English Version
This Site Is Available In English

تولد دوباره در مسیر روشنایی

تولد دوباره در مسیر روشنایی

دلنوشته ای در قدردانی از راهنمای عزیز به قلمِ مسافر علی اکبر رهجوی راهنمای محترم مسافر مرتضی از لژیون چهارم نمایندگی بیرجند؛

من پس از ده سال گمراهی و تخریب، وارد مسیر انسان‌ساز کنگره ۶۰ شدم و امروز، پس از گذراندن ۹ ماه در این مسیر شیرین و پرفرازونشیب، دیدگاهی نسبت به جهان پیرامون خود پیدا کرده‌ام که اگر علی‌اکبرِ پیش از ورود به کنگره ۶۰ را با امروز مقایسه کنم، هیچ وجه اشتراکی میان آن دو نمی‌یابم. گویی دوباره متولد شده‌ام و به‌گونه‌ای دیگر تربیت و پرورش یافته‌ام.

امروز وقتی به خود نگاه می‌کنم، دنیایی از شوق و اشتیاق به زندگی در وجودم می‌بینم؛ در حالی که تا چند ماه پیش تصور می‌کردم زندگی بیهوده است و نحوه زیستن اهمیتی ندارد. در آن زمان، ضد‌ارزش‌هایی که در وجودم پرورش یافته بود، مسیر مرا تعیین می‌کردند و من بی‌هدف در همان جهت حرکت می‌کردم.

کمترین توجهی به خانواده‌ام نداشتم و همواره منفعت را بر معرفت ترجیح می‌دادم. برایم مهم نبود در چه راهی قدم می‌گذارم و سرانجام آن مسیر به کجا ختم خواهد شد. به گمان خود، زندگی همان لحظه‌ای بود که در آن قرار داشتم و گذشته و آینده هیچ جایگاهی در اندیشه‌ام نداشت. حتی در افکارم خداوند را مسئول شرایط زندگی خود می‌دانستم و از سرنوشت خویش گله‌مند بودم. روزبه‌روز ناامیدتر می‌شدم و اطرافیانم را نیز با خود به سمت ناامیدی می‌کشیدم.

تا اینکه به فرمان قدرت مطلق، روزنه‌ای از نور به سوی وجودِ غرق در تاریکی من تابید و به طریقی به سمت کنگره ۶۰ هدایت شدم. وارد فضایی سرشار از نور، امید و اشتیاق به زندگی شدم. باورم نمی‌شد افرادی که امروز با آرامش و وقار در آنجا حضور دارند، روزی شرایطی مشابه من داشته‌اند. همان روز دریافتم که راه نجاتی وجود دارد، امید همچنان زنده است و می‌توان از سیاهچال تاریکی بیرون آمد.

امروز با هیچ نوشته و هیچ زبانی نمی‌توانم سپاس خود را نسبت به مسیری که کنگره ۶۰، به‌ویژه جناب آقای مهندس دژاکام و راهنمای عزیزم برایم هموار کرده‌اند، بیان کنم. در درون من معجزه‌ای رخ داده است؛ شهری ویران و متروکه، به آبادی‌ای سرشار از حیات تبدیل شده است.

بیش از هر چیز، تغییرات درونی خود را در نگاه خانواده و اطرافیانم می‌بینم؛ در نگاه پر از افتخار پدر و مادرم، در نوع برخورد اطرافیان و در جایگاهی که تنها پس از ۹ ماه حضور در مسیر کنگره ۶۰ به دست آورده‌ام.

اکنون درک می‌کنم چگونه ممکن است انسانی، چهار سال بدون هیچ‌گونه منت و توقعی، هفته‌ای سه روز از وقت خود را صرف آموزش و نشان دادن راه درست به رهجویان کند. وقتی به این موضوع می‌اندیشم که تنها پس از ۹ ماه چنین تحولی در من ایجاد شده است، با خود می‌گویم پس از ۹ سال چه خواهد شد؟ بی‌تردید ذهن من هنوز ظرفیت درک آن را ندارد؛ اما با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر در پی فهم و تجربه آن هستم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
رابط خبری: مسافر محمد لژیون چهارم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .