جلسه هفتم از دور ششم جلسات لژیون سردار ویژه همسفران آقا نمایندگی آکادمی با دستور جلسه " هفته راهنما " به استادی راهنمای محترم همسفر مهراد، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر محمد، پنجشنبه 1404/11/30، ساعت 14:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
ابتدا ماه مبارک رمضان را خدمت دوستان عزیز تبریک میگویم. ماه مبارک رمضان برای همه یک قداست خاصی دارد اما برای بچههای کنگره 60 قداستش بیشتر است زیرا که متد دیاستی با الهام از این ماه شروع شد و راهگشایی شد برای اینکه من بتوانم در این مسیر آموزش بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه امروز ما هفته راهنما هست. در ابتدا میخواهم این هفته را به آقای مهندس که درواقع راهنمای همه ما هستند تبریک بگویم و به خانواده ایشان و آقای دکتر امین و تمامی راهنمایان محترم کنگره 60 تبریک میگویم.آرزو دارم که بتوانم رهجوی خوبی برای کنگره باشم.
اولین راهنمای بشر خداوند است. اشاره میکنند به رب العالمین، مربی و ربی هست که برای همه جهانیان است. بعد در ادامه آن خداوند سبحان برای اینکه ما بتوانیم هدایت بشویم و از صراط مستقیم خارج نشویم،پیامبران و انبیاء الهی را گسیل نمودند که به ما آموزش بدهند و در صراط مستقیم حرکت نماییم. بعدازآن معلمین هستند که وظیفه آموزش و راهنمایی انسانها را بر عهده دارند.
بحث مهمی که در هفته راهنما مطرح است این است که راهنما و رهجو لازم و ملزوم و مکمل همدیگر هستند. که با وجود هردوی اینها است که بحث آموزش اتفاق میافتد. در کنگره 60 کسی که به مرحله راهنمایی میرسد فردی است که در قسمت همسفران، قطعاً سابقه یک مسافر را دارد و تجربیاتی را کسب نموده و توانسته به درمان برسد.
این درمان هم با شرکت در کلاسهای مختلف آموزشی، جهانبینی، متد دیاستی، سیستم ایکس و آنتیایکس و آموزش دیده است و پس از موفقیت در آزمون به درجه راهنمایی میرسد.
راهنما میبایست عاشق کارش باشد و سلاحی که دارد عشق و ایمان و عقل است. اگر راهنما عاشق نباشد نمیتواند این شرایط را تحمل نماید. از طرفی هم راهنما باید ایمان داشته باشد که در غیر این صورت نمیتواند آن مسیر را تحمل کند و خیلی زود خسته میشود و چیزی که میتواند یک راهنما را در مسیر نگه دارد آن ایمانش است. راهنما اگر به مسیر راهنمایی صرفاً حسابگرانه نگاه کند اتفاقی که میافتد این است که میبیند برایش مقرونبهصرفه نیست که ادامه بدهد.
راهنما با علم به اینکه میداند کاری که انجام میدهد خدمتی است که در درجه اول جبران خسارت میکند نسبت به خساراتی که قبلاً وارد کرده است. در مرحله دوم بهجایی میرسد که آموزش میدهد و آموزش میگیرد. با این آموزشی که راهنما میگیرد، انرژی زیادی را کسب میکند. در خدمت سالم پیوند محبت بین او و خداوند برقرار میشود که این بهترین پاداش است و خداوند سریعالحساب است.
راهنما همانگونه که از نامش مشخص است کسی است که راه را نشان میدهد. ولی مراقب و مواظب رهجو نیست، بلکه رهجو به وسیلهی راهنما آموزش میگیرد که چگونه بتواند خود را از لغزشها حفظ نماید.
سلاح دیگری که راهنما دارد سلاح صبر است، اگر راهنما صبر نداشته باشد و صبور نباشد قطعاً حوصله اینکه بخواهد رهجو را تحمل نماید را ندارد.
تجربه خود من در این زمینه این است که آن اوایل که به کنگره آمده بودم هرلحظه به راهنمایم زنگ میزدم که من این مشکل را دارم، خب آموزش هم ندیده بودم و راهنما با صبوری و بردباری جواب میدادند.
رهجو باید شکرگزار و قدردان نعمتها و خدماتی که از راهنما میگیرد باشد.راهنما وقت میگذارد و با هزینه شخصی رفتوآمد میکند. رهجو باید فرمانبردار باشد و وظیفهاش را خوب انجام بدهد.رهجو میبایست خدمتگزار باشد.
در لژیون سردار من بخشندگی را یاد میگیرم و خداوند را شکرگزارم که در لژیون سردار هستم و از تکتک شما عزیزان آموزش میگیرم.

تایپ و ویراستاری: همسفر بهنام (لژیون اول)
تصویربردار: همسفر بهنام(لژیون اول)
تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا، نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
49