جلسه نهم از دوره سیو چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دانیال اهواز، با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسه «هفته راهنما»، در روز پنجشنبه مورخ 1404/11/30 از ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، محمد هستم، مسافر.
خدا را شاکرم که امروز توفیق دارم در خدمت شما باشم. از ایجنت محترم و عزیز تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند. حلول ماه مبارک رمضان را خدمت همه عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما بتوانیم از برکات این ماه مبارک بهرهمند شویم.
هفته راهنما را مجدداً و برای چندمین بار به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم؛ به بزرگراهنمای کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام، به راهنمای عزیزم آقای بیات که هرچه دارم مدیون ایشان هستم، و همچنین به آقا فرشید عزیز، راهنمای درمان سیگارم، این هفته را تبریک میگویم. امیدوارم خیر و برکت خدماتی که انجام دادهاند در زندگیشان جاری باشد و خداوند پاداش زحماتشان را عطا فرماید.
دو نفر از دوستان عزیزم نیز در جلسه حضور دارند؛ از پیشکسوتان خدمت، آقا شاهرود عزیز و آقای شهرام عزیز. هرچند ایشان راهنمای مستقیم من نبودند، اما برای من کمتر از راهنما نبودهاند و همواره از راهنماییهای این بزرگواران بهره بردهام. در مقابلشان سر تعظیم فرود میآورم و از زحمات و آموزشهایی که در کنار این عزیزان آموختهام قدردانی میکنم. امیدوارم خداوند این لیاقت را به من عطا کند که بتوانم بخشی از زحماتی را که برای من کشیده شده و آموزشهایی که دریافت کردهام، جبران نمایم و گوشهای از خدمت به کنگره و راهنمایان عزیز را ادا کنم.
تمام تلاشم را کردهام که در کنگره همواره قوانین را اجرا کنم و دستورات آقای مهندس را عملی سازم. من بهعنوان فردی عصبی، سرخورده و گریزان وارد کنگره شدم. روزی که آمدم، با نهایت ناامیدی قدم به این مسیر گذاشتم. خودم، دلم و خدایم میدانیم که با چه حالی وارد کنگره شدم. یقین دارم بسیاری از ما در بدو ورود چنین حال و هوایی را تجربه کردهایم؛ برای بعضی کمتر و برای بعضی بیشتر. حال من بسیار نامناسب بود.
آقای بیات با آغوش باز مرا پذیرفتند؛ با کمال آرامش و راحتی. زمانی که صحبت میکردم، چنان با آرامش و تمرکز گوش میدادند و چنان با طمأنینه پاسخ میدادند که گویی مسئلهای که من آن را بسیار بزرگ میدیدم، برای ایشان اصلاً مسئلهای نبود. این رفتار برایم لذتبخش و آرامشدهنده بود؛ اینکه احساس میکردم فردی هست که همهچیز را میداند و میتواند راه را نشان دهد.
یکی از دغدغههای همیشگی من برای راهنما شدن این بود که اگر روزی راهنما شوم، چگونه میتوانم مانند راهنمای خودم باشم؟ آقای بیات با آن بزرگی و متانت، آقا فرشید با آن عظمت؛ چگونه میتوانستم جایگاه این بزرگان را تصور کنم؟ چگونه میتوانستم به هر سؤالی پاسخ دهم؟ چگونه میتوانستم آن متانت و آرامش را داشته باشم؟ چگونه علاوه بر حل مشکلات خود، به حل مشکلات دیگران نیز بپردازم؟ این موضوع برای من قابل تصور نبود. هدفم راهنما شدن بود، اما فاصلهای که میان خود و این عزیزان میدیدم، بسیار زیاد بود و همین مسئله برایم دشوار بود. تنها ترسم از راهنما شدن این بود که مبادا نتوانم همانگونه درست و شایسته که این عزیزان عمل میکنند، وظیفه راهنمایی را انجام دهم.
اما خداوند مرا در این مسیر قرار داد. هرکس در این مسیر قرار میگیرد، آن آرامش، اعتمادبهنفس، آموزش و توانایی لازم را نیز دریافت میکند. در سفر اول، انسان متوجه بسیاری از مسائل نیست؛ حتی اگر تصور کند که آگاه است، باز هم نکات فراوانی وجود دارد که از دید او پنهان است. در سفر دوم و در خدمتگزاری، فرد بیشتر در مسیر آموزش و مسئولیت قرار میگیرد. اما زمانی که فرد راهنما میشود، واقعاً مسئولیت بسیار بزرگی را بر عهده میگیرد.
.jpg)
هیچیک از ما پیش از راهنما شدن، درک درستی از عملکرد راهنما نداشتیم و هیچ انتظاری هم از ما نمیرود که در سفر اول به این درک برسیم. تنها خود راهنما میداند که چه مسئولیتهایی بر عهده دارد و همکارانش نیز از بخشی از این مسئولیت آگاهاند. یک راهنما مطالعاتی چندین برابر اعضای لژیون خود دارد؛ مطالب را پیشتر نوشته یا بررسی کرده، سایت را دنبال میکند، برنامهریزی میکند و به تمام جزئیات توجه دارد. به رنگ چهره، نحوه بیان، رفتار، پوشش، تفکر و حتی حالات روحی اعضای لژیون توجه میکند.
راهنما تنها به اعضای لژیون خود محدود نمیشود؛ گاهی به حال و احوال اعضای لژیونهای دیگر نیز توجه دارد. نگران حال آنان است؛ اینکه چه کسی حالش خوب است و چه کسی نیست، چه کسی امروز سرحال است و چه کسی نیاز به توجه بیشتری دارد. اگر عضوی خدمت میکند، از او تعریف میکند و او را تشویق مینماید.
همه اینها به این دلیل است که در سفر اول به او کمک شده و اکنون او نیز در جایگاه خدمت قرار گرفته است.
در مورد نوشتن سیدیها، خواهش میکنم آن را صرفاً بهعنوان تکلیف نگاه نکنید، بلکه بهعنوان آموزش ببینید. در کنار درمان با OT، حضور در جلسات و حضور در لژیون را جدی بگیرید. صندلیهای خالی نشان میدهد کسانی که حضور ندارند، از آموزش و از فضای کنگره عقب میمانند؛ نه فقط از صحبتهای من، بلکه از حالوهوای کنگره. امیدوارم غیبتها به دلیل عذر موجه باشد، نه بیتوجهی به آموزش.
امروز در محل کار، همکارانی داشتم که به دلیل نخوردن صبحانه و ناهار دچار افت فشار، سردرد و خوابآلودگی شده بودند. این نشان میدهد ما هنوز در مسیر آموزش و خودشناسی کارهای زیادی داریم. کسانی که در آشپزخانه خدمت میکنند، حتی در هوای گرم کنار گاز میایستند و مسئولیت میپذیرند. هیچکدام با این نیت وارد کنگره نشده بودند، اما امروز با عشق خدمت میکنند.
آقا شارود از روزی که من وارد کنگره شدم، همواره در حال خدمت بودهاند؛ آقا شهرام و دیگر راهنمایان عزیز مانند آقا حسن، آقای ایرج، آقا ایمان و امیررضا نیز همگی تلاش میکنند تا هم آموزش بگیرند و هم به دیگران کمک کنند به حال خوش برسند.
بهعنوان خدمتگزاری که خود را مدیون کنگره میداند، از عزیزان خواهش میکنم برای آزمون راهنمایی شهریورماه آینده آماده باشند. این مسیر دشوار است، اما دستیافتنی است؛ همانگونه که من و دیگران به آن دست یافتیم. بخش زیادی از سؤالات آزمون از آموزشهای لژیون به دست میآید و باقی آن با مطالعه و مرور قابل دستیابی است. حتماً در آزمون شرکت کنید اگر واجد شرایط هستید. کنگره ۶۰ این مسیر را مشخص کرده است تا افرادی که وارد جایگاه راهنمایی میشوند، آموزشهای عمیق و مؤثری دریافت کنند و بتوانند در زندگی خود و دیگران اثر مثبت بگذارند.
در پایان، نکتهای درباره درمان سیگار عرض میکنم. بهواسطه خدمتم در لژیون ویلیام وایت، در زمینه درمان سیگار آموزش میدهم. درمان اعتیاد بدون درمان سیگار کامل نمیشود. کسانی که چندین ماه از سفرشان گذشته و هنوز سیگار مصرف میکنند، باید بدانند درمانشان کامل نیست یا ناقص خواهد بود. سیگار دروازه ورود به اعتیاد و همچنین دروازه خروج از آن است. توصیه میکنم عزیزانی که هنوز به جمعبندی نرسیدهاند یا دچار تردید هستند، حداقل این مسیر را امتحان کنند و در لژیونهای درمان سیگار حضور یابند. درمان سیگار باعث میشود لذت بیشتری از درمان خود ببرید.
انشاءالله همه ما فرمانبردار راهنمایان خود باشیم. در این هفته از راهنمایان تقدیر کردیم و همچنان قدردان خواهیم بود. کنگره به ما آموخته است که قدردان کسانی باشیم که ما را هدایت میکنند و کمک میکنند از دام اعتیاد رها شویم و زندگی شرافت مندانهای را تجربه کنیم.از توجه شما بسیار سپاسگزارم.
تصاویر اولین ضیافت افطار ماه رمضان نمایندگی دانیال اهواز


.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)

.jpg)
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر پیروز (لژیون دهم)
ارسال خبر: مسافر محسن (دبیر سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
140