زمانی که در لژیون سوم مینشستم راهنمای عزیزم خانم زهرا همیشه میگفتند راهنمایی مانند دانشگاه هست وقتی کسی وارد دانشگاه میشود پس از ۴ سال تازه لیسانس خود را میگیرد و کارشناس آن رشته میشود راهنما هم دقیقاً بعد از ۴ سال تازه راهنما میشود؛ زیرا در این مسیرِ ۴ ساله بسیار تجربه کسب کرده و از مسیرهای بسیار گذشته و پیچوخم سفر را آموخته است. راهنمایی پروسه درمان است و من زمانی که راهنما میشوم تازه میتوانم با دیدگاه دیگری به مشکلات خودم نگاه کنم و درون خود را بشکافم و از آن تاریکی که مدتها بود در آن اسیر بودم به سمت نور حرکت کنم. وقتی هر یک از بندها و گرههای درونیام شکافته میشود و آن را حل میکنم بندهای مثبت جایگزین آن میشود و چه چیزی از این لذتبخشتر که من درگیر بند عشق و محبت شوم؟ من هیچکدام از این صحبتها را درک نمیکردم؛ اما زمانی که پیمان راهنمایی بستم و شال خوشرنگ راهنمایی را از دستان آقای مهندس دریافت کردم فهمیدم که زندگی چیست و من کجای کار میباشم انگار پردهای از جلوی چشمانم برداشته شد و من با دیدگاه و نگرش دیگری دوباره متولد شدم و همهی اینها را مدیون آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و راهنماییهای خانم زهرا میباشم. این هفته زیبا را ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و به همه راهنمایان کنگره60 علیالخصوص راهنمای خوب خودم خانم زهرا تبریک عرض مینمایم و از خداوند میخواهم که مسیر سبز کنگره همیشه در زندگیمان جاری باشد.
نویسنده: راهنما همسفر محدثه
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
80