اولین جلسه از دور سوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رزن با دستور جلسه :((هفته راهنما))با استادی ایجنت محترم مسافر مجید و نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر علی در روز پنجشنبه مورخ ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم، مسافر.
خداوند را شاکرم که بار دیگر اجازه داد در این مکان امن و مقدس حضور داشته باشم؛ جایی که میتوانم آموزش بگیرم، خدمت کنم و در مسیر صراط مستقیم قدم بردارم. بزرگترین کار در هستی، آموزش و خدمت است؛ ابتدا آموزش، سپس خدمت. امیدوارم خداوند توفیق دهد که در این مسیر ثابتقدم بمانم.
اگرچه امسال جشن رسمی نداریم، اما هفتهٔ راهنما همچنان فرصتی ارزشمند برای قدردانی از راهنمایان عزیز است. ما همیشه میگوییم «جشن راهنما»، اما حقیقت این است که قدردانی از راهنما محدود به یک روز نیست؛ این هفته یادآور نعمتی است که خداوند از طریق راهنما به ما عطا کرده است.
یکی از مهمترین چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم، شناخت اهمیت موضوعات است. تا زمانی که اهمیت یک موضوع را ندانیم، نمیتوانیم برای آن قدمی برداریم. برای اینکه بفهمم راهنما چه جایگاهی دارد، باید موضوع را بشکافم. انسان زمانی چیزی را مهم میداند که اثر و دریافت آن را ببیند. ما خدا را بخشنده و مهربان میدانیم، چون نعمتهایش را دریافت کردهایم. اما گاهی آنقدر به نعمتها عادت میکنیم که دیگر نمیبینیمشان.
بصیرت یعنی دیدن نعمتها.
اینکه ببینم چشم دارم، گوش دارم، پا دارم، سالمم، خانواده دارم، همسفر دارم، فرزندم سالم است… اینها چیزهایی است که باید دید و شکر کرد. کسی که نعمتها را نمیبیند، بصیرت ندارد و زندگی خوبی هم نخواهد داشت.

در کنگره یاد گرفتم که رعایت قوانین هستی اساس یک زندگی سالم است:
دروغ نگفتن، رشوه نگرفتن، غیبت نکردن، امانتدار بودن.
سود اینها فقط به خود ما میرسد. همانطور که ضرر خلافها نیز فقط به خود ما برمیگردد.
شکرگزاری الفبای دریافتهاست.
همانطور که برای ساختن کلمه باید الفبا را بلد باشیم، برای ساختن زندگی خوب نیز باید شکرگزاری را بلد باشیم. شکرگزاری فقط یک «تشکر» ساده است؛ تشکر از همسفر، از خانواده، از راهنما، از خداوند. خانهای که در آن تشکر وجود دارد، صفا و آرامش دارد.
در کنگره یاد گرفتم که شکرگزاری سه نوع دارد:
۱. شکر با زبان
۲. شکر با قلب
۳. شکر با عمل
و یکی از مهمترین شکلهای شکر عملی، پاکت است. مقدار آن مهم نیست؛ نیت مهم است. گاهی یک دلنوشته ارزشش از هر مبلغی بیشتر است. مهم این است که بدانی چه چیزی دریافت کردهای و برای آن قدردان باشی.
استاد امین در داستان هابیل و قابیل میگوید:
قابیل بدترین مالش را قربانی کرد و پذیرفته نشد؛
هابیل بهترین مالش را داد و پذیرفته شد.
این یک سنت الهی است:
هرچه با کیفیتتر بدهی، با کیفیتتر دریافت میکنی.
در زندگی هم همین است. کسی که بخشندهتر است، آرامتر و موفقتر زندگی میکند. کسی که فقط مصرفکننده است، هیچگاه حال خوش را تجربه نمیکند.
در کنگره، راهنما کسی است که راستگوست، غیبت نمیکند، الگوست. به همین دلیل زندگیاش برکت دارد. پاکت دادن برای راهنما نیست؛ برای خود ماست. راهنما ۱۱ ماه خدمت میکند و یک روز قدردانی میگیرد؛ هیچ پاکتی نمیتواند زحمات او را جبران کند.
کسی که شکرگزاری را یاد بگیرد، میتواند فردا خودش راهنما شود. کسی که شکرگزاری نکرده باشد، نمیتواند از دیگران توقع شکرگزاری داشته باشد.
در پایان، از همهٔ راهنمایان، از آقای مهندس، و از تمام کسانی که مسیر زندگی ما را روشن کردند، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم همهٔ ما قدردان نعمتهایی باشیم که خداوند در قالب راهنما، آموزش و کنگره ۶۰ به ما عطا کرده است.
ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.
مرزبان کشیک مسافر جواد

رهایی مسافر علی رهجویی راهنمای محترم مسافر حسین


تاریخ مسافر سعدالله
عکاس مسافر ابوالفضل
برگزاری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
85