سومین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی بیرجند ویژه مسافران با دستور جلسه «هفته راهنمایان( DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» با استادی راهنمای محترم تازهواردین مسافر جواد، نگهبانی مسافر مهران و دبیری مسافر محمدابراهیم در روز پنجشنبه مورخ ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر به من فرصت عطا فرمود تا در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم، بر این صندلی بنشینم، خدمت کنم و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. از آقای جواد عزیز، راهنمای لژیون پنجم، صمیمانه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند تا در این جایگاه کسب انرژی کنم. همچنین از مرزبانان محترم، نگهبان و دبیر جلسه قدردانی میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.
در ابتدا، هفته راهنما را به جناب آقای حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان و همچنین به تمامی راهنمایان مجموعه کنگره ۶۰، بهویژه راهنمایان نمایندگی بیرجند، تبریک عرض میکنم. امیدوارم خیر و برکت این هفته در زندگی همه این عزیزان جاری و ساری باشد.
در تقویم کنگره ۶۰ چهار تا پنج جشن پیشبینی شده است که به منظور تقدیر و قدردانی از خدمتگزاران برگزار میشود؛ عزیزانی که برای گسترش حالِ خوب تلاش میکنند. یکی از این جشنها، جشن هفته راهنماست. ترجیح میدهم زیاد صحبت نکنم تا از تجربهها و حس و حال دوستان نسبت به راهنمایانشان بهرهمند شوم و آموزش بگیرم.
نکتهای که در زندگی آموختهام و همچنان در حال یادگیری آن هستم، «سپاسگزاری» است. به باور من، تمام هستی بر پایه شکرگزاری استوار است. اگر قدردان نعمتی که خداوند به ما عطا کرده نباشیم، آن نعمت از ما گرفته خواهد شد. مسیر امروز ما در این دنیا، تعیینکننده مسیر فردای ماست؛ هر انتخابی که امروز انجام میدهیم، نتیجهاش را خواهیم دید.
هر جا که منِ جواد قدر ندانستم، همان نعمت را از دست دادم. روزی قدر سلامتی خود را ندانستم؛ با مواد مخدر آشنا شدم، مدتی مصرف کردم و شاید در ظاهر لذت بردم، اما در ادامه، زندگی از من گرفته شد؛ خانوادهام، کارم، مال و اموالم و بسیاری از داشتههایم را از دست دادم و سهم من تباهی بود.
امروز که در کنگره ۶۰ در مسیر سفر قرار گرفتهام، اگر قدر این فرصت را ندانم، اگر قدر راهنمایم و خدمتگزارانی که از صبح برای باز کردن درِ نمایندگی و برگزاری جلسه تلاش میکنند ندانم، قطعاً این نعمت نیز از من گرفته خواهد شد. این قانون هستی است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر شکرگزار باشیم، خداوند بر نعمتهای ما میافزاید و اگر ناسپاس باشیم، از ما کاسته خواهد شد.
تمام این جشنها برای یادآوری همین موضوع است؛ اینکه بیاموزیم شکرگزار باشیم. اینکه امروز در این جایگاه نشستهام، نتیجه همین شکرگزاری است. وقتی پاکتی همراه با دلنوشتهای برای راهنمایم مینویسم، موضوع صرفاً مبلغ داخل آن نیست؛ مهم آن حس و حالی است که منتقل میشود. حتی اگر تنها یک جمله بر روی کاغذی ساده بنویسم و تقدیم کنم، همان نوشته حامل احساس و قدردانی من است.
در کنگره میآموزم که این فرهنگ را به بیرون از اینجا نیز ببرم؛ اینکه از همسفرم بابت غذایی که آماده کرده تشکر کنم، از نانوا، از راننده تاکسی، از هر کسی که خدمتی انجام میدهد قدردانی نمایم. شاید او دستمزد خود را بگیرد، اما من نیازمند شکرگزاری هستم؛ این برای رشد خودِ من است.
گاهی از شرایط اقتصادی و مشکلات جامعه صحبت میکنیم و گلایه داریم، اما کافی است به نعمتهای سادهای که داریم توجه کنیم؛ اینکه صبح با سلامت از خواب بیدار میشویم، با پای خود حرکت میکنیم و توان انجام امور روزمره را داریم، خود نعمتی بزرگ و شایسته شکرگزاری است.
سالها آنچه داشتم را ندیدم و به دنبال نداشتهها بودم، اما هر جا شکر کردم، خداوند چندین برابر به من عطا کرد. برگزاری این جشنها نیز برای آموزش همین فرهنگ است؛ اینکه بیاموزم شکرگزار باشم. زیرا اگر نیاموزم، آنچه دارم از من گرفته خواهد شد.
وقتی بر سر سفره مینشینم و میگویم «بسمالله الرحمن الرحیم، خدایا شکرت بابت این رزق»، باید بدانم همین لقمه نان نعمتی بزرگ است. افرادی هستند که ثروت فراوان دارند، اما به دلیل بیماری از سادهترین نعمتها محروماند. این سخن از باب قضاوت نیست، بلکه اشاره به قانون طبیعت و قانون الهی است که بر پایه شکرگزاری بنا شده است.
امیدوارم همه ما در مراتب مختلف زندگی، شکرگزاری را بیاموزیم و به واسطه آن، خداوند آنچه خیر و صلاح است به ما عطا فرماید.
مرزبان کشیک: مسافر علی
مرزبان خبری: مسافر جلیل
تایپ: مسافر محمود لژیون پنجم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
40