶۰ یکی از بهترین موسیقیها است؛ چون حسهای خوب انسان را بیدار میکند و باعث آرامش و رشد او میشود.
چون شما راهنمای نیکوتین نیز هستید لطفا مقداری در مورد سفر ویلیام بفرمایید و بگویید که این سفر در جهانبینی انسان چه اثری میگذارد؟
سفر نیکوتین برای مسافران مکمل سفرDST آنها محسوب میشود. در واقع درماناعتیاد به موادمخدر با سفر نیکوتین کامل میشود؛ اما در اینجا ممکن است این سوال پیش بیاید، همسفران که مصرفکننده موادمخدر نیستند و فقط مصرف نیکوتین دارند باید بگویند من فقط مصرف نیکوتین دارم و موادمخدر مصرف نمیکنم، پس این شامل من نمیشود؟ خیر؛ بلکه سفر نیکوتین برای من همسفر بسیار واجبتر و مهمتر است؛ چرا که من یک مادر و مدیر خانواده هستم و بیشتر از پدر خانواده با فرزندانم در ارتباط هستم. من الگو هستم و آقای مهندس همیشه میفرمایند که الگو باید بدون نقص باشد. سفر ویلیام برای من همسفر سفری است که در طی آن فقط به خودم میپردازم؛ باعث میشود تاریکیهای درون و ضدارزشیهای وجود خود را پیدا کنم. سفر ویلیام یک سفر به درون خود است، در کنار مسافر قرار گرفتن نیست. در سفری که من همسفر هستم و در لژیون همسفری قرار میگیرم، هرچند که من برای خودم میآیم، سفر میکنم و آموزش میبینم؛ اما در کنار مسافرم قرار دارم و ناخودآگاه به او وصل هستم؛ اما در سفر ویلیام، فقط پرداختن به خودم است. وقتی تاریکی سیگار در درونم رشد کرده و بزرگ شده است، سفر نیکوتین در این شرایط به شدت میتواند در رشد جهانبینی من مؤثر واقع شود. وقتی در لژیون همسفری قرار میگیرم با تمام تلاشی که میکنم، تمام آموزشهای نابی که میگیرم و در خود کاربردی میکنم؛ اما در انتها میبینم حال من خوب نیست، گویی یک چیزی درست نیست و وجود یک چیزی کم است؛ این همان تاریکی نیکوتین است. وقتی سفر کنم واقعاً به حال خوب دست پیدا میکنم؛ زیرا آن بندتاریکی که پنهان بود و دیده نمیشد بریده میشود و همه چیز در جای خودش قرار میگیرد. به جرأت میتوانم بگویم که سفر ویلیام در رشد جهانبینی من به گونهای تأثیرگذار بود که بعد این سفر گویی به اندازه ۱۰۰ پله به رشد و ارتقاء من افزوده شد، یعنی سفر نیکوتین بسیار بسیار مهم و اثرگذار است.
راهنما کیست و چه کمکی در اهداف کنگره۶۰ برعهده دارد؟
راهنما یعنی عشق، چراغراه، امید، قلبتپنده... راهنما؛ کسی است که بدون چشمداشت تمام عشق خود را در طبق اخلاص میگذارد و به رهجویان خود هدیه میکند و با تمام وجود برای آرامش و شادی آنها تلاش میکند. او مانند مادری مهربان و دلسوز و مانند پدری سرشار از محبت و البته مقتدر است. او کسی است که هم مهر مادرانه دارد و هم جذبه پدرانه. راهنما سراسر عشق و گوهر ناب است. عشق راهنما مصداق بارز وادی چهاردهم است. راهنما آموزشهای کنگره را بدون کم و کاست در اختیار رهجو قرار میدهد و رهجو را برای این سیستم تربیت میکند؛ یعنی از همان ابتدا آموزش گرفتن و سپس خدمت کردن را به رهجو میآموزد. او از قوانین کنگره پیروی میکند و خلاف قوانین و حرمتها حرکت نمیکند؛ برای ماندگاری سیستم قدم برمیدارد و به ارتقاء و پیشرفت سیستم کمک میکند. کنگره را آنگونه که هست به افراد و آحاد معرفی میکند و کمک میکند تا این مکان گسترش یابد و آقای مهندس به اهداف بزرگی که دارند در آرامش کامل برسند.
در پایان از بزرگ راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و راهنماهای خودم همسفر مریم، همسفر جلالی، همسفر منیره و... نهایت سپاس و قدردانی را دارم و این هفته پرشگون را خدمت همه راهنمایان عزیز تبریک عرض میکنم.
مصاحبهکننده: همسفر کتایون رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
62