English Version
This Site Is Available In English

راهنما واژه‌ای به ظاهر ساده اما پر مفهوم

راهنما واژه‌ای به ظاهر ساده اما پر مفهوم

سلام دوستان مریم (ش) هستم یک همسفر:

تقدیم به شخصی که عشق را در وجودم دمید. راهنما یعنی بارانی که بی‌منت همه را سیراب می‌کند و جانی دوباره می‌بخشد.
راهنما یعنی نشان دهنده مسیر تاریکی به نور، نفرت به عشق، غم به شادی؛ یعنی نمایانگر راه رسیدن به آرامش، نمایانگر راه بهشت و نجات از جهنم درون. من را از جهنمی که سال‌ها وجودم را تسخیر کرده بود، نجات داد. راهنمای عزیزم، شما با کرامتی مانند خورشید زمین دل من را روشن کردید و با صبر و حوصله خود، وجودم را دوباره بازسازی نمودید و عاشقانه به من درس عشق و محبت بلاعوض را یاد دادید. شما مانند مادری که همواره دلسوز فرزندان خود است، اینگونه رفتار نمودید. ضدارزش‌ها را به ما نشان دادید و ما را به طرف ارزش‌ها و نور هدایت کردید.
شما بهترین الگو هستید و برای پیشرفت و ترقی ما زحمت‌های فراوانی کشیدید. مانند شمع سوختید تا ما رشد و پیشرفت کنیم.
اکنون که هر یک از ما از بندهای درونمان به رهایی رسیده‌ایم، همه به خاطر زحمات و تلاش‌های بی‌دریغ شما بوده است.
امیدوارم که روزی بتوانم قدم در مسیر شما بگذارم و مانند شما به پیشرفت جهان کمک کنم. گاهی وقت‌ها که حال بدی داشتم، فقط با دیدن وجود شما انرژی می‌گرفتم و حالم خوب می‌شد. تنها یک راهنما می‌تواند به ما کمک کند تا درد تلخ شکست را به طعم شیرین پیروزی تبدیل کنیم. من این حال خوش را مدیون تلاش‌ها و آموزش‌های شما، راهنمای عزیزم هستم.
این تویی که با دستان پر عطوفت خود، گل‌های علم و ایمان را در گلستان وجود می‌پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می‌ریزی، پس تو را ای راهنما به وسعت نامت سپاس می‌گویم. همان نامی که پنج حرف بیشتر ندارد؛ اما کشیدن هر حرف و صدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد.
هفته نکوداشت مقام راهنما را در ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، از راهنمایان شعبه خواجو و خدمت راهنمای خوبم همسفر بنفشه تبریک می‌گویم.

سلام دوستان مریم (ع) هستم یک همسفر:

در مرور خاطرات زندگی‌ام، واژه‌های بسیاری همچون دوست، همکلاسی، معلم، مدیر و همکار در ذهنم زنده شدند؛ اما در میان همه‌ آن‌ها، به واژه‌ای رسیدم که قلبم را لرزاند و احساسم را دگرگون کرد. راهنما، واژه‌ای به ظاهر ساده اما پرمفهوم بود. راهنما، یعنی شخصی که راه را نشان می‌دهد. راهی که سال‌ها بود گم کرده بودم و هیاهوی دنیا من را به بیراهه‌هایی کشانده بود که دیگر یادم نمی‌آمد در کدام مسیر حس آرامش و امنیت داشتم. در آن روزها بغض و اندوه سراسر وجودم را گرفته بود و در دل آرزو داشتم روزی بتوانم این بغض را بشکنم و بگویم: پشت این لبخند ظاهری، کوهی از درد پنهان است تا اینکه روزی دستی مهربان و حسی سرشار از عشق به سراغم آمد. نمی‌دانم چرا، اما ناگهان تمام وجودم را در برگرفت و در آغوش آن مهربانی، احساسی را یافتم که سال‌ها دنبالش بودم، احساسی که شبیه حس مادر به فرزندش بود. 
او راهنمای من شد و مسیرهای مبهم زندگی‌ام را به من نشان داد. در کنارم نشست، همدرد و همدل من شد.
راهنمایم مسیر دشوار و پر پیچ‌ و خم زندگی را برایم هموار ساخت. چه بسیار لحظه‌هایی که از خود، خانواده و خواسته‌هایش گذشت تا طعم رهایی و آرامش را در کنار عزیزانم به من ارمغان بدهد. او همیشه تلاش کرد عشق بلاعوض را با کلام و رفتار خود، به من هدیه بدهد. هرچند هرگز نمی‌توانم محبت بی‌منت او را جبران کنم؛ اما از صمیم قلب در برابر مهربانی‌اش سر تعظیم فرود می‌آورم و از خداوند می‌خواهم همواره پشتیبان و نگهدار او باشد.‌

سلام دوستان طاهره هستم یک همسفر:

آن‌چه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است. به نام قدرت مطلق الله که آفریننده عشق و محبت است.
در دوران کودکی، پدر، مادر و معلم‌های مدرسه، راهنمای زندگی‌ام بودند و در هر مشکل و سختی از آن‌ها برای حل مشکلاتم کمک می‌خواستم تا زمانی که با گذرگاه سخت زندگی مشترکم روبه‌رو شدم و آن اعتیاد مسافرم بود. از اعماق وجودم درد و رنج را حس می‌کردم؛ اما راه چاره‌ای برایش پیدا نمی‌کردم. شخصی نبود که برای او از این رنج، سخن بگویم. به هیچ عنوان حاضر نبودم در این مورد با پدر و مادرم حرفی بزنم؛ زیرا باعث می‌شد شخصیت مسافرم در نگاه آن‌ها تغییر کند. افراد خانواده و دوستان دور و نزدیک نیز به نظرم گوش شنوایی برای مشکلات من نداشتند. به تنهایی این درد را تحمل می‌کردم تا اینکه اذن ورودم به کنگره صادر شد. در شعبه افرادی با لباس سفید و شال نارنجی رنگ به گردن، به عنوان راهنما حضور داشتند و از جان و دل به دیگران خدمت می‌کردند. آن‌ها مانند مادری مهربان که به کودک خود آموزش می‌دهد، به رهجوی خود با عشق و اشتیاق آموزش می‌دهند، بدون اینکه حقوقی دریافت کنند و از اینکه خانواده‌‌ای در مسیر صراط مستقیم و روشنایی‌ها قرار می‌گیرد، لذت می‌برندبا خود اندیشیدم به راستی راهنما چه انسان از خود گذشته و سخاوتمندی است که با وجود مشکلات خودش این چنین با صبر و حوصله وقت خود را صرف رهایی انسان‌های دیگر می‌کند، دریافتم که او نیز قطعاً راهنمایی صبورتر و سخاوتمندتر داشته که این چنین آموخته‌هایش را در سبد اخلاص به ما منتقل می‌کند. هفته راهنما را خدمت بزرگ راهنمای کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوبم همسفر عطیه تبریک می‌گویم. امیدوارم که در این مسیر به هدف والای کنگره دست یابم.

سلام دوستان نگار هستم یک همسفر:

هفته راهنما را به تمامی راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. انسان‌هایی که بدون هیچ چشم داشتی، چراغ دانایی را در مسیر رهجویان روشن نگاه می‌دارند. راهنما بودن تنها انتقال آموزش نیست؛ بلکه مسئولیتی سنگین، تعهدی عمیق و حضوری آگاهانه در مسیر رشد و تعالی انسان‌ها است.
زمانی که وارد کنگره شدم، ذهنم پر از ابهام و نگاهم آمیخته با اضطراب بود. نمی‌دانستم چگونه باید آغاز کنم و در این مسیر ثابت قدم بمانم. گاهی احساس می‌کردم هر قدمی که برمی‌دارم اشتباه است؛ اما حضور راهنمایم معنای امنیت و نظم را زنده کرد. ایشان با صبوری و متانت، آموزش‌ها را به گونه‌ای منتقل می‌کردند که نه تنها شنیده شود؛ بلکه در جانم بنشیند. گاهی که در مسیرم گم می‌شدم، حرف‌های ایشان مانند چراغی راه را روشن می‌کرد و باعث می‌شد دوباره انگیزه پیدا کنم.
از راهنما همسفر لیلی آموختم که تغییر، فرآیندی تدریجی است و برای رسیدن به آرامش باید آموزش دید و عمل کرد. همچنین آموختم که صبر یعنی اعتماد به زمان و استمرار در حرکت و مسئولیت، یعنی پذیرفتن سهم خود در هر شرایطی.
هر بار که در لژیون می‌نشستم و صحبت‌های ایشان را می‌شنیدم، احساس می‌کردم گویی دریچه‌ای تازه به زندگی‌ام باز می‌شود. گاهی از خود می‌پرسیدم آیا می‌توانم تغییر کنم و پاسخ مثبتش را همیشه در آموزش‌های ایشان می‌یافتم.
در کنار ایشان یاد گرفتم به‌ جای واکنش‌های هیجانی، با تفکر تصمیم بگیرم و به‌ جای سرزنش دیگران، به اصلاح رفتار خودم بپردازم. راهنمایم هرگز من را وابسته نساخت؛ بلکه به من آموزش داد که مستقل بیندیشم و بر پایه آموزش‌ها قدم بردارم.
هفته راهنما یادآور انسان‌هایی است که از سختی‌ها عبور کرده‌اند تا امروز بتوانند راه را برای دیگران هموارتر کنند. قدردان زحمات و آموزش‌های راهنمای گرانقدرم هستم که با دلسوزی و تعهد، مانند مادری مهربان، همواره چراغ مسیرم بوده‌اند. حضور ایشان باعث شد باور کنم که هر گامی هر چند کوچک، ارزشمند است و هیچ تلاشی در مسیر رشد بی‌ثمر نمی‌ماند.
امروز اگر در زندگی‌ام آرامش بیش‌تری جریان دارد، اگر نگاهم منطقی‌تر شده است و اگر در مسیر رشد استوارتر قدم برمی‌دارم، بی‌تردید حاصل هدایت‌های ایشان است.
از خداوند بزرگ برای ایشان سلامتی، توان و توفیق خدمت روزافزون آرزومندم تا همچنان بتوانند منشأ خیر و برکت برای رهجویان باشند. هفته راهنما را صمیمانه تبریک می‌گویم و این روز ارزشمند را گرامی می‌دارم، با آرزوی اینکه همواره راهنمایان ما در مسیر خدمت، پرتوان و پایدار باشند.
همچنین از راهنمایی‌های بی‌دریغ همسفر لیلی که هر بار من را به آرامش و تمرکز دعوت کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:

راهنما سرشار از انرژی، عشق، گذشت و فداکاری است. دلیل علاقمند شدن و ماندگاری من در کنگره، وجود راهنمای عزیزم است؛ زیرا می‌بینم و می‌دانم که او با هزاران مشکل به آن‌چه با خودش عهد کرده، پایبند است. ایشان با تمام مشکلاتش باز وظیفه خود می‌داند که خدمتگزار صادق کنگره باشد تا بهای حال خوشی را که دریافت کرده، بدهد و افرادی همچون من را به حال خوش برساند. راهنما با آموزش‌ها بذر نیکو در وجود رهجو می‌کارد، سپس با عشق و محبت آبیاری می‌کند و در آخر از او استادی کار آزموده می‌سازد که می‌تواند مرهمی بر زخم دیگران باشد. در وادی چهاردهم به عشق و محبتی می‌رسیم که راهنمایان کنگره۶۰  آن را دریافت کرده‌اند و مثل خورشید تابان، گرمای محبت خود را برای دیگران می‌فرستند تا به وجود آن‌ها نیز گرما ببخشند و این یک عشق بلاعوض است؛ اما جواب محبت، محبت و قدردانی است و این وظیفه‌ای به گردن من و تمام اعضا کنگره۶۰ است. اکنون که با این عشق بلاعوض و آموزشی که دریافت کرده‌ایم، مسیری درست را یافتیم و فهمیدیم حال خوش فقط در رفتن به مسیر مستقیم دریافت می‌شود، پس باید قدردان باشیم. آقای مهندس بیان کردند: «با دادن پاکت و دلنوشته، قدردان راهنمایان باشیم». هر چند این دریافت انرژی و آموزش‌های ناب با هیچ چیز جبران نخواهد شد؛ اما این به یاد بودن می‌گوید که جواب محبت و عشق، محبت است. این انرژی در جهان پراکنده خواهد شد و قدرت بخشنده بودن و سپاسگزاری از رب و مربی خود را آموزش می‌گیرم. انشاالله روزی حال همه انسان‌ها خوش باشد و در دنیا فقط عشق و محبت جاری شود.

در پایان سپاسگزار آقای مهندس دژاکام، بزرگ راهنمای کنگره۶۰ و همچنین راهنمای عزیزم هستم. انشاالله بمانم و بتوانم به جایگاه راهنمایی برسم تا زحمات ایشان را جبران کنم و بهای حال خوشم را با دادن عشق به دیگران و خدمت به خلق خدا پرداخت کنم.
هفته راهنما بر شما راهنمایان بزرگوار مبارک باد.

سلام دوستان مینا هستم یک همسفر:

هفته گرامی‌ داشت چراغ‌های هدایت است. افرادی که با نور عشق و تجربه، راه را بر تاریکی‌ها گشودند و همچون ستاره‌ای در آسمان رهایی درخشیدند. این هفته فرصتی است تا دل‌هایمان را سرشار از سپاس و قدردانی کنیم برای افرادی که در مسیر سخت اما پر ثمر رهایی، همانند مادری دلسوز، دوستی امین و راهنمایی خردمند، دستمان را گرفتند و تا ساحل آرامش هدایت نمودند. یادآوری اولین لحظات، گاه با ترس و تردید همراه بود؛ اما نگاه گرم و کلام دلنشین راهنما، طنین‌انداز امید می‌شد. آن‌ها که خود، تندبادهای سختی را تجربه کرده بودند، بهتر می‌دانستند چگونه سکان کشتی طوفان‌زده ما را به سمت بندر امن هدایت کنند. با صبوری، درک و دانشی که از متن زندگی آموخته بودند، واژه‌هایی چون ممکن است، می‌شود‌ و امیدوار باش را در باورمان کاشتند. راهنما نه تنها راه نما است؛ بلکه الگویی از استقامت و خودباوری است. او شاهدی بر تولد دوباره انسان‌ها، شکوفایی گل‌های پژمرده و پرواز پرندگان زخمی است. در هفته راهنما یاد می‌کنیم از تمام افرادی که با دل و جان، این رسالت مقدس را بر دوش کشیدند و با عشق بی‌دریغ خود، دریچه‌ای نو به روی زندگی گشودند.

کنگره۶۰ با اتکا به وجود همین راهنمایان گرانقدر، تبدیل به آشیانه امنی برای رهایی شده است. هر کلامی که از دهان یک راهنما خارج می‌شود، مشعلی است که تاریکی اعتیاد را می‌شکافد و نور امید را در دل‌ها روشن می‌سازد. آن‌ها نه تنها دانش درمان را منتقل می‌کنند؛ بلکه درس زندگی، صبر و عشق را نیز می‌آموزند.
با تمام وجودم، قدردان زحمات راهنمای عزیزم همسفر مریم عزیز و راهنمای تغذیه سالم همسفر فرشته‌ عزیز هستم. سپاسگزارم‌ برای اینکه با جان و دل تجربه‌ خود را با من تقسیم کردید. شما نه تنها راهنمای جسم من، بلکه چراغ هدایت روحم بودید. شما ستون‌های استوار بنای این رهایی هستید و هر موفقیت و رهایی، ادای دینی بر تلاش‌های شما است. هفته راهنما مبارک.

نویسنده: اعضای لژیون‌های (اول)، (چهارم)، (پنجم)، (نوزدهم)، (بیست و یکم) و (بیست و دوم)
رابط خبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بنفشه، همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر طیبه، همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عطیه، همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر لیلی، همسفر سارینا رهجوی راهنما همسفر الهه، همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مریم
ویرایش و ارسال: همسفر ساره رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون هفتم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .