جلسه هشتم از دوره پنجاه و پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما فرشاد، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر کرم، با دستور جلسه هفتة راهنمایان (DST, تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی) "در روز پنجشنبه سیام بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرشاد هستم یک مسافر:
خدا را شاکرم که یکبار دیگر دور هم جمع شدیم، نهفقط برای درمان اعتیاد که شاید در ظاهر یک مسئله باشد، بلکه برای آموختن راه درست زندگیکردن.
هفته راهنما را و همچنین ماه مبارک رمضان را به تمام راهنمایان عزیز کنگره ۶۰ و جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همه عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم دوستان بتوانند بهدرستی از برکات این ماه بهرهمند شوند.
به نظر من، هفته راهنما در واقع هفته قدردانی است، هفته شکرگزاری از نعمتهایی که خداوند به ما عطا کرده است. یکی از بزرگترین نعمتهایی که خداوند به منِ مصرفکننده داد، ورود به کنگره ۶۰ بود. پیش از آن، هزاران راه را امتحان کرده بودم و بارها تلاش کرده بودم از مصرف مواد رها شوم، اما هیچگاه مسیر درستی پیدا نکردم. تا اینکه وارد مکانی شدم که فردی به نام راهنما مرا واقعاً در آغوش گرفت، به من محبت کرد، مسیر را نشانم داد و دستم را گرفت تا به درمان برسم.
منِی که تمام دغدغهام این بود که چطور مواد تهیه کنم و چه مقدار مصرف داشته باشم، امروز دغدغهام کاملاً تغییر کرده است. مسیر زندگیام عوض شده و نگاه من به خودم و زندگی متفاوت شده است.
راهنمایان عزیز کسانی هستند که از خیلی چیزهای خود میگذرند، از وقتشان، از زندگی شخصیشان، از کار و درآمدشان و... آنها باوجود همه مسئولیتها، میآیند و شرایطی فراهم میکنند تا دیگران بتوانند از همان مشکلاتی که خودشان روزی درگیرش بودند عبور کنند و به درمان برسند. این گذشت و ایثار، قابلاحترام و قدردانی است.
یکی از راههای تشکر از راهنما و کنگره ۶۰، همان پاکت دادن است؛ اما نه با حساب و کتابهای دنیایی و دودوتاچهارتا کردن. اگر یادمان بیاید که در دوران مصرف چه هزینههایی میکردیم، چه پولهایی صرف مواد میشد و چه خسارتهایی به جسم و جان و خانوادهمان وارد میکردیم، آنوقت حس قدردانی در ما واقعیتر میشود. پاکت، نماد احترام و قدردانی است، نه مبلغ آن.
البته از سفر اولی انتظاری جز انجام صحیح سفر نیست. بزرگترین وظیفه یک سفر اولی این است که درمان شود، بهموقع در جلسات حاضر شود، دارویش را منظم مصرف کند و مسیرش را درست طی کند. اما در سفر دوم، مسئولیتها شکل دیگری پیدا میکند.
خود من یادم هست چگونه راهنما شدم. مدتی از کنگره دور بودم، اما یکی از انگیزههای اصلیام برای راهنما شدن این بود که بتوانم از راهنمای خودم تشکر کنم و قدردانیام را در عمل نشان دهم. در شرایط سختی شروع به درسخواندن کردم و مسیر راهنما شدن را طی کردم. امروز هم برای حضور در نشستها و انجام خدمت، تلاش میکنم، همانطور که بسیاری از راهنمایان عزیز باوجود مشغلههای فراوان، از زندگی شخصیشان میگذرند و میآیند تا به دیگران کمک کنند.
به نظر من، یکی از بهترین راههای قدردانی از راهنما این است که خودمان خدمتگزار خوبی برای کنگره باشیم اینکه آموزشها را درست بگیریم، درست عمل کنیم و در حد توانمان مسئولیت بپذیریم.
از اینکه به من فرصت مشارکت دادید و با سکوت و توجهتان به صحبتهایم گوش کردید، صمیمانه سپاسگزاریم
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپمتن: مسافر جواد لژیون16
ویرایشوبارگزاری: مسافروعلی لژیون16
عکس: مسافرجواد و مسافر علی لژیون 16
- تعداد بازدید از این مطلب :
161