سیزدهمین جلسه از دوره بیست و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر فلاح با دستور جلسه «هفته راهنما» پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر؛
از نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم.
نکتهای را لازم میدانم خدمت دوستان عزیز عرض کنم؛ هنگام آغاز کارگاه، صندلیها باید از ردیفهای جلو پر شوند. این موضوع نشاندهندهی نظم در کنگره است؛ چراکه هم باید از جلو صندلیها را پر کرد و هم از آخرین صندلی شروع به پر کردن ردیفها نمود. هر یک از ما باید همچون یک مرزبان، تا حد توان نظم و حرمتها را رعایت کنیم.
نکتهی دیگر اینکه در ماه مبارک رمضان، تنها کسانی که مسئول پختوپز هستند اجازهی حضور در حیاط را دارند، و سایر دوستان میبایست در جلسه حضور داشته باشند.هفتهی راهنما را به جناب مهندس، اولین راهنمای کنگره ۶۰، و به تمام راهنمایان عزیز سراسر کشور تبریک عرض میکنم. تنها کسی که در کنگره ۶۰ شال بنفش دارند، جناب مهندس هستند و این شال مخصوص استاد راهنمای کنگره است. به جناب مهندس بابت ایثار، دلسوزی و گذشتشان تبریک میگویم.
آقای مهندس هدف کنگره را کاهش درد و رنج بشر بیان کردهاند، نه پایان آن؛ زیرا انسان در رنج آفریده شده و این رنج عامل پیشرفت اوست. البته برخی از رنجها باید کاهش یابند، و این ممکن است تنها از طریق علم؛ همان علمی که جناب مهندس آن را کشف کردند و بهوسیلهی آن درد و رنج انسان را کاهش دادند.
کاهش درد و رنج بشر یک حقیقت است. حقیقت یعنی آنچه بوده، هست و خواهد بود، و شرایط بر آن تأثیری ندارد. هدف خلقت انسان دستیابی به علومی است که درد و رنج بشر را کم میکند، و هیچ شرایط سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی نمیتواند بر این حقیقت اثر بگذارد. در کنگره میگوییم سفر ما، سفری است از ظلمت به نور، از قهر به مهر، از توهم به حقیقت.
بسیاری از چیزها توهم هستند؛ عواملی که میخواهند ما را از حقیقت دور کنند، مانند شرایط مختلف زندگی که بر ما تأثیر میگذارند. قوانین الهی حقیقت هستند و نباید هرگز زیر پا گذاشته شوند. بهعنوان مثال، دزدی طبق قوانین الهی ممنوع است و هیچ شرایطی نمیتواند این قانون را تغییر دهد. راه کنگره نیز یک حقیقت است، و هر چیزی که ما را از حقیقت دور کند، توهم است. خودِ راهنما نیز یک حقیقت است؛ راهنما در کنگره ۶۰ بوده، هست و خواهد بود.
گاه توهماتی بهوجود میآید که این حقیقت را تحتتأثیر قرار داده و ما را از آن دور میکند. یکی از این توهمات، که آقای رضا، راهنمای عزیزم، سهشنبه فرمودند، این است که رابطهی راهنما و رهجو رابطهی دوستی نیست، بلکه رابطهی استاد و شاگرد است. کار راهنمایان در کنگره ۶۰ شکافتن است؛ باید آنچه شکافتنی نیست را بشکافند، در دل سنگ بروند و ترکیبها را از هم جدا کنند.
توهم دیگر این است که رهجو خود را حق بهجانب بداند و بگوید راهنما اشتباه میکند. اگر چنین فکر کنم، دیگر نمیتوانم از راهنما آموزش بگیرم، و با این کار اتصال میان راهنما و رهجو قطع میشود. این جمله که «هر چیزی که مرا از کنگره دور کند توهم است»، یک کلید است، و کلید دیگر این است که بدِ راهنما از خوبِ من بهتر است. بارها پیش آمده که من گمان کردهام حق با من است و راهنما اشتباه میگوید، اما بعد فهمیدهام که اشتباه از من بوده است و نتیجهاش را هم دیدهام.
اکنون اگر روز باشد و راهنمایم بگوید شب است، من میپذیرم و میگویم شما درست میگویید؛ این یعنی ایمان. جایی که من تصور میکنم حق با من است، اما به راهنما گوش میدهم، همان جایی است که رشد میکنم. من در جایگاه رهجو صحبت میکنم؛ در برابر راهنما هیچ حقی ندارم، حق کاملاً با راهنماست. حتی در حد یک جواب سلام نیز حقی ندارم؛ اگر من سلام کنم و ایشان پاسخ ندهند، وظیفهی من فقط سلام کردن است، و پاسخ دادن یا ندادن به تشخیص راهنما بستگی دارد.
باز هم هفتهی راهنما را تبریک عرض میکنم، و همچنین حلول ماه مبارک رمضان را به همهی عزیزان تبریک میگویم. انشاءالله در این ماه نفس خود را تقویت کنیم و بهرهی لازم را از این روزها ببریم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
رهایی مسافر میثم لژیون یازدهم

رهایی مسافر قدرت لژیون پنجم ویلیام وایت

مراسم افطاری













از صمیم قلب، خسته نباشید میگوییم به تمامی خدمتگزاران عزیز این مسیر. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه شما در ماه بندگی.
عکس: مسافر وحید لژیون هفتم
تایپ: مسافر رضا
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
331