دوباره میخواهم به گذشته برگردم، دست به قلم میشوم و حرفهای دلم را با شما در میان میگذارم، خاطرات مادری که دلشکسته و زخمخورده از آن روزهای تلخ بود. دخترم به علت بیماری شدید متأسفانه فوت کرد، غم و غصه وجودم را فرا گرفته بود واین موضوع زمانی اتفاق افتاد که وضعیت روحی مسافرم خیلی بد بود و حال خوبی نداشت، من آشفته و پریشان به هر دری میزدم تا برای نجات مسافرم راهی پیدا کنم؛ اما تمام راهها بسته بودند و نتیجهای نداشت.
درد و اندوه مانند زنجیری به پاهایم بسته شده بود و این درد را نمیتوانستم با کسی در میان بگذارم. یکباره درهای رحمت خداوند به رویم گشاده شد، زمان آن فرا رسیده بود، از طریق یک دوست وارد کنگره۶۰، شدیم؛ تا اینکه آرامآرام با کنگره۶۰، آشنا شدیم حال و هوای کنگره۶۰، با مکانهایی که قبلاً رفته بودیم، تفاوت زیادی داشت و از زمان ورود به کنگره آرامش بیشتری را حس میکردم. ابتدا ورود، مرزبانان، راهنمایان شال نارنجی و تمام اعضاء کنگره۶۰، بسیار با محبت بودند و با مهربانی ولطافت با من رفتار میکردند.
رفتهرفته حس ناامیدی که سالها وجودم را فرا گرفته بود، جای خود را به امیدواری داد. کنگره۶۰، چهره غمگین و افسرده من همسفر را به شادی و لبخند تبدیل کرد. بعد از ۳ جلسه مشاوره توسط راهنمای تازهواردین، وارد مسیر جدیدی از زندگیام شدم، قبل از ورود به کنگره۶۰، سواد نوشتن و خواندن درستی نداشتم؛ ولی باصبر و مهربانی و آموزشهایی که راهنمای عزیزم به من ارزانی داد، شروع به نوشتن سیدیها کردم. رفتهرفته طی زمان توانستم با نوشتن سیدیها و آموزشهایی که در کنگره۶۰، آموختم، مسیر زندگی خود را تغییر بدهم.
من در کنگره آموختم که چگونه فرمانبردار خوبی برای کنگره۶۰، باشم. اکنون روحیه شاد، آرام و خوبی برای زندگی کردن دارم و امیدوارم این شادی و حس خوب را بتوانم به مسافرم انتقال دهم. خیلی خوشحال هستم که عضو کوچکی از این دریای بیکران علم و دانش آموزشهای ناب کنگره هستم. در حال حاضر بهترین روزهای زندگیام را تجربه میکنم، بعد از ۱ سال و چندین ماه مسافرم توانست به رهایی برسد و طعم زیبای رهایی از بند مواد مخدر را با دل و جان چشیدیم.
امیدوارم بتوانم در کنگره۶۰، خدمتگزار لایقی باشم و از خداوند میخواهم آموزشهای کنگره ۶۰، در مسیر راه مرا یاری کنند تا بتوانم همراه با تلاش و پشتکار خود، مانند راهنمایان کنگره۶۰، راهنمای خوب، لایق و مؤثری برای رهجویان باشم. و در آخر کلام از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر ویژه دارم که این مکان مقدس را بنا نمودند تا همسفران و مسافران دردمند بتوانند به حال خوش، آرامش و آسایش دست یابند، انشاءالله خداوند متعال یار و یاور ایشان باشد، طول عمر باعزت همراه با سلامتی برای آقای مهندس و خانواده محترمشان آرزومندم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفتم)
رابط خبری لژیون هفتم: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
58