دومین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی، ویژه مسافران کنگره ۶۰ شعبه تخت جمشید شیراز با استادی ایجنت محترم مسافر احمد ، نگهبانی مسافر عبدالرضا و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه ( هفته راهنما ) سه شنبه ۲۸ بهمن ماه۱۴۰۴ ساعت۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر:
قبل از هر چیز شاکر خداوند هستم که در این جایگاه حضور دارم و اجازه خدمت به انسانها درکنگره به من داده شده، قبل از شروع صحبتم هفته راهنما را در راس به جناب مهندس تبریک عرض میکنم ،همچنین جشن هفته راهنمارا خدمت همه راهنمایان کنگره60 علی الخصوص راهنمایان شعبه تخت جمشید شیراز تبریک عرض میکنم.
راهنمایان کارخونه های تولیدی کنگره هستند و افراد بسیار آموزش دیده ای هستند که از دانش بالایی در زمینه درمان اعتیاد برخوردارند. اعتیاد ازنظر جهانی قابل درمان نیست و کنگره بایک سازوکار متفاوت شروع به کارکرد و گفت که اعتیاد درمان داره وسند ومدرک ارائه داد، همچنین کنگره بیان نمود که درمان باید با تریاک انجام بشه وطول درمان کمتر از ده ماه نباید باشه، همه به قطع مصرف آنی عقیده داشتند و کنگره باساز وکار متفاوتی اومد، هیچکس قبول نمیکرد، نه متخصصین قبول داشتند نه خود مصرف کننده و نه خانواده مصرف کننده،
کنگره می خواست چرخ رو از نو بنا بگذاره و بنایی رو دوباره بسازه، همه مصرف کنندگان تفکرشون این بود که کافی هست سه روز مواد مصرف نکنیم و مخدرها از بدن بیرون میره، هیچکس فکرنمیکردکه بدن انسان مواد تولید میکنه، کنگره میگفت که بدن ماده مخدر مثل دینورفین، اندورفین تولید میکنه، ماده محرک مثل دوپامین، سرتونین تولید میکنه، ماده ضددرد مثل انکفالین تولید میکنه، ماده های بیهوش کننده مثل سروتونین، استیل کولین، آدرنالین تولید میکنه و اعتیاد دراثر اختلالات درسیستم ایکس یا مواد بیوشیمی بدن بوجوداومده واین مواد ازکار افتاده و باید درستش کنیم، هیچکس باور نمیکرد هیچ متخصصی باین مساله توجهی نداشت، کنگره می خواست چرخ رو از نو بسازه، هیچکس نبود، هیچکس قبول نمیکرد، وکنگره ازپایه شروع کرد، خوب کیا باید شرکت میکردند، بیرون که هیچکس قبول نداشت، کنگره گفت ما مصرف کننده روتحویل میگیریم، درمانش میکنیم، آموزش میدیم و ازش آزمون میگیریم وتبدیلش میکنیم به استاد، این کار درطول سالها انجام شد مصرف کنندگان هروئین، شیشه، شیره، تریاک و... درسن های مختلف، درمقاطع تحصیلی مختلف، درمشاغل مختلف، آمدند کنگره ودرمان شدند و درآزمون شرکت کردند و تبدیل شدند به راهنما، حالا این افراد دارند کارمیکنند با عشق ومحبت، بدون مزدو چشمداشت، برای اینکه یادگرفتند که دیگران به اونها کمک کردند بدون انتظاری و این افراد هم به دیگران کمک میکنند بدون چشمداشت. و یک هفته درکنگره برای قدردانی از این عزیزان درنظر گرفته شده که یادم نره از چه نقطه ای شروع کردم وبه کجا رسیدم برای اینکه فراموش نکنم که راهنما یکسال برای من زحمت کشیده، به من آموزش داده، منو هدایت کرده، زندگیم خوب شده، به درمان رسیدم، خانواده ام جمع وجور شده، سرکار رفتم وضعیتم بهتر شده، و مدام این دستورجلسات که حاوی پیام قدردانی وشکرگزاری هست به من تلنگر میزنه
که لطف مربی های خودم را درزندگی فراموش نکنم، تمام فنون کشتی رایک کشتی گیر از استادش یاد میگیره به قهرمانی میرسه بعد مربی خودش رو به حساب نمیاره، به قول معروف کلاسش تغییر میکنه، فراموشی و پنهان کردن لطف و محبت انسانها که بعنوان مربی در زندگی مانقش دارند از آفت هایی هست که خیلی ازانسانها به اون گرفتار میشن، مثل پیامی که دراین داستانهای پندآموز و تمثیلی هست که قرار بود هابیل وقابیل برای خداوند نذر کنن، هابیل رفت تو گله گوسفندش و یک گوسفند چاق وچله رو انتخاب کرد که نذرکنه و درراه خدا قربانی کنه، قابیل هم که کشاورز بود یک سبد بزرگی رو پراز حبوبات و گندم کرد و آورد نذر کنه، نگاهی به سبد کرد گفت این مقدار زیاده، یه مشت ازش کم کرد، هی گفت زیاده باز کم کرد، آخرش یک مشت ته این سبد موند، بردند به قربانگاه، جایی که نذر می دادند، نذرهابیل پذیرفته شد ولی از قابیل پذیرفته نشد، قابیل هم کسی بود که آخرش برادرش هابیل رو کشت و دچار خسران شد و اینها تمثیل هست ولی یک ماجرا رو برای ما آشکار میکنه
که در همه حال انسان باید قدردان و شکر گزار نعمت ها و داشته هایش باشد چرا که اگر خوب نگاه نکنم وخوب نبینم نعمتها وموقعیت ها از من گرفته میشه. امیدوارم همه در هر جایگاهی که هستیم که باز بعنوان رهجوی کنگره حضور داریم قدردان زحمت ها و آموزشهای آقای مهندس و راهنمایان عزیز کنگره 60 باشیم.


تایپ و عکس و تنظیم و ارسال :مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1212